» میراث جهانی یونسکو در ایران
پاسارگاد : یکی از قدیمی ترین اقامتگاه های پادشاهان هخامنشی است که توسط کوروش بزرگ تأسیس شده است، کوروش بزرگ در تاریخ ایران بیش از حد مهم است ، او بنیانگذار امپراتوری هخامنشی ، بزرگترین امپراتوری در 2500 سال پیش بود که بیش از 300 سال بر همه کشورهای متمدن آن دوره حاکم است
پاسارگاد ، پایتخت جادار و آخرین مکان استراحت کوروش بزرگ (559-530 پیش از میلاد). این محوطه در شمال فارس در دشت حاصلخیز و حاصلخیز و خوش آب و هوا (دشت مرقب) واقع شده است ، 1900 متر از سطح دریا در 30 ° 15 'N و 53 ° 14' E قرار دارد و در یک خط مستقیم پاسارگاد قرار دارد. 40 کیلومتری شمال شرقی تخت جمشید؛ و ، در حالی که جاده مدرن 80 کیلومتر طول می کشد تا فاصله بین این دو منطقه را بپوشاند ، مسیری که توسط بزرگراه پیش مدرن در نظر گرفته شده است ، به دنبال مسیر نسبتاً مستقیم رودخانه پولوار50 کیلومتر طول داشت.
سازههای تاریخی این مکان باید به مسجد پاسارگاد، باغ پادشاهی پاسارگاد، کاخ دروازه، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آرامگاه کمبوجیه، کاروانسرای مظفری و آبنماهای باغ شاهی اشاره کرد. اما بدون شک برجستهترین جاذبهی آن آرامگاه کوروش بزرگ است که پیشتر به «مشهد مادر سلیمان» شهرت داشت. مجموعه پاسارگاد به عنوان پنجمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو، در تاریخ تیرماه 1383 به ثبت رسید.
بر اساس روایتی از هرودت، کوروش پس از فتوحات فراوان در تاریخ 526 پیش از میلاد، به قبایل سکاها در آسیای مرکزی حمله کرد که متاسفانه در جنگ با ماساگتها (یکی از اقوام ایرانیتبار و یک تیرهی سکایی نیمهصحراگرد در آسیای میانه) کشته و در پاسارگاد به خاک سپرده شد. پاسارگاد در دشتی به ارتفاع 1900متری از سطح محصور در میان کوهستان قرار دارد.
پاسارگاد در فاصله حدود 135 كیلومتری شیراز و در فاصله سه كیلومتری جاده آسفالته شیراز به آباده قرار دارد. دشتی كه پاسارگاد در آن واقع شده، به نام دشت مرغاب نامیده می شود. به دلیل وجود رودخانه بلوار در این دشت، جلگه مرغاب همواره بارور و نشیمنگاه اقوام مختلف بوده است. پاسارگاد بر خلاف تصوری که در میان عامه مردم وجود دارد؛ تنها یک مقبره نیست، بلکه مجموعه ای است گسترده از کاخ ها و بناهای گوناگون که در تمام دشت پراکنده شده اند. کاخ های پاسارگاد، 2500 سال پیش به دستور کوروش کبیر بنا شده است. آرامگاه کوروش، کاخ اختصاصی کوروش، نقش انسان بالدار، کاخ بار عام کوروش، کاخ تشریفات و ساختمان مذهبی (آتشکده) از ساخته های باقی مانده در این مجموعه تاریخی است. اما شاید مهم ترین اثر و در واقع شناخته شده ترین اثر موجود در پاسارگاد همان مقبره کوروش کبیر باشد که به دستور خود او برای خاکسپاریش ساخته شده است
ساخت عمده بناهای پاسارگاد مصالحی همچون سنگ، آجر، خشت خام و چوب به کار رفته است. البته از چوب بیشتر برای پوشاندن سقف استفاده شده است. رنگ آجرهای به کار رفته در این مجموعه قرمز و به طول 45 سانتیمتر، عرض 22 و قطر 5٫5 سانتیمتر هستند. سنگ آهکی سفید رنگ، سنگ کبود سخت و سیاه مرمرین شکننده نیز از جمله مصالح تشکیلدهندهی آن هستند.
نخستین پایتخت اقوام ایرانی و امپراتوری هخامنشیان ، پاسارگاد بین مرودشت امروزی و سعادت آباد در فاصله 130 کیلومتری شمال شرقی شیراز ، نه چندان دور از جاده اصفهان - شیراز و کمتر از 50 کیلومتری تخت جمشید واقع شده است. دهکده مجاور ، به همان روشهای افسانه ای معروف است که پرسپولیس با عنوان تخت جمشید (عرش جمشید) معروف است ،مادر سلیمان نامیده می شود. اما در مورد کوروش بزرگ (550-530 پیش از میلاد) و پسرش کامبیز دوم (530-521 پیش از میلاد) اسطوره شناسی وجود ندارد که با تأثیر واضح از زیگورات بین النهرین ، اردوگاه نظامی و ساختمانهای مرتبط را که بازدید کننده اکنون می بیند ایجاد کرده است .
کوروش در 550 سال قبل از میلاد برادر و پدربزرگ خود ، پادشاه آستیجز در این زمینه شکست و تصمیم گرفت که مقر خود را در اینجا بسازد. در اینجا بنایی وجود دارد که عموماً توافق می شود که مقبره کوروش است که در طول عمر وی ساخته شده است. این مقبره پله دار تحمیل شده با ارتفاع 12 متر از کوروش ، که سادگی و عظمت و عظمت و عظمتی را که انسان را به یک فاتح جهانی بالقوه تبدیل کرده است ، نشان می دهد ، و بر طبق آنچه سزاوار آن است ، بر پاسارگاد مسلط می شود.
این محفظه شامل یک اتاقک کوچک است که توسط زیر زمینی از شش دوره متولد شده و به سمت پایین کاهش می یابد ، تا مراحل را تشکیل دهد. مقبره کاملاً از سنگ مگالیتیک ساخته شده است. در اصل مگی ، نگهبانان مقبره کوروش ، در باغ های اطراف در یک خانه جداگانه زندگی می کردند. فضای داخلی مقبره بسیار غلیظ بود. جسد ملایم پادشاه در یک سارکوفاگوس طلایی روی یک نیمکت طلا قرار داشت ، با یک جدول طلایی در کنار آن ، که گنجینه های مختلفی بر روی آن گذاشته شده بود. اسکندر کبیر چندین زیارتگاه را برای مقبره انجام داد که آخرین آنها پس از غیبت در هندوستان از بین رفت.
نویسندگان مختلف کلاسیک از کتیبه ای بر روی مقبره یاد می کنند که هیچ اثری از آن باقی نمی ماند. با توجه به استرابو این شرح است: "ای انسان ، من کوروش هستم که امپراتوری پارس ها را تأسیس کردم و پادشاه آسیا بودم. بنابراین این بنای یادبود من را مضحک نکنید. "در زمان های قدیم با یک بنایی محاصره شده بود ، اما برخی از پایه های آن هنوز هم می توان دید. درب یکپارچه یک محفظه دفن شده (اکنون مفقود شده است) فقط می تواند از داخل آن باز شود اما سارقین مبتکر ، یک سنگ را در آستانه قیم کرده و زیر درب آن پیچیده بودند. محتویات این مقبره که اسکندر از آنجا بازدید کرده بود ، در زمان اختلالاتی که به دنبال عزیمت دومی به باکتریانا و هند به سر برد ، به رغم یک نگهبان دائمی جادوگری ، که روزانه یک گوسفند و یک کاخ اسب در سمت چپ دریافت می کرد ، غارت می شد و به مخاطب منتهی می شد. تالار هر دو کاخ تا سال 1971 توسط دیوارهای محافظ احاطه شده بودند و برخلاف نقشه بعدی ، مربع کاخ های تخت جمشید در نقشه طاقچه ساخته شده اند. فقط یک ستون مخروطی از هشت پایه اصلی در تالار مرکزی بلند قصر مخاطبان قرار دارد که یک لانه لک لک در شغل دائمی در بالای آن است. در اصل شیر دو شاخ باعث ایجاد پایتخت ها می شود. چهار پرتوی سقف کم نیز توسط ستون ها پشتیبانی شد ، 48 پشتیبانی از ستون شمالی.
بر روی درهای کاخ ،آثار برجسته ایی از الهام بخشی آشوری دیده می شود ، در حالی که در گوشه جنوب شرقی یک شافت سنگی دارای کتیبه میخی به زبانهای پارسی قدیم ، ایلامی و بابل است و می خواند "من کوروش ، پادشاه ، هخامنشی" (ساخت این ) طبق آخرین نتیجه گیری آقای دیوید استروناچ ، مدیر انستیتوی مطالعات انگلیس ، که کاوش های خود را از سال 1961 تا 1963 انجام داده است ، نقشه عجیب نامتقارن کاخ مسکونی و کیفیت پایین و پایین مغازه غربی ، هر دو می تواند باشد. منسوب به این واقعیت است که کوروش هرگز این بنای تاریخی را به پایان نرسانده و آن داریوش که منافع اصلی ساختمان او در جایی دیگر قرار دارد ، علاقه ای به تکمیل کل مفهوم ندارد. اثری از گچ قرمز ، سفید و آبی یافت شده است که ظاهراً برای پوشاندن ستون های چوبی در بخشی از سازه استفاده می شده است.
از این کاخ پیاده روی در جاده اصلی هخامنشیان به سمت شمال به سمت بقایای به اصطلاح زندگان سلیمان (زندان سلیمان) منتهی می شود که کبه زردشت در نقشش رستم از ماکت بهتری نگهداری شده است. کمی به شمال شرقی دوباره به یک سکوی سنگی بزرگ بر روی تپه معروف به تخت مادار سلیمان (عرش مادر سلیمان) می رسید که بدون خمپاره اما با گیره های فلزی نصب شده است ، که اکثراً اکنون دزدیده شده اند. در آخرین کاوش ها پله های سنگی سنگین در ضلع شمالی سکو و چهار مرحله اشغال مشخص دیده شده است.
در حالی که واقعاً در مسیر سنتی شیراز به سمت شمال ایران واقع شده بود ، خرابه های پاسارگاد از دیرباز برای مسافران خاورمیانه شناخته شده بود. در اوایل سال 1474 ونیزی جوزفات باربارو از "مقبره مادر سلیمان" می نویسد ، تعیین محلی برای این سازه که بعداً به عنوان مقبره کوروش مشخص می شود ،
کوروش کاخ ها و بناهای باشکوه بسیاری را در طی فتوحات خود دیده بود و خاطره بناهای مرمرین یونانی در خاطرش نقش بسته بود. یک باغ زیبا که همه چیز در آن نو و بدیع بود. شیوه کاشت درختان و جوی های آبی که در بستر سنگی با چندین حوضچه در مسیر، تمام طول باغ را می پیمود از ویژگی های بارز باغی بود که به پردیش کوروش شهره است و آب نماهای حیرت انگیزی آن را آراسته بودند.
دژ یا همان تخت سلیمان مشهور این روزها هم در شمال طرح جای گرفته اما جنوب این پردیس زیبا را آرامگاهی زینت می بخشید که چند سال بعد محل آرام گرفتن کوروش بود. پاسارگاد سکوی پرتاب و تحول معماری ایرانی و آغاز دوران باشکوه معماری هخامنشی بود و صد البته پایتخت نخستین امپراطوری جهان که رنگ و بویی از تمام سرزمین های تحت سیطره اش داشت.
آرامگاه کوروش! یک بنای سنگی با ارتفاعی 11 متری با تخته سنگ های بزرگ تقریبا سفید رنگ که شش ردیف پله مانند و یک بنای کوچک شیروانی آن را تبدیل به یک بنای هفت طبقه کرده است. آرامگاهی با 25 قرن قدمت که هیچ گونه ملاتی بین سنگ های آن به کار نرفته و سنگ ها با بست های فلزی به یکدیگر متصل شده اند. طبقه هفتم آرامگاه، خزانه نامیده می شود و نقل است که تابوت زرین کوروش حاوی پیکر مومیایی پادشاه به همراه جواهرات بسیاری در این خزانه قرار داشت. کوروش در جنگ با سکاها کشته شد و پیکرش به این آرامگاه انتقال یافت. شاید جالب باشد اگر بدانید طرح این آرامگاه متعلق به خود کوروش است چرا که با تمام طرح ها به طرز جالبی هم خوانی دارد.
در سال 1820 در طی یک سری کاوش ها و استناد به مدارک موجود این آرامگاه به کوروش منتسب شد. این آرامگاه در طول تاریخ همواره مورد احترام بوده است. هخامنشیان تاجگذاری خود را در این مکان انجام می دادند. به هنگام حمله ویران گر اسکندر مقدونی زمانی که اسکندر فاتحانه به مقبره کوروش رسید با لوحی مواجه شده بود که کوروش خطاب به مخاطبی که انگار انتظار روبرو شدنش را داشت از مرگ و فانی بودن دنیا و احترام به مقبره اش سخن گفته بود. اسکندر نیز به احترام کوروش هیچ آسیبی به مقبره وارد نکرد و دستور داد تا داخل آن را تزیین کنند.
این مقبره در میان مردم عامی به مشهد مادر سلیمان شهره شد چرا که مردم عامی ساخت چنین بنایی را به اجنه دربند سلیمان نبی نسبت می دانند. در دوران اتابکان نیز به دلیل احترام این مکان محرابی در داخل اتاقک کنده کاری شد در حالی که سایر قسمت های پاسارگاد تقریبا از بین رفته بود.
کاخ بار عام
بار عام بودن یک کاخ نشان از به حضور پذیرفتن میهمانان توسط پادشاه در محل کاخ است. تمامی مقامات و میهمانان که تحت حکومت و سیطره هخامنشی قرار داشتند برای دیدن پادشاه عازم این کاخ می شدند. اگر مناطق تحت حکومت هخامنشیان را در نظر بگیرید می توان ادعا کرد که تقریبا نمایندگانی از اغلب نقاط جهان در این کاخ حضور می یافتند، یک دورهمی آن هم با رنگ و بوی بین المللی. کاخی چهار ایوانی با یک تالار وسیع که چندین ستون داشته و از هر چهار ایوان راه هایی برای ورود به تالار تعبیه شده بود.
از ستون های تالار تنها یک ستون برجای مانده بنابر گفته ها در زمان اتابک زنگی مسجدی در کنار آرامگاه ساخته شد که از این ستون ها برای ساختن آن استفاده شد، البته چندین سال بعد برخی ستون ها به جای خود بازگردانده شد. ایوان های چهارگانه ستون های متعددی داشتند که بیشترینشان 48 ستون در ایوان شمال شرقی بود. هر کدام از درگاه ها شکل و شمایل خاصی دارند.
انسان، عقاب، ماهی وگاو از جمله نقش های استفاده شده بودند که از فرهنگ های دیگر در این معماری به کار رفته اند اما خیالتان راحت چرا که روح و جانشان رنگ و بوی ایرانی گرفته است.
مهم ترین بخش کاخ بار عام یک نوشته میخی حک شده بر روی سنگ است که به سه زبان پر استفاده آن روزهای امپراطوری هخامنشی، پارسی، عیلامی و بابلی، نقش بسته است. متن نوشته بدین صورت است: "من کوروش شاه هخامنشی ام
زندان سلیمان
"آرامگاه کمبوجیه" یا همان "زندان سلیمان". یک دیواره سنگی عمودی 14 متری تنها بازمانده بنایی است که بنا به گفته باستان شناسان ساخته و پرداخته خود کوروش بوده است. بنایی که گمانه زنی های زیادی در مورد آن وجود دارد.
مرد بالدار
یکی از معروفترین آنها است. بسیاری بر این عقیده اند که این طرح نشاندهنده تمام و کمال بودن شخصیت و افکار کوروش است. یک مرد با چهار بال آشوری و ردایی بلند و تاجی بر سر در حال نیایش بر سر در کنار دو مار کبری قرارگرفته و مردی ریشدار که یکی از دستهایش را پیش رو گرفته و دست دیگرش را در راستای بالهایش قرار داده و دو بال به سمت آسمان نشانگر نیایش است. میتوان گفت این مجسمه سالمترین طرح باقیمانده از این مجموعه است.
تل تخت
در بالای یک تپه قرارگرفته که از تختهسنگهای بزرگ بدون ملات ساختهشده اما امروزه آثار کمی از آن باقیمانده است. هر قسمت از این بنا مربوط به دورهای از تاریخ مانند هخامنشیان، اشکانیان، سلوکیان و ساسانیان میشود که به یادگار مانده است، به همین دلیل طرح اولیه این بنا بطورکلی عوضشده و حالت دیگری به خود گرفته است.
کاخ اختصاصی
این کاخ متعلق به کوروش بزرگ و محل زندگی پادشاه بوده است. این کاخ دارای تالار بزرگ با ایوانهای شرقی و غربی می باشد که ورودیهای اصلی آنجا هستند. همچنین با توجه به معماری قدیم دارای دو ورودی فرعی نیز هست. کاخ اختصاصی در شمال بوستان پاسارگاد قرار دارد که نشاندهنده بخش مسکونی کاخ هخامنشیان است. این مجموعه دارای ستونهای بزرگ و پهنی است که به آن جزر سنگی نیز میگویند. کوروش با ردای بلند پادشاهی قبل از همه زیر چتری در حال حرکت است. در کاخ اختصاصی نیز سنگنوشتهای را با همان جمله من کوروش هخامنشیام به سه زبان باستانی خواهید دید. دو سکوی سفید سنگی نیز در این محوطه وجود دارد که یکی از سکوها دارای چند پله است و سکوی دیگر پله ندارد. همین دو سکو حس و حال عجیبی را به تماشاگران میدهد. در قدیم، این دو سکو محل انجام عبادت مانند روشن کردن آتش بوده است.
کاخ نشیمن
قسمتهای زیادی از کاخها و بناهای تاریخی تخریبشدهاند، اما هنوز هم بخشهایی از آن باقیمانده و جزو زیباترینهای پاسارگاد بهحساب میآید.
برج سنگی
زیباترین قسمتهای پاسارگاد همین برج است که در ابتدا چهارگوش بوده اما حالا فقط دیوارهای از آن باقیمانده است. میتوان گفت این برج جزو خاصترین آثار معماری هخامنشی است، زیرا در ساختش از سنگهای مرمر و سیاه استفاده شده است.
در دامنه کوه های سربه فلک کشیده زاگرس، سرزمینی قرار دارد که کاوش های باستان شناسی قدمت آن را به دوران پارینه سنگی نسبت می دهند. سرزمینی تاریخی که گرچه قدمتی طولانی دارد اما تمام شهرتش را مدیون سلسله قدرتمند هخامنشیان است. سرزمین پارس مهد پادشاهان، جایی که هخامنش در آن ریشه دوانده است.
در حدود سال 550 میلادی، به سال هایی که کوروش بزرگ با شکست آخرین پادشاه مادها، مسرور و سرخوش دشتی را به یمن نزدیکی به محل نبرد بزرگش و موقعیت استراتژیک آن به عنوان پایتخت برگزید. پیروزی بر مادها آغازگر سلسله پیروزی های کوروش بود، سرزمین ها یک به یک فتح می شد و شهرت و محبوبیت کوروش تا آن سوی آب ها و سرزمین های ناشناخته و حکومت کوچک پادشاه به سوی عظیم ترین امپراطوری تمام تاریخ جهان پیش می رفت.


وبلاگ سرگرمی و دانستنی ها
مطلب مرتبط
ساحل ویرجینیا- اقیانوس اطلس شمالی
مطلب مرتبط
تصاویر گردشگری تاریخی و فرهنگی استانبول