مجله آشپزی شکمو

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» افراد مشهور | مشاهیر ، اساطیر،محقق و دانشمندان

افراد مشهور | مشاهیر ، اساطیر،محقق و دانشمندان

مریم میرزاخانی بزرگترین ریاضی دان زن جهان

ریاضی‌دان ایرانی-آمریکایی و استاد دانشگاه استنفورد بود. میرزاخانی در سال 2014 به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برندهٔ مدال فیلدز شد، که بالاترین جایزه در ریاضیات است. وی نخستین زن و نخستین ایرانی برندهٔ مدال فیلدز بود.


زمینهٔ تحقیقاتی او مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه هم‌تافته است.

مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برندهٔ مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های 1994 (هنگ‌کنگ) و 1995 (کانادا) شد و در این سال به‌عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی برندهٔ جایزهٔ نمرهٔ کامل شد. وی نخستین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت؛ نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت؛ نخستین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت و نخستین فردی بود که در آزمون المپیاد ریاضی جهانی نمرهٔ کامل گرفت. سپس در سال 1999مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ ریاضی از دانشگاه شریف و دکتری خود را در سال 2004 از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن، از برندگان مدال فیلدز، گرفت.


از مریم میرزاخانی به‌عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیدهٔ سال 2005 از سوی نشریهٔ پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشتهٔ ریاضیات تجلیل شد. میرزاخانی برنده جوایزی چون جایزه ستر از انجمن ریاضی آمریکا در سال 2013، جایزهٔ کلی و مدال فیلدز در سال 2014 بود. وی از یازدهم شهریورماه 1387 در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات بود. پیش از این، او استاددانشگاه پرینستون بود.


آرش کمانگیر

آرش یکی از معروف ترین پهلوانان ایرانی در کنار رستم است. تفاوت اصلی او با رستم در این است که رستم سلسله داستان هایی دارد، اما از آرش تنها یک داستان می شناسیم. در دوران شاهی منوچهر، ایران و توران، که از دیرباز در جنگ بودند، بار دیگر رویاروی میشوند، این درگیری با شکست ایرانیان همراه است. تورانیان برای تحقیر ایرانی ها، شرط عجیبی می گذارند: مرز را خود ایرانیان می توانند تعیین کنند، اما به این صورت که باید کمانداری از ایرانیان تیری را پرتاب کند و هر کجا آن تیر نشست، مرز ایران و توران باشد.


تورانیان با گذاشتن این شرط، قصد دارند شکست ایرانیان را به دست خودشان نشان دهند. در این میان، آرش که بهترین کماندار ایران است، داوطلب می شود. او با بالا رفتن از کوه البرز تمام توان خود را به کار می گیرد و تیری پرتاب می کند که در مرز اصلی ایران و توران، یعنی رود جیحون، فرود می آید. در داستان های ایرانی چنین آمده است که کمان مخصوصی، به دستور منوچهر شاه، برای آرش درست می سازند که چوب آن از جنگل های خاص و پر آن از پر عقاب برگزیده ای بوده است. آرش با پرتاب تیر خود می میرد و با خلق حماسه ای مرزهای ایران را در حالت قبلی خود نگه می دارد. از آرش با لقب «شیواتیر» نیز در متون کهن ایرانی یاد شده است.


خاقانی

حسان العجم افضل الدین بدیل بن علی خاقانی حقایقی شروانی به سال 520 هجری در تبریز متولد شد. پدر او مردی درودگر بود و مادرش کنیزکی مسیحی که گویا در جنگ های چلیپا از روم به شروان آورده شد و در این سامان اسلام آورد.

 وی پیرو مذهب تسنن و گروه شافعی بوده است. عنوان شاعری اش در آغاز امر، حقایقی بود و پس از آنکه به خدمت خاقان اکبر منوچهر شروان شاه معرفی شد لقب خاقانی گرفت. لقب دیگر وی حسن العجم بوده است و بر طبق مثنوی او بر می آید که عموی وی این لقب را به او داده است "چون دید که در سخن تمامم/ حسان عجم نهاد نامم" خاقانی به دربارهای شروانشاهیان، خوارزمشاهیان، سلجوقیان و شهرهای عراق و خراسان رفته است و افزون بر بیست نفر را ستایش کرده است. وی دو بار هم به مکه سفر کرده و افزون بر منظومه ی تحفه ی العراقین، چکامه هایی نیز در این زمینه سرود و چون در سفر بغداد کاخ مداین را دید قصیده ی معروف ایوان مداین را سروده است. خاقانی را می توان ازمیان اشعار تحفه  العراقین شناخت. این مثنوی را در چهل روز به-رشته ی نظم کشید "من این همه گوهر از سر کِلک/ راندم به چهل صباح در کِلک". و اولین سفرنامه ی فارسی است که در مثنوی به نظم درآمده است. 

شهرت خاقانی در ستایش گویی است اما در عین مداحی مردی بلند طبع، بلند همت و آزاده بود و با وجود نزدیکی به دربارهای معروف، همواره از این گونه مشاغل که به انصراف او از عالم معنوی می انجامید، اجتناب داشت. وی از شاعران کم نظیر در سراسر ادب فارسی است و از لحاظ توجه به فرم، بی شک یگانه ی این ادب به شمار می آید. اما تمایلات او همچون باورهای مذهبی شاعران بزرگ دیگر همچون سنایی و عطار و دیگران نیست که جهان را همه حسن و نیکی می دیدند. او از مردم زمانه گله های بسیار دارد، از بی وفایی جهان و مردمش می نالد و گیتی را از شر و فساد می انگارد و این باور وی با باورهای این طایفه که وجود را منشا خیر و کمال می دانند در تضاد است. درسال 554 خاقانی به زندان می افتد و از این واقعه در قصیده ی حسبیه ی خود شکایت می کند علل این امر اغتشاش و هرج و مرجی است که بعد از مرگ شروانشاه منوچهر روی داد. 

 تمام کو شش ها و سراسر نشیب و فراز زندگی خاقانی در قصایدی که برای کسب معاش در فرصت های مختلف به فرمانروایان دور و نزدیک فرستاده است با فصاحتی تمام انعکاس یافته است. یکی از خصوصیات دیوان خاقانی فراوانی منابع و مدارک در شرح حال خود شاعر است. از اوست "ما بی خبر شدیم که دیدیم حسن او/ او خود ز حال بی خبر ما خبر نداشت/ ما را به چشم کرد تا صید او شدیم/ زان پس به چشم مرحمت بر ما نظر نداشت.." خاقانی در تاریخ 595 هجری قمری جهان فانی را وداع گفت.


عمر خیام نیشابور در خراسان رضوی

حجت الحق ، عمر بن ابراهیم خیامی نیسابوری ، معروف به خیام ، یکی از دانشمندان برجسته و شخصیت های ایرانی است. وی در زمان خود فیلسوف ، ریاضیدان ، مخترع ، ستاره شناس ، محقق ، فقيه (حقوقدان اسلامی) ، مورخ و متخلص بود. اگرچه او بیشتر از یک ادبیات دانشمند بود اما به دلیل روبیات (کواترین) شهرت جهانی دارد. این شعر در ترجمه انگلیسی توسط ادوارد فیتز جرالد به طور گسترده شناخته شد. از زندگی خیام اطلاعات کافی در دست نیست. اسناد باقیمانده می گویند که وی متولد 439 هجری قمری است. او تصحیح کرد که به تقویم جلالی معروف است. آثار علمی وی شامل تصحیح تقویم خورشیدی به فرمان سلطان ملک شاه ، برپایی یک رصدخانه در اصفهان ، اختراع تعادل برای برآورد وزن خاص اشیاء و انجام برخی تحقیقات در زمینه ریاضیات است.

به گفته مورخ معاصر وی ، بیهقی ، خیام و اجداد وی اهل نیشابور بودند. در فلسفه ، خیام از نظر فکری پیروان ابن سینا محسوب می شود. او فلسفه ، ریاضیات ، نجوم و همچنین زبانشناسی ، فقه (فقه اسلامی) و تاریخ را به دست آورد. خیام در عصری زندگی می کرد که اوضاع سیاسی و اجتماعی آشفته و بی نظم بود. حاکمان که قادر به اداره کشور خود نبودند ، حاکمان موظف بودند ویزرها را انتخاب کنند و به آنها اختیارات اجرایی بدهند. اما این جادوگران تاسف بار به دلیل ساده ترین بهانه ها به اعدام محکوم شدند و در این هرج و مرج ، جبرگرایی پیشرفته و آزادانه قدرت را از دست داد. در این مدت گروه عظیمی از متعصب وجود داشتند که با همه علوم اختلاف داشتند ، حتی ریاضیات ، پزشکی ، ستاره شناسی ، موسیقی و غیره ،

خیام بعضی اوقات نارضایتی و اعتراض خود را در روبیات نشان می داد:

"ما سختگیرترین ، ای سختگیرترین قاضی! از تو!

با تمام وجود هنوز سیل را برای شما رها کنید!

ما تاکستان و شما رگها را ریختیم:

حالا ما مشتاق خون هستیم یا شما ؟! "

اگر نوشیدنی نیست ، مستی را محروم نکن!

فریب ، فریب و دیوانگی را مطرح نکنید!

بیهوده نباشید که با شراب سرو کار ندارید:

آنچه را که شراب ضعیف می خورید فقط یک خنجر است! "

به نظر می رسد که وی به دلیل تعصب ، اشعار خود را پنهان کرده است و خیام آنها را فقط به گروهی از دوستان صمیمی خود نشان داد. به استثنای rubáiyát مکرر (quatrains) ، همچنان 57 rubāʿī (quatrain) باقی مانده است ، که مطمئناً می توان به خیام نسبت داد. زبان او طبیعی و ساده است و در آهنگسازی اشعار خود کسی را دنبال نکرد. خیام به عنوان یک شاعر با استعداد و استعداد ، دیدگاه های فلسفی خود را با شعر بیان کرد.

خیام بین سالهای 506-530 هجری درگذشت. در سال 1341 ش ، انجمن میراث ملی ایران بنای یادبودی را برای این فیلسوف باشکوه تأسیس کرد که از ایده های وی الهام گرفته است.


علی اکبر دهخدا تهران

علی اکبر دهخدا در سال 1285 ش در کوچه قاسم علی خان واقع در منطقه سنگلج به دنیا آمد. وی یکی از بنیانگذاران بزرگ نثر مدرن و دانشمندان مشهور است. تحصیلات خود را در تهران به پایان رساند و سپس به اروپا سفر کرد. دهخدا پس از بازگشت به ایران ، در انتشار روزنامه سوره اسرافیل با میرزا جهانگیر خان و قاسم خان همکاری کرد. وی علاوه بر نوشتن مقالات اساسی و اخبار و موضوعات دیگر با امضای خود در صفحه 8 روزنامه ، همچنین مقالاتی با عنوان مزخرفات یا فیدل فاضل (به فارسی: چارند پرند) با اصطلاح فارسی داخو به وجود آورد. نام قلم او

آنها لحن انتقادی داشتند و به دلیل سبک خاص و بی سابقه ای که در دنیای روزنامه نگاری داشتند از آنها قدردانی شد. سبک نگارش وی تعداد روزنامه های سوره اسرافیل را افزایش داد و در مدت زمان کوتاهی ، آن را به عنوان یکی از منحصر به فرد ها در نظر گرفت و چندین بار دوباره چاپ شد. پس از بمباران مجلس شورای ملی و شهادت میرزا جهانگیر خان ، این روزنامه برای مدتی بسته شد و دهخدا و پنج لیبرالیست دیگر در تبعید در اروپا تبعید شدند. دهخدا در زمان تبعید مدتی در سوئیس و فرانسه گذراند. وقتی محمدعلی شاه عزل شد ، به کشور بازگشت و به عنوان نماینده مردم تهران و کرمان به عضویت مجلس جدید درآمد. در سال 1292 ، جنگ جهانی اول آغاز شد و لیبرال ها به استانبول ، بغداد و برلین مهاجرت کردند ، وی با دعوت و مشورت مردم بختیاری به چهارمحال و بختیاری رفت. او اندیشه اولیه درباره تألیف امسال الحکام (ضرب المثل ها و شعارها) و فرهنگ لغت را دارد. وی یادداشت هایی را برای این دو شاهکار در سال 1299 شمسی آغاز کرد و وی توانست انتشارات امسال الحکام را در چهار جلد در 1308 به نمایندگی از وزارت فرهنگ و جلد اول فرهنگ لغت دهخدا منتشر کند.

هنگامی که جنگ جهانی اول به پایان رسید ، وی فعالیت های سیاسی را کنار گذاشت و نخستین بار در دوران سلسله پهلوی فعالیت خود را در حوزه فرهنگی آغاز کرد. وی رئیس وزارت فرهنگ ، وزارت دادگستری و دانشکده سیاسی بود و همچنین از زمان تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 تا 1320 ش سرپرست دانشکده حقوق و علوم سیاسی بود. وی پس از حكم شورای ملی برای انتشار فرهنگ لغت دهخدا ، تمام وقت خود را صرف نوشتن این اثر ارزشمند كرد.

علی اکبر دهخدا در 7 اسفند 1134 ش در تهران درگذشت و در گورستان ابن بابویه واقع در شهر ری به خاک سپرده شد


شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی (اردبیل)

جد شاهان صفوی ، شیخ صفی الدین اردبیلی ، در سال 650 هجری قمری در اردبیل به دنیا آمد. وی به عنوان نسل هشتم فیروزشاه زرین کلاه ، یکی از بزرگان صوفی سلسله ایلخانات بود. وی اشعاری به زبان آذری سروده و از او به عنوان سلسله صفویه و همچنین خوشنویای صفوی در اردبیل استفاده می شود که به مرور زمان پیروان بسیاری داشته است. سامدالله مستوفی قزووانی (درگذشته 750 هجری قمری) ، که در همان عصر شیخ صفی زندگی می کرد ، درباره وی نوشت: "شیخ صفی الدین اردبیلی زنده است و دقیق و مردمی است. او که توسط مغولان محترم بود ، مانع از آسیب رساندن به مردم شد. این عالی است. " حاکمان ، مانند محمود غازان خان ، ابوسعید بهادور خان و همسرش ، امیرحسین و امیرحسن جلیرید ، راشد الدین فائولله حمادانی ویزیر ، و سایر درباریان تأثیرگذار ، او را ستودند و به دیدار وی رفتند. رئیس وزیر غازان خان ، راشد الدین ، ​​به نماز و شفاعت وی بسیار توجه داشت. شیخ صفی در زمان حکومت محمد خدابنده اولکاریو زندگی می کرد که نظر بالایی به وی داشت. مورخان معتقد بودند که او شجاع ، خودباوری ، هرمتیک ، پاکیزه و ناپخته است.


شیخ صفی 85 سال زندگی کرد. هنگامی که جوان بود ، چند سال را صرف جستجوی پیر (راهنمای معنوی) کرد. وی که شاگرد و پیرو شیخ زاهد گیلانی بود ، روابط خود را با دو ازدواج تقویت کرد. وی با فاطمه ، دختر استادش و دختر شیخ صفی با فرزند شیخ زاهد ازدواج کرد. پس از مدتی وی توسط شیخ زاهد برای جانشینی او و شیخ انتخاب شد ، به وی گفت كه در آینده چه كند. پس از درگذشت ، صفی الدین نام شیخ صفی را گرفت و رهبر عرفان زاهدیه و وارث کلیه میراث مادی و معنوی شیخ زاهد شد. با بازگشت به اردبیل ، پسرش صدرالدین را به عنوان جانشین و رهبر بعدی خود برگزید و همچنین عرفان زاهدیه را به عرفان صفوی تغییر داد. او به تصوف آموخت و پیروان را آموزش داد. درست است که عملاً ،


وی در محرم 12 ، سال 735 هجری قمری ، پس از نماز صبح در اردبیل درگذشت و روز بعد در خنجه دفن شد. آرامگاه وی که در اردبیل قرار دارد ، به عنوان گروه شیخ صفی الدین خوزنه و مجموعه حرم شناخته می شود و یکی از مکان های تاریخی و باستانی اردبیل است.


پروین اعتصامی (آذربایجان شرقی)

در بین شاعران معاصر ، تعداد معدودی وجود نداشت که بتواند به اعماق قلبها نفوذ کند و همچنین ، معدودی از افراد محبوب او بودند. دیوان او بارها و بارها در مدت زمان کوتاهی منتشر شد و هر بار مورد قدردانی قرار گرفت. پروین اصول اساسی در شعر و ادبیات را از پدرش ، یوسف اعتصامی (اعتصام الملک) ، یکی از محققان نویسندگان و بنیانگذار مجله بهار آموخت. او دیوان را به او اختصاص داد زیرا او بیشتر از دیگران در آموزش استعدادهایش نقش داشت. او نخستین منتقد او بود و اولین شعرهای پروین در مجله بهار منتشر شد. و هیچ کس اعتقاد نداشت که شاعر زن است چون شعری می نوشت که در آن می گفت اگرچه برخی از محققان او را مرد می دانستند ، اما باید بدانند که پروین مرد نیست.

در آن زمان در ایران ، چند مدرسه برای دختران وجود داشت پروین در سال 1285 ش در شهر تبریز متولد شد. تحصیلات خود را در دبیرستان در تیر 1303 SH در مدرسه دخترانه تهران به پایان رساند. وی مقاله ای را در مراسم فارغ التحصیلی با عنوان زن و تاریخ خواند. وی گفت: "امواج و طوفان های زیادی رخ داده است که در شرق اتفاق افتاده است و یکی از دلایل عدم موفقیت و ناتوانی آنها دلیل عدم توجه کافی به آموزش زنان است. آنها زن را عضو شرور بشریت می دانستند و نیمی از نیروی آنها را نابود می کردند. مادران ناامید فرزندان خود را با جهل رشد می دهند

ایران ، کشور عزیزمان ، که آثار باشکوه آن در سراسر جهان مورد تجلیل قرار می گیرد ، و اروپا فعلی مدیون تمدن کهن خود است. و چه کسی از احساسات و مشکلات شرق رنج فراوانی برده است؛ در حال حاضر ، جستجو برای گمشده های خود و عجله برای برآورده شدن تباهی آن پس از فارغ التحصیلی زیبا ، رسا و دلپذیر است ، اشعار او ما را به گذشته می برد ، تا زمانی که محتسب (سرپرست بازارها و تجارت در کشورهای اسلامی قرون وسطایی) پلیس و قاضی بود ، نماد غیرقابل انکار قدرت بود. (در شعر او) صحبت هایی وجود دارد ، به عنوان مثال بین پیاز و سیر ، سوزن و خیاط ، الماس و طلافروشی ، همیشه در زندگی اجتماعی دیالوگ های مفیدی است.

وی در اثر تب حصبه در فروردین 1320ش درگذشت و در قم در کنار پدرش در مقبره خانوادگی به خاک سپرده شد.

شهریار

سیدمحمدحسین بهجت تبریزی که با نام قلم خود شهریار معروف است در سال 1283 هجری قمری در تبریز به دنیا آمد. پدرش وكیل شریف و معتبر حرفه ای تبریز بود كه او نیز به ادبیات علاقه داشت. این شاعر سالهای کودکی خود را که همزمان با انقلاب تبریز بود ، در روستاهای شانگل آباد ، قش قورشان و خوششاب گذراند. در مدرسه به او گلستان سعدی آموزش داده می شد. او سال اول دبیرستان را در مکتبده و مدرسه فیضت تبریز به پایان رساند و در سال 1300 ش به تهران نقل مکان کرد. او دبیرستان خود را در دارالفنون به پایان رساند و بعداً وارد دانشکده پزشکی شد. وقتی او سالهای پایانی تحصیلات خود را در پزشکی گذراند ، با یک خانم جوان زیبا به نام ثریا ملاقات کرد و عاشق آن شد. در طی دو سال آینده ، چون آشنایان خوبی داشتند ، مرتباً در تماس بودند. با این حال، ثریا به دنبال اصرار مادرش ازدواج کرد و شهریار دلخراش آرامش را برای همیشه از دست داد. رنج و اندوه او به پایان نرسید تا اینکه با یک صوفی باتجربه روبرو شد. شهریار که از حضورش بسیار تحت تأثیر قرار گرفت ، تصمیم گرفت مسیری دیگر را طی کند. مهمترین حادثه در زندگی شهریار عشق او به ثریا و جدایی دردناک آنها است. این موضوعی است که در بیشتر اشعار وی قابل تشخیص است.

اشعار شهریار را می توان به سه گروه تقسیم کرد: 1. شعرهایی که به سبک سنتی نوشته شده اند. برداشت منتقدان را می توان به روشنی در آنها مشاهده کرد. 2. اشعار به سبک عاشقانه نوشته شده است ، جایی که شاعر به تجربیات شخصی خود اشاره می کند. 3. اشعاری که به موضوعات اجتماعی اشاره دارد و به سبک عاشقانه سروده شده است. در بیشتر اشعار وی برداشتهایی از شاعران بزرگ ادبیات فارسی دیده می شود. شهریار بارها و بارها شکل گفتار آنها و همچنین بخش هایی از اشعار آنها را در خود جای داده است. او می گوید: "نباید به عنوان فروتنی در نظر گرفته شود ، اما من به سختی و تنها با تحمل زیاد می توانم خودم را شاعر بدانم. من کاملاً مطمئن هستم که در شعر به کمال نرسیده ام و تا به امروز هر بار که شعری از حافظ می خوانم از خودم شرمنده می شوم. این فرد فروتن (خود) معتقد است که فقط حافظ است که شعر را به حد کمال رسانده و همه بخش اشعار او نامعین است. " شهریار همچنین وقتی زبان ترکی است ، شاعری توانمند است. وی کتابی ارزشمند و طولانی از اشعار به نام "حیدر بابا" سروده است. وی در سال 1367 در اثر بیماری درگذشت.


خوارزمی (خراسان)

محمد بن مسسی الخوارزمی ، ریاضیدان ، ستاره شناس ، جغرافیدان و مورخ مشهور ، در سال 185 هجری متولد شد. از کودکی و بزرگسالی وی یا وقتی که او و خانواده اش وارد بغداد شده اند ، در متون تاریخی هیچ اطلاعاتی در دست نیست دورانی که وی در آن زندگی کرده است به عنوان دوران طلایی اسلامی شناخته می شد ، دوره ای از شکوفایی فرهنگی ، اقتصادی و علمی در تاریخ اسلام که مرکز آن ایران بود و هنگامی که هارون الرشید یا المأمون حکم خلافت شرقی را گرفت. (مرکز دولتی خلیفه غربی آل اندلس در اسپانیا بود ، جایی که امویان حاکم بودند)

در آنجا که از آکادمی گندیشاپور منتقل شده بودند ، یهودیان و ناصری ها بودند که به عنوان دارو کار می کردند. ایرانیان تمام مدارک و مستندات ، حسابداری و مستندات را انجام دادند و دانشمندان کتابهای علمی و فلسفی را به کتابخانه خانه حکمت از سراسر جهان آوردند ، آکادمی عمومی که در زمان خلیفه هارون الرشید و کار خود را آغاز کرد. در زمان پسرش آل مأمون که زندگی خووریزمی با آنها همزمان شد بسیار رشد کرد. اولین کار وی در بغداد تهیه جداول سینوسی در مورد دستاوردهای بطلمیوس و دانشمندان هندی بود. او آنها را مورد مطالعه و مقایسه قرار داد ، بنابراین جدولهای او بسیار دقیق تر از آنها و یونانیان است. نوشته های وی در زمینه نجوم و جغرافیا تأثیر چشمگیری در تحقیقات علمی بعدی داشته است.

برای مثال، (کتاب شرح زمین) را باید نخستین اثر علمی در دوره شکوفایی جدید جغرافیا دانست. خووریزمی تحت تأثیر فرهنگ ایران ، تمایل به تقسیم همه کشورها به هفت کشور داشت. كتاب او كتاب المكاتيار في ḥيسب الجبر والممعلبه (كتاب اجباري محاسبه با تكميل و توازن) اثری باشكوه در تاريخ رياضيات و منبعی است كه در تحقيقات رياضی ايران با رويكردی عملی در دوره مهم رياضی سیر تکاملی. بعداً ، این کتاب به زبان لاتین ترجمه شد و تنها کتاب درسی ریاضیات در اروپای غربی بود.


نام جبر از عنوان این کتاب برمی آید و الگوریتم ریشه در لاتین کردن نام Khwrrmmī دارد (در ابتدا ، الخروزمی به الگوریتموس تغییر یافته و گام به گام ، آن را به الگوریتم تبدیل می کند). این یک کتاب مقدماتی است که هدف آن تأمین نیاز مردم به طور مداوم در محاسبه میراث و اراده و غیره است. وی در ابتدای كتاب نوشت: "من از آشكار ساختن مشكلات مبهم و آسان كردن مسائل علمی غرق شدم ، بنابراین من یک کتاب را با جبر نوشتم 


ابوالقاسم فردوسی طوسی خراسان رضوی

در سال 329 هجری قمری (319 ش) متولد شد ، اما در مورد تاریخ دقیق اطمینان خاصی در دست نیست. اگرچه فردوسی در مورد زادگاه خود چیزی نگفته است ، اما در بین محققان شکی نیست که وی در روستای پاج یا پاز ، در نزدیکی شهر طوس ، در 20 کیلومتری مشهد متولد شده است. طوس مانند هر شهر دیگر در خراسان ، طوس در زمان سلطنت خلافت سوم توسط مسلمانان اشغال شد و در تاریخ خود از فراز و نشیب های فراوانی برخوردار بود. با داشتن اختلافات بسیاری ، ایرانیان دوست داشتنی با بی عدالتی از سوی عوامل دولت اسلامی روبرو شدند که بر خلاف اسلام واقعی عمل کردند و آنها فهمیدند که برای مقابله با تحقیرها و ناعادلانه ها باید به زبان ، ادبیات و فرهنگ خود اعتماد کنند. بنابراین ، دانشمندان و دانشمندان طوس می توانستند این شهر را به یکی از شهرهای مهم شیعه تبدیل کنند.


وی متعلق به یک خانواده ثروتمند دهقان (یک طبقه اجتماعی) بود که برخی از سرزمین های ارثی داشتند. هیچ اطلاعات دقیقی در مورد دوران کودکی و بزرگسالی وی یا درباره والدین و همسرش در دسترس نیست. اما هیچ بلاتکلیفی وجود ندارد و همه دانشمندان او را مسلمان و شیعه دانسته اند. وی هنگامی که 65 یا 66 سال داشت با سلطان محمود غزنی آشنا شد. فردوسی به دلیل ترسیم حماسه ملی ایران ، ارث خود را از دست داد و تصمیم گرفت آن را به دلیل اینکه از فقر رنج می برد به سلطان اختصاص دهد. پس از اینکه شاهکار او توسط سلطان مورد ستایش قرار نگرفت ، فردوسی به خانه بازگشت و با سختی و پریشانی به زندگی خود ادامه داد.


عنوان حماسه وی ، شاهنامه یا کتاب پادشاهان در اشعار وی ذکر نشده است. اکثر محققان معتقدند که شاهنامه یک نام مشترک برای اشعار داستانی و حماسی بود. مشخص نیست که فردوسی هنگام نوشتن شاهنامه شروع یا کار خود را تمام کرده است. او یک بار گفت: "من سی سال رنج كشیدم تا فرهنگ فارسی را با این زبان فارسی احیا كنم" و همچنین درباره سی و پنج سال زحمت كشید: "من سی و پنج سال است كه به امید گنج ، چنین سختی ها را تحمل كرده ام." و بار دیگر وی به بیست و پنج سال درد اشاره کرد: "من تمام این دو دهه و پنج سال را با این درد سپری کردم." زبانشناسان و دانشمندان شاهنامه را به عنوان یکی از پنج حماسه جاودانه در جهان و یکی از مهمترین شاهکارهای ادبی قلمداد کردند.

بیشتر تحقیقات گفته اند که وی در سن 81 سالگی در سال 410 هجری درگذشت. او در باغی بیرون از طوس به خاک سپرده شد. در سال 1313 ش ، بنا به دستور دولت آن زمان ، مقبره ای باشکوه بر فراز قبر وی ساخته شد.


 محمود فرشچیان از اصفهان

محمود فرشچیان در سال 1308 هجری قمری در شهر اصفهان به دنیا آمد. پدرش حاج غلامرضا فرشچیان نماینده شرکت فرش اصفهان بود و به فرش می پرداخت.

آشنایی با این صنایع دستی اصلی نقش مهمی در سرنوشت این فرزند خانواده داشت و آینده او را تعیین می کرد. محمود فرشچیان پس از پایان تحصیلات ابتدایی ، یادگیری نقاشی را در اوقات فراغت خود در زمان استاد فقید حاج میرزا آقا امامی آغاز کرد و به آن علاقه مند شد. وی که از حساسیت زیادی برخوردار بود ، از ابتدا به تنوع و نوآوری علاقه مند بود و شاید همین حساسیت بود که به وی کمک کرد تا وارد دانشکده هنرهای زیبای اصفهان شود. در دانشکده هنر ، نقاشی را به سبک مینیاتور تحت عنوان عیسی بهادری فرا گرفت. این رشته ای بود که با تمام وجود به او وصل شده بود. فرشچیان علاوه بر نقاشی ، گاه گاه اشعاری نیز سروده بود. اشعار وی در تادرکه شاعران معاصر اصفهان چاپ شده است. طراحی فرش و ساخت سرامیک دو زمینه دیگر است که فرشچیان با اشتیاق در این مدرسه آموخته است. او چنان در ساخت سرامیک مهارت پیدا کرد که در سال 1328 SH عیسی بهادری گلدان ساخته شده خود را به آرتور پاپ ، کارشناس مشهور هنر ایران اهدا کرد.


در سال 1329 ش محمود فرشچیان دیپلم خود را دریافت کرد و سپس خدمت سربازی را آغاز کرد. وی با موفقیت آثار هنری را در خدمت سربازی خلق کرد که یکی از آنها "فرشتگان با سپاس از آب به بلوک می خورند ، با رقص و شادمانی می رقصند." این نقاشی مورد حمایت دادگاه سلطنتی پهلوی قرار گرفت و به وی مدال هنری نظامی اعطا شد. 

او تحصیلات خود را در رشته های هنری در اروپا و بعداً در آمریكا دنبال كرد و مدت زمان زیادی را در موزه ها و كتابخانه های جهان گذراند و در عین حال هویت ایرانی خود را برای غنی سازی سبک خود حفظ كرد. زندگی هنری و حرفه ای محمود فرشچیان با جوایز و افتخارات متعدد افتخاری وی متمایز شده است. آثار هنری وی نیز بسیار مورد تقاضا است. اولین نمایشگاه انفرادی وی در سال 1328 شمسی در فرهنگسرای ایران و انگلیس در اصفهان برگزار شد. در سال 1333 نمایشگاه دیگری از آثار وی در کاخ چهلستون برگزار شد. نمایشگاه وی در سال 1339 در استانبول هنر خود را به جهانیان معرفی کرد. از آن زمان تاکنون نمایشگاه های زیادی در سراسر جهان برپا شده است و به وی جوایز ایرانی و اروپایی زیادی نیز اعطا شده است.


بررسی گذشته نگر از آثار او می تواند نشان دهد که سلیقه او در هنر ایرانی به تدریج به مرور زمان تغییر کرده است. نقاشی های او پر از اطلاعات در مورد فرهنگ ایران است. وی هم اکنون در نیوجرسی آمریکا مستقر است و به طور دوره ای به ایران سفر می کند. موزه محمود فرشچیان در سال 1380 در مجتمع سعدآباد تهران افتتاح شد و خانه بیش از پنجاه نقاشی وی دارد


شیخ صفی الدین اسحاق اردبیلی (اردبیل)

جد شاهان صفوی ، شیخ صفی الدین اردبیلی ، در سال 650 هجری قمری در اردبیل به دنیا آمد. وی به عنوان نسل هشتم فیروزشاه زرین-کلاه ، یکی از بزرگان صوفی سلسله ایلخانات بود. وی اشعاری به زبان آذری سروده و از او به عنوان سلسله صفویه و همچنین خوشنویای صفوی در اردبیل استفاده می شود که به مرور زمان پیروان بسیاری داشته است. سامدالله مستوفی قزووانی (درگذشته 750 هجری قمری) ، که در همان عصر شیخ صفی زندگی می کرد ، درباره وی نوشت: "شیخ صفی الدین اردبیلی زنده است و دقیق و مردمی است. او که توسط مغولان محترم بود ، مانع از آسیب رساندن به مردم شد. این عالی است.


حاکمان ، مانند محمود غازان خان ، ابوسعید بهادور خان و همسرش ، امیرحسین و امیرحسن جلیرید ، راشد الدین فائولله حمادانی ویزیر ، و سایر درباریان تأثیرگذار ، او را ستودند و به دیدار وی رفتند. رئیس وزیر غازان خان ، راشد الدین ، ​​به نماز و شفاعت وی بسیار توجه داشت. شیخ صفی در زمان حکومت محمد خدابنده اولکاریو زندگی می کرد که نظر بالایی به وی داشت. مورخان معتقد بودند که او شجاع ، خودباوری ، هرمتیک ، پاکیزه و ناپخته است.


شیخ صفی 85 سال زندگی کرد. هنگامی که جوان بود ، چند سال را صرف جستجوی پیر (راهنمای معنوی) کرد. وی که شاگرد و پیرو شیخ زاهد گیلانی بود ، روابط خود را با دو ازدواج تقویت کرد. وی با فاطمه ، دختر استادش و دختر شیخ صفی با فرزند شیخ زاهد ازدواج کرد. پس از مدتی وی توسط شیخ زاهد برای جانشینی او و شیخ انتخاب شد ، به وی گفت كه در آینده چه كند. پس از درگذشت ، صفی الدین نام شیخ صفی را گرفت و رهبر عرفان زاهدیه و وارث کلیه میراث مادی و معنوی شیخ زاهد شد.


 با بازگشت به اردبیل ، پسرش صدرالدین را به عنوان جانشین و رهبر بعدی خود برگزید و همچنین عرفان زاهدیه را به عرفان صفوی تغییر داد. او به تصوف آموخت و پیروان را آموزش داد. درست است که عملاً ، وی در محرم 12 ، سال 735 هجری قمری ، پس از نماز صبح در اردبیل درگذشت و روز بعد در خنجه دفن شد. آرامگاه وی که در اردبیل قرار دارد ، به عنوان گروه شیخ صفی الدین خوزنه و مجموعه حرم شناخته می شود و یکی از مکان های تاریخی و باستانی اردبیل است.


کمال الملک (اصفهان)

میرزا محمد غفاری معروف به کمال الملک نقاش معروف ایرانی در حدود سال 1270 هجری قمری در کاشان متولد شد. وی دوران کودکی خود را در شهر زادگاه خود گذراند و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی ، در سن 15 سالگی به تهران نقل مکان کرد و برای ادامه تحصیل وارد مدرسه دارالفنون شد. ناصرالدین شاه قاجار پس از سه سال ، هنگام بازدید از مدرسه در پایان امتحانات سال ، یکی از نقاشی های قلم کمال الملک را دید که توجه وی را به خود جلب کرد. از این رو ، با حكم شاه ، كمال الملك نقاشی را در یك اتاق خاص كه برای این منظور ساخته شده است ، در ساختمان شیشه های بادگیر (عمارت و بدبیر) در كاخ گلستان آغاز كرد.


وی پس از 4 سال از عنوان ، نقاش باشی (نقاش سر) افتخارآفرینی کرد و علاوه بر جوایز و جوایز ، در سال 1310 هجری تحت عنوان "کمال الملک" (کمال بر روی زمین) قرار گرفت. سالن آینه ، اولین نقاشی با امضای وی قبل از سفر به فرانسه است و وی در نقاشی استاد چشم انداز نبود. ناصرالدین شاه از اینکه کمال الملک گفت: او را خوشحال و مورد لطف قرار داد: "هر وقت نقاشی را خلق کردم ، مدت طولانی آن را تمجید می کرد و بعد از آن ، آن را روی زمین می گذاشت و دستور می داد اشرفی (سکه طلا) را بیاورم.


او شروع کرد به پخش آن ها به همان اندازه که آنها را پوشانده بود ، سپس به من گفت که آنها را ببر. " کمال الملک در سال 1314 هجری برای تحصیل و انجام نقاشی به مدت سه سال به اروپا سفر کرد. وی چند تابلوی تابلو را با اقتباس از نقاشان مشهور مانند رامباندت در موزه لوور ، کاخ ورسای و غیره که هنگام بازگشت به ایران آورد ، نقاشی کرد. وی تصمیم گرفت که در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار ، کشور خود را ترک کند زیرا وی موظف بود نقاشی را مطابق با سلیقه دربار انجام دهد. بنابراین ، وی در بغداد سکونت داشت و در عین حال کارهای باشکوهی همچون فروشندگان ثروتمند یهودی بغداد ، میدان کربلا-مولا و طلافروشی بغدادی انجام داد. وی به دلیل اصرار مداوم مظفر الدین شاه در سال 1323 هجری قمری به ایران بازگشت ، اما بهانه ای از لرزش دست را به وجود آورد تا نتواند برای او نقاشی ایجاد کند.


 کمال الملک با تأسیس دانشکده هنری سنایی مستضرافه در سالهای بعد به عنوان مدیر منصوب شد. اما پس از مدتی دست از تدریس و مشاغل دولتی برد و در سال 1347 هجری به ملک شخصی خود در حسین آباد نیشابور رفت. کمال الملک در سن سالمندی درگذشت که سال 93 در سال 1359 هجری قمری (1319 ش) بود.


ستارخان آذربایجان شرقی

ستار در سال 1284/1285 هجری قمری در خانواده حاج حسن ، یکی از اقامتگاه های قره داغ (ارسباران) به دنیا آمد. وی فرزند سوم چهار پسر حاج حسن از همسر دوم خود بود. پدر وی دراپر درب بود ، که از طریق خرید پارچه از تبریز و فروش آنها در روستاهای ارسباران و به قبیله محمد خانلو ، دهقانان حسن آباد ، میشه پره ، مینجوان و خدا ، پول می گرفت. آفرین وی یک فرزند پسر به نام اسماعیل و دو دختر از همسر اول خود دارد. براساس اسناد و منابع تاریخی ، اسماعیل به علت درگیری با مظفرالدین میرزا کشته شد و مرگ وی عمیقاً به ستار تأثیر گذاشت حاج حسن از همسر دوم خود یک دختر به نام ام کلثوم و سه پسر به نامهای غفار ، ستار و عظیم داشت. به دلیل اقتصاد ، ستار نتوانست به كوتاب بپیوندد و تحصیل كند.

وی در میان دیگران به عنوان ستارخان شناخته شد. او و دوستانش انبارهای احتکار را باز کردند و مواد غذایی خود را در هنگام قحطی در سال 1316 هجری قمری به ساکنان تبریز دادند. درگیری های وی با دولت تا انقلاب مشروطیت فارس ادامه داشت و در همین حال ، او بارها زندانی شد ، اما پس از آزادی وی به فعالیت های خود ادامه داد. مظفرالدین میرزا به دلیل خدماتش به مردم و مبارزاتش علیه دیکتاتوری ، وی را به عنوان بخشی از اسکورت مسلح به ولیعهد استخدام کرد و ستار به عنوان "خان" تعلق گرفت.


ستارخان یک رهبر نظامی بود که برای آزادی کشور خود و برای مبتلایان جنگید. وی با شروع انقلاب مشروطه به تدریج به سیاست علاقه مند شد و هنگامی که شایع شد مجلس (مجلس) ایران و قانون اساسی بسته می شود ، به شورشیان مشروطه پیوست. وی با همراهی برخی دیگر از شورشیان ، این شورش را آغاز کرد. ستارخان با تأثیر در تبریز ، از عنوان سردار ملی (ژنرال ملی) تجلیل شد. بسیاری به او پیوستند و نبرد به اوج خود رسید و جنبش به تدریج به سایر نقاط کشور گسترش یافت. به دلیل شورش در تبریز و سایر شهرهای سراسر ایران ، محمدعلی شاه موظف شد قانون اساسی را امضا کند تا مجوز انتخابات و بازگشایی مجلسی در تهران را امتحان کند تا بتواند مخالفان را امتحان کند. سرانجام، محمدعلی شاه در همان سال در روز جمعه الثانی 27 از قدرت برکنار شد. سپس ستارخان به تهران نقل مکان کرد ، اما او و رزمنده اش در پارک اتابک بیرون رفتند. وی در جریان درگیری شدید با سربازان و نیروهای پلیس شاه زخمی شد و در سن 47 سالگی درگذشت.


حافظ شیراز

خواجه شمس-عود دان محمد شفیع شیرازی ، فرزند بهاءالدین ، ​​مشهورترین شاعر و صوفیان در قرن هشتم و یکی از بزرگترین شاعران پارسی جهان است. پدر وی تاجری بود که در زمان سلغوریان فارس از اصفهان به شیراز مهاجرت کرد و مادرش اهل کازرون بود. به گفته محمد گلاندام ، که در همان زمان زندگی می کرد و دیوان حافظ را تألیف می کرد ، شمس عود-دین محمد با شرکت در کلاس های قوام الدین عبدالله ، علوم را به دست آورد. وی به مطالعه و حفظ قرآن کریم پرداخت ، بنابراین به او عنوان حافظ تعلق گرفت. اطلاعات زیادی در مورد خانواده وی در دست نیست. داستانهایی درباره عشق او به شاخ نبات ، که او با او ازدواج کرد ، وجود دارد. 


وی از دست دادن معشوق خود در سال 764 هجری قمری در 38 سالگی نام برد و همچنین در اشعار وی اشاراتی در مورد درگذشت فرزندش وجود دارد. سی سال پس از مرگ وی ، نسخه ای از دیوان خود ، که شامل تقریباً 500 غزل او است ، برای اولین بار گردآوری شد. می توان گفت که اشعار وی بیش از هر شعر دیگر شاعر در سراسر شرق ، میانه و خاور دور ، هند ، آسیای میانه ، آناتولی و امپراتوری عثمانی در طول 600 سال گذشته خوانده شده است که نیمی از تاریخ شعر و ادبیات فارسی را تشکیل می دهد.

حافظ بخت و اقبال خود را در درک این واقعیت که شعر او مورد استقبال قرار گرفت و خود او آن را جهانگیر نامید که به معنی "فاتح جهان" ، "فاتح جهان" یا "جهان گیر" به فارسی است. او نوشت: آسیای میانه ، آناتولی و امپراتوری عثمانی در طول 600 سال گذشته که نیمی از تاریخ شعر و ادبیات فارسی را تشکیل می دهد. حافظ بخت و اقبال خود را در درک این واقعیت که شعر او مورد استقبال قرار گرفت و خود او آن را جهانگیر نامید که به معنی "فاتح جهان" ، "فاتح جهان" یا "جهان گیر" به فارسی است. او نوشت: آسیای میانه ، آناتولی و امپراتوری عثمانی در طول 600 سال گذشته که نیمی از تاریخ شعر و ادبیات فارسی را تشکیل می دهد. حافظ بخت و اقبال خود را در درک این واقعیت که شعر او مورد استقبال قرار گرفت و خود او آن را جهانگیر نامید که به معنی "فاتح جهان" ، "فاتح جهان" یا "جهان گیر" به فارسی است. او نوشت:

"بلند ، مرتبه آیه و جهان - فریبنده است.

به طوری که پر از مروارید ، دهان شما اقیانوس - پادشاه ممکن است "

منظور از "اقیانوس - پادشاه" ، سلطان غیاث الدین محمد ، یکی از پادشاهان هند است. اگرچه ، منظور او این است که اشعار وی می تواند طی الارو را انجام دهد (زمین را بدون حرکت در چشم به هم زدن می کند):

در راه آیه ، سفر به مکان و زمان را ببینید

این کودک یک شب اقامت دارد ، مسیر سفر یک سال به بنگال گوت است. "

گوته (شاعر آلمانی) ، دانته آلیگیری (شاعر ایتالیایی) و آندره گید (نویسنده فرانسوی) برخی از نویسندگان و شاعران غربی هستند که تحت تأثیر و جذب اشعار حافظ قرار گرفته اند. با الهام از حافظ ، گوته ، یكی از بزرگترین كتابداران در آلمان ، مجموعه ای از اشعار با عنوان دیوان غربی-شرقی را تألیف كرد. او درباره حافظ نوشت.

برخلاف تاریخ تولد وی ، هیچ تفاوتی با تاریخ وفات وی وجود ندارد. وی در سال 792 هجری درگذشت و آرامگاه وی در شیراز واقع شده است.


سهراب سپهری کاشان

به عنوان یکی از شاعران منحصر به فرد معاصر در نظر گرفته می شود ، که اشعار آن را می توان به عنوان شعر مدرن مورد مطالعه قرار داد. وی اهل کاشان و صعود لسان الملک ، محقق و مورخ در دوره سلسله قاجار بود. وی در سال 1307 ش در کاشان متولد شد ، اما بیشتر عمر خود را در تهران گذراند. وی فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبا ، دانشگاه تهران بود. او به عنوان یک شاعر و نقاش با استعداد ، هر دو سبک خود را توسعه داد. سبک ژاپنی بر نقاشی او تأثیر گذاشت و در شعر ، از عرفان بودایی الهام گرفته است.


همزمان با اعلام قانون اساسی ، در ادبیات ، به ویژه در شعر که باعث ایجاد انقلابی در ادبیات می شود ، اختلافات زیادی صورت گرفت. به دنبال اروپایی ، شاعران ایرانی مانند ابوالقاسم لاهوتی ، سمس كسمی ، جعفر خامنه ای ، تقی رفعت ، اشعاری را نوشتند كه در آن هیچ نشانی از تساوی همیستیز و هجا یا موقعیت ثابت قافیه وجود ندارد. این تغییرات توسط نیمو یوشیج به بالاترین حد خود رسید و سپس احمد شاملو ، مهدی اخوان-فروش ، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد راه خود را به عنوان پیروان ادامه دادند. شعر سپهری ریتمیک و دلپذیر است و او احساسات خود را از طریق افسانه ها و نمادها ابراز کرد.


برخی از نوشته های او عبارتند از: مرگ رنگ ، زندگی رویاها ، پایین آفتاب ، شرق غم ، صدای بلند شعر گام آب و The Wayfarer ، فضای سبز ، ما را به ما نگاه می کند و کتاب اتاق آبی است. با باز کردن یکی از کتابهای او برای خواندن ، سایر موارد را فراموش می کنید. قدم به قدم ، شما خود را به جادوی سخنان سپهری در شعر او رها می کنید. و نه صداهای ناشنوای خیابان نمی تواند از موانعی که شاعر با شعرهایش برای خواننده خویش ایجاد کرده ، عبور کند ، نه فریاد زندگی یا زوزه های رعد و برق هیولاهای پرواز و همچنین ترانه امیدها و آرزوهای کسانی که مرگ را در آغوش می گیرند نیست مبارزه با شر و سیاه می تواند آرامش خواننده را مختل کند.


او نوشت: "شبها و روزهایی که گذشت \ من در اینجا ماندم \ پایان دادن به کار \ نه تنها من هیچ ابراز پشیمانی از امیدهای خوب ندارم بلکه رویاهای گمشده مرا آزار می دهد ..."

وی با بهره گیری از دستاوردهای زیبایی شناختی از غرب و شرق ، این تأثیرات را در آثار هنری خود به نمایش گذاشت. وی در سالهای آخر دوره کاری خود به تکنیک بافتنی دست یافت که حتی برای بسیاری از هنرمندان حتی امروزه نیز دست نیافتنی است.

سرانجام ، سرطان خون سپهری را شکست و وی در سال 1359 شمسی درگذشت. وی در صحن (حیاط) حرم سلطان علی در مشهد اردهال به خاک سپرده شد.


محمد غریب تهران

در سال 1288 ش در تهران متولد شد ، او تحصیلات اولیه خود را در دبیرستان سیروس گذراند و بعداً در دارالفنون تحصیل کرد. وی جزو اولین گروه از دانشجویان ایرانی بود که برای تحصیل پزشکی به فرانسه اعزام شدند. وی تحصیلات خود را در رشته پزشکی در شهر ریمز آغاز کرد. وی تا پایان سال اول ، موفق به کسب جایزه آزمایشگاه آناتومی دانشکده پزشکی دانشگاه ریمز شد. در سال دوم کار خود را در بیمارستان های همان شهر آغاز کرد و در آغاز سال چهارم تحصیلات خود را در مسابقات بیرونی بیمارستان پاریس پذیرفته و به طور تصادفی در خدمات مختلف شرکت کرد. تحصیلات خود را در سال 1316 ش به پایان رساند. دکترین وی درباره آپنه نوزادان بود که وی برای بدست آوردن دکترای دکترای دانشگاه پزشکی پاریس از آن دفاع می کرد. دکتر غریب اولین ایرانی بود که آزمون کارآموزی را گذراند. آزمون کارآموزی پاریس یکی از سخت ترین امتحانات دانشگاه های پزشکی فرانسه است. وی تحصیلات خود را در سال 1317 ش به پایان رساند و به تهران بازگشت زیرا معتقد بود این دانش و هنر را باید فقط در وطن خود فراهم کرد. وی پس از خدمت زیر پرچم ایران ، به عنوان استاد و رئیس گروه کودکان در سازمان جدید دانشگاه پزشکی انتخاب شد.


دکتر غریب یکی از مشهورترین و برجسته ترین معلمان دانشگاه علوم پزشکی تهران است. او و دکتر فریدون کشاورز بنیانگذاران اطفال در ایران بودند. دکتر غریب همچنین به عنوان پدر اطفال ایران شناخته می شود. او آرام به حرفه خود و همچنین تدریس دانش آموزان علاقه مند بود. او شاگردان خود را جمع کرد ، پرونده ای را از بند انتخاب کرد و تاریخ خود را برای آنها شرح داد. اول ، او از آنها سؤال کرد. و وقتی جواب ها درست نبود ، او دانش جویان را مورد تمسخر و انتقاد قرار می داد. این رویکرد باعث شد دانش آموزان دقیق تر و تحصیل شوند.


یکی از کمک های دکتر غریب در پزشکی ایران ، یافتن مرکز انتقال خون (او اولین کسی بود که در ایران اقدام به انتقال خون کرد) و توضیح عملکرد و استفاده از آنتی بیوتیک ها ، که هیچ کس از آن چیزی نمی دانست. آن نکته دکتر غریب معتقد بود که دارو با دو نوع مشکل روبرو است ، یک نوع معمول و دیگری نادر است. و ایران به عنوان یک کشور جهان سوم باید از مشکلات مشترک مراقبت کند و دیگران را راهنمایی کند. دکتر غریب پس از سالها مبارزه با سرطان مثانه در سال 1353 درگذشت.


قیصر امین پور (خوزستان)

یکی از تأثیرگذارترین شاعران دوره پس از انقلاب ایران است. وی شعرهایی درباره جنگ ایران و عراق و همچنین اشعاری به سبک کلاسیک و مدرن سروده است. برخی معتقدند که وی از شعرهای جنگ به شعرهایی درباره عشق تغییر داده است ، و برخی دیگر او را بزرگترین شاعر انقلاب ایران می دانند.

به این ترتیب وی خود را معرفی می کند: "من ، قیصر امین پور ، در 2 اردیبهشت 1338 ش در گتوند ، جایی بین دزفول و شوشتر در استان خوزستان متولد شدم که اکنون به یک شهر تبدیل شده است ، اما در آن زمان منطقه ای بود. قبل از ورود به مدرسه ، ما به مکتاب (نوعی مدرسه سنتی برای آموزش ابتدایی) اعزام شدیم. دو سال از تحصیل در مورد حروف الفبا ، قرآن کریم و چنین درسهایی گذشته بود. وقتی هفت ساله بودم ، وارد دبستان در گتوند شدم. دوران دبیرستان و دبیرستان را در دزفول گذراندم. در سال 1357 ش ، سال انقلاب ایران ، در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شدم. " پس از چند سال مطالعه ، وی را ترك كرد و وارد علوم اجتماعی شد كه او نیز ناتمام ماند.

visitiran منبع

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  وکیل حقوقی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   بلاگسازان   |   مجله آشپزی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   آزمون نظام مهندسی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خرید آنتی ویروس   |   مصباح ترمز   |   لینک پرومکس   |   خرید کتراک   |   خرید گونی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده