فروش مودم فیبر نوری


» ریاضیدان ، ستاره شناس ، فیلسوف و شاعرعمر خیام نیشابوری

 ریاضیدان ، ستاره شناس ، فیلسوف و شاعرعمر خیام نیشابوری

خیام نیشابوری، ستاره شناس، فیلسوف، ریاضی دان و شاعر دوره ی سلجوقیان است که به خاطر مقام علمی بالایی که داشته به او لقب «حجه الحق» داده بودند، اما بیشتر شهرت و آوازه ی او به خاطر جایگاه ادبی و رباعیاتش می باشد که به چندین زبان زنده ی دنیا ترجمه شده و در اروپا شهرت فراوانی به دست آورده است.

وی در قرن پنجم هجری قمری در شهر نیشابور از توابع استان خراسان رضوی به دنیا آمد. در سنین میانسالی اصول فقه را نزد امام موفق نیشابوری آموزش دید. و پس از آن فلسفه، حدیث، تفسیر، حکمت و ستاره شناسی را به خوبی یاد گرفت. بعضی ها در مورد ایشان این گونه نوشته اند که خیام فلسفه را مستقیما از زبان یونانی آموخته بود.

غیاث الدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم نیشابوری موسوم به خیام از بزرگترین و مشهورترین شعرای تاریخ ایران بعد از اسلام است که معروفیت وی مرزها را در نوردیده و در سرتاسر گیتی به عنوان شاعری خردگرا شناخته شده است. حکیم عمر خیام اگرچه بیشتر به عنوان شاعری رباعی سرا شهره گشته است ولی وی در واقع فیلسوف و ریاضیدانی بزرگ بود که در طول عمر دراز خویش کشفیات مهمی در ریاضیات و نجوم انجام داد. زندگی حکیم همچون عقاید و اندیشههای ژرف و پوینده او در هاله ای از ابهام فرو رفته است و افسانه هایی که به این دانشمند بزرگ نسبت داده اند حقایق و زندگی او را تا حدودی با داستانهایی غیر واقعی درآمیخته است.

ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری مطلب مرتبط ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری


تاریخ زندگی حکیم معلوم نیست ولی بنابر شواهد امر خیام در سال 439 هجری قمری در نیشابور، شهری که به آن عشق میورزید و بخش مهمی از ایام عمرش را در آن گذارند، به دنیا آمده است. دوران کودکی و نوجوانی حکیم نیز کاملا مشخص نیست ولی بطور قطع وی مطالعات خود در زمینه علوم معمول آن روز را در نیشابور سپری کرده و به سبب نبوغ ذاتی و ذهن خلاق و استعداد والای خویش به دستاوردهای شگرفی نایل آمده است.


نقل شده است که خیام در کودکی با خواجه نظام الملک طوسی و حسن صباح مؤسس فرقه اسماعیلیه همدرس بود و آن سه عهد کردند هر یک در بزرگی به منصب و مقامی دست یافت دو یار دبستانی دیگر را نیز بالا کشد… این روایت براساس تحقیقات دانشمندان و مقایسه تاریخی زندگی این سه شخصیت برجسته قاطعانه رد شده است حکیم عمر خیام ظاهرا پس از کسب علوم و معارف عصر خویش رهسپار سمرقند گشت و در این شهر مورد توجه امیر قرخانیان شمسالملک نصربن ابراهیم قرار گرفت و رساله معروف خود درباره جبر را نیز در همین زمان به رشته تحریر در آورد خیام سپس عازم اصفهانشد و به خدمت ملکشاه سلجوقی درآمد و به اصلاح تقویم ایرانی و بنای رصدخانهای در اصفهان همت گماشت.


سلطان ملکشاه در دوره سلطنت خویش حکیم جوان را سخت گرامی داشت و امکانات فراوانی برای فعالیتهای علمی در اختیار خیام گذاشت. پس از روی کار آمدن سلطان سنجر سلجوقی حکیم عمر خیام که در زمره ندمای خاص سلطان ملکشاه بود به خدمت وی درآمد و حتی سلطان را که دچار آبله سختی شده بود مورد معالجه و درمان قرارداد ولی سنجر هیچگاه نظر مساعدی نسبت به خیام نداشت.


از این روی وی مدتی کوتاه پس از بر تخت نشستن سلطان سنجر به زادگاه خویش نیشابور بازگشت و باقیمانده عمرش رادر این شهر به انزوا و گوشه نشینی گذارند.حوادث اواخر عمر خیام ناقص و ناکافی است و مهمترین روایتی که در مورد زندگی وی در دست است حکایتی است که نظامی عروضی از این دانشمند بزرگ آورده است: (در زمستان سال 506 هجری قمری به شهر مرو سلطان کس فرستاد به خواجه بزرگ صدرالدین (ابوجعفر) محمد بن المظفر (رحمها…) که خواجه امام عمر را بگوی تا اختیاری کند که به شکار رویم که اندر آن چند روز برف و باران نیاید و خواجه امام عمر در صحبت خواجه بود و در سرای او فرود آمدی.


خواجه کس فرستاد و او را بخواند و ماجرا با وی بگفت و برفت و دو روز در آن کرد و اختیاری نیکو کرد، و خود برفت و با اختیار سلطان را برنشاند. و چون سلطان برنشست و یک بانگ زمین برفت ابر درهم کشید و باد برخاست و برف و دمه در ایستاد. خنده ها کردند. سلطان خواست که باز گردد، خواجه امام(عمر) گفت پادشاه دل فارغ دارد که همین ساعت ابر باز شود و در این پنج روز هیچ نم نباشد. سلطان براند ابر باز شد و در آن پنج روز هیچ نم نبود و کس ابر ندید.) این پیش گویی ظاهرا در شصت وهفتمین سال از زندگی خیام صورت گرفته است. در فاصله شانزده سال آخر عمر حکیم کمتر اطلاعی از زندگی وی در دست است.

حدود سال 449 هجری قمری زیر نظر و به سرپرستی ابوطاهر که قاضی القضات سمرقند بود، یک کتاب به زبان عربی در مورد معادله های درجه سوم نوشت و نام آن را «رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله» گذاشت، و از آن جایی که با خواجه نظام الملک طوسی رابطه ای صمیمی و نزدیک داشت، این کتاب را به ایشان تقدیم نمود.


حکیم عمر خیام نیشابوری توسط پادشاه جلال الدین ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان دعوت شد تا مسئولیت و سرپرستی رصدخانه ی اصفهان را بر عهده بگیرد. زمان اقامت ایشان در اصفهان هجده سال طول کشید.


خیام زیج ملکشاهی یا همان سالنامه آماده شد و طرح سر و سامان دادن به گاه شمار را تنظیم کرد. وی گاه شمار جلالی یا همان تقویم جلالی را که به نام جلال الدین ملک شاه معروف است دسته بندی کرد، اما پس از مرگ ملک شاه این گاه شماری به کار گرفته نشد.


عمر خیام به عنوان ستاره شناس در دربار مشغول خدمت بود، اگرچه خودش به ستاره شناسی اعتقاد زیادی نداشت، توانست مهم ترین و تاثیرگذارترین اثر ریاضی خود را به نام «رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس» تالیف کرد و در آن به شرح خطوط موازی و نظریه نسبت ها پرداخت.


عکس روز ناسا از یک خوشه ستاره‌ای جوان مطلب مرتبط عکس روز ناسا از یک خوشه ستاره‌ای جوان

هنگامی که سلطان سنجر، پسر ملک شاه در کودکی دچار بیماری آبله شده بود، خیام او را درمان کرده و از چنگال این بیماری نجات داده بود.

پس از مرگ ملک شاه و کشته شدن نظام الملک وزیر دربار، خیام مورد بی مهری های زیادی قرار گرفت، به گونه ای که کمک مالی به رصدخانه زیج قطع شد. پس از سال 479 هجری قمری، خیام تصمیم گرفت اصفهان را ترک کند و به مرو که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب شده بود برود.

کتاب های «میزان الحکم» و «قسطاس المستقیم» را احتمالا در همان جا تالیف کرد. و کتاب «مشکلات الحساب» را نیز احتمالا در همین سال ها به رشته ی تحریر در آورده است. غلامحسین مراقبی پژوهشگر و محقق در زمینه ی تاریخ ایران در مورد حکیم عمر خیام نیشابوری گفته که ایشان در طول زندگی خود هرگز ازدواج نکرده و همسری نداشته است.

ریاضیات و ستاره شناسی

خیام نخستین کسی است که به تحقیق منظم علمی در معادله های درجه اول، دوم و سوم پرداخته و آن ها را به صورت تحسین آوری طبقه بندی نموده است. کتاب وی در مورد علم جبر که شامل این تحقیقات است، نشان دهنده ی فکر منظم علمی او می باشد و یکی از برجسته ترین آثار قرون وسطایی در این علم می باشد.


همچنین یکی از مهم ترین و برجسته ترین کارهای خیام سر و سامان دادن به گاه شماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام الملک در دوره پادشاهی ملک شاه سلجوقی به شمار می آید. وی برای این کار مدار گردش کره ی زمین به دور خورشید را تا 16 رقم اعشار محاسبه کرد. کار او در 25 فروردین سال 458 هجری شمسی به اتمام رسید.

حکیم خیام نیشابوری در زمینه ی ستاره شناسی و ریاضی دانی کتاب ها و پژوهش های مهمی از خود بر جای گذاشته است. که از جمله آن ها می توان به کتاب زیر اشاره کرد:


رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله، که در آن بیشتر از جبر هندسی برای حل معادلات درجه سوم استفاده می کند. برگن معتقد است هرکسی که ترجمه ی انگلیسی جبر خیام را به دفعات بخواند، متوجه استدلالات روشن خیام خواهد شد و از نکات خیلی جالبی در مورد تاریخ انواع گوناگون معادلات اطلاع پیدا خواهد کرد.


حکیم عمر خیام در دوران زندگی خود به واکاوی ریاضی موسیقی نیز همت گماشته و در کتاب «القول علی اجناس التی بالاربعاء» مسئله ی تقسیم یک چهارم را به سه فاصله ی مربوط به مایه های بی نیم پرده، با نیم پرده بالا رونده و یک چهارم پرده توضیح می دهد.


عمرخیام تمام زندگی خود را به عنوان فیلسوف و ریاضیدانی مشهور پشت سر گذاشت، در صورتی که حتی شاعران هم دوره اش مانند ابوالحسن بیهقی و نظامی عروضی از اشعار و رباعیاتی که اکنون باعث شهرت و افتخار او شده است، اطلاعی نداشتند.


تعداد رباعیات خیام 57 تا می باشد که به کمک آن ها می توان تا حد زیادی به زبان شاعری و روش فلسفی او پی برد. زبان خیام نیشابوری در شعر بسیار ساده، طبیعی و بی آلایش است و در شاعری پیرو کسی نمی باشد. مشخص است که هدف این حکیم بزرگوار از سرودن این رباعیات شاعری نبوده است بلکه بیشتر به خاطر داشتن ذوق شاعری بینش های فلسفی خود را در قالب شعر بیان می کرده است.


رباعیات خیام به چند دسته ی کلی تقسیم می شود که شامل راز آفرینش، از ازل نوشته، درد زندگی، گردش دوران، دم را دریابیم، ذرات گردنده و هرچه بادا باد می باشد.


مرگ و آرامگاه عمر خیام

مورخان زمان مرگ خیام نیشابوری را در حدود سال های 517 تا 520 هجری قمری در زادگاه خود نیشابور می دانند. گروهی از تذکره نویسان هم تاریخ فوت او را سال 516هجری قمری نوشته اند.

اما سرانجام پس از انجام تحقیق ها و بررسی های لازم، تاریخ دقیق مرگ خیام نیشابوری را سال 517هجری قمری اعلام کرده اند. آرامگاه ایشان در حال حاضر در شهر نیشابور قرار دارد، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق (ع) واقع شده است.

یکی از حفره های ماه به افتخار این حکیم عالی قدر به نام عمر خیام نام گذاری شده است. و سیارک 3095 در سال 1980به نام وی نامگذاری شد.


در سال 1956 فیلم آمریکایی عمر خیام ساخته شد. همچنین فیلم میراث دار: افسانه عمر خیام، فیلم آمریکایی دیگری است که در سال 2005ساخته شد.


خیام شخصیت اصلی رمان سمرقند اثر امین معلوف می باشد. وی همچنین یکی از موضوعات بحث میان دو تن از شخصیت های رمان «گرگ دریا» اثر جک لندن نیز می باشد.


کتاب ها و آثار حکیم عمر خیام

کتابهای خیام


الرساله فی البراهین علی مسائل علم جبر و المقابله

الرساله فی الاحتیال المعرفه مقداری الذهب و الفضه فی جسم مرکب منها

الرساله فی شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس

ترجمه فارسی خطبه ی ابن سینا در توحید

الرساله فی قسمه ربع الدایره

رساله فی الکون و التکلیف

الرساله القول علی جناس التی بالاربعه

الساله ضروره التضاد فی العالم و الجبر و البقاء

الرساله الالضیاء العقلی فی موضوع العلم الکلی

الرساله فی علم کلیات وجود

الرساله فی الوجود

الرساله جواب الثلاث مسائل

نوروزنامه

رباعیها

مشکلات حساب

شرح المشکل من کتاب الموسیقی

مختصر فی طبیعیات

لوازم الامکنه

میزان الحکمه

قسطاس المستقیم

رساله مسائل الحساب

القول علی اجناس آلتی بالاربعاء

رساله کَون و تکلیف


رباعیات خیام

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

بیدادگری شیوه دیرینه تست

ای خاک اگر سینه تو بشکافند

بس گوهر قیمتی که در سینه تست


این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

در بند سر زلف نگاری بوده‌ست

این دسته که بر گردن او می بینی

دستی ست که برگردن یاری بوده است


اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

این حل معما نه تو خوانی و نه من

هست در پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من


گر کار فلک به عدل سنجیده بدی

احوال فلک جمله پسندیده بدی

ور عدل بدی بکارها در گردون

کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی


یک روز ز بند عالم آزاد نیم

یک دمزدن از وجود خود شاد نیم

شاگردی روزگار کردم بسیار

در کار جهان هنوز استاد نیم


در کارگه کوزه گری رفتم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

ناگاه یکی کوزه برآورد خروش

کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش


از جمله رفتگان این راه دراز

باز آمده کیست تا بما گوید باز

پس بر سر این دو راههٔ آز و نیاز

تا هیچ نمانی که نمی آیی باز


آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی

معذوری اگر در طلبش میکوشی

باقی همه رایگان نیرزد هشدار

تا عمر گرانبها بدان نفروشی


در کارگه کوزه گری کردم رای

در پایه چرخ دیدم استاد بپای

میکرد دلیر کوزه را دسته و سر

از کله پادشاه و از دست گدای


آن قصر که جمشید در او جام گرفت

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت


تبلیغات در ارم بلاگ
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  مصباح ترمز   |   توری سایبان گلخانه   |   خرید آنتی ویروس   |   مجله آشپزی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خرید کتراک   |   مشاور ایرانی در لندن   |   فروش تجهیزات ویپ   |   لینک پرومکس   |   بلاگسازان   |   آزمون نظام مهندسی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


آموزش تصویری حرکات بدنسازی آموزش تصویری حرکات بدنسازی مشاهده