چگونه برغم جدایی از فرد مورد علاقه خود غلبه کنید

» چگونه برغم جدایی از فرد مورد علاقه خود غلبه کنید

ما قادر به درک آنچه که برایمان اتفاق افتاده نیستیم . ضمیر ناخود آگاه مان دائما آن را انکار می کند و نخستین کلماتی را که پس از شنیدن خبر به زبان می آوریم چی ؟ آه ، نه ! است . گاه موضوع را فراموش می کنیم و هر بار که دوباره به خاطر می آوریم ، مبهوت می شویم . در این میان ، سیستم دفاعی بدن در مقابل درد شدید ، ضربه ناگهانی و نیز کرختی و سستی، فعال می شود 


عوارض ناشی از پدیده از دست دادن در افراد طی سه مرحله بطور متمایز و همزمان بهبود خواهد یافت .

شوک یا ضربه ناگهانی ، انکار ، کرختی

ترس ، خشم ، افسردگی

درک ، پذیرش ، پیشروی

ضربه ناگهانی ، انکار ، کرختی

 حالات و واکنش هایی هستند که با پدیده از دست دادن ارتباط نزدیکی دارند . اگر اندوه ، ترس و ناامیدی هر از گاهی بر شما هجوم آورد ، همراهی اش کنید ، اما نه برای زمانی طولانی . آن را بپذیرید ، اما خود دعوتش نکنید .

زندگی ما همچون گذشته جریان دارد .


حالت جسمی و روحی ما رو به بهبودی است و ذهن ما این واقعیت را که بدون شخص از دست رفته مان نیز قادر به ادامه زندگی هستیم ،پذیرفته و ما را به سمت مرحله جدیدی از زندگی مان سوق می دهد در واقع بتدریج قادر خواهیم بود سه مرحله بهبودی را بدون توجه به فقدان از دست رفته مان پشت سر بگذاریم .


 از دست دادن ، از دست دادن است، مهم نیست علت آن چه باشد . هر گاه کسی یا چیزی را که دوست می داریم از ما گرفته شود و یا به ما داده نشود ، معنای آن دوری و از دست دادن است . تنها نکته مهم در درمان انواع مختلف از دست دادن ها ، عمق احساس اندوه و مدت زمانی است که صرف درمان آن می شود .


 هر چه از دست رفته مان عزیزتر باشد ، شدت اندوه ما نیز بیشتر خواهد بود و نیز برای گذر از مرحله ای به مرحله دیگر مدت زمان بیشتری صرف می شود .در از دست دادن های جزیی مانند گم کردن شی مورد علاقه ممکن است ، سه مرحله کسب بهبودی ظرف چند دقیقه به وقوع بپیوندد ، در حالی که برای از دست دادن های بزرگی مانند فرد مورد علاقه ،گاهی سال ها زمان صرف شود .


بدون شک بهبود خواهید یافت . مسیر بهبودی نیز همچون روند زندگی ، آغاز ، میانه و پایانی داشته که بهتر است از ابتدا به یاد داشته باشید که پایانی نیز وجود دارد و چندان دور نیست . مطمئن باشید بهبود خواهید یافت ، زیرا طبیعت یاوری است قدرتمند که جانب شما را دارد . من زنده ام و زنده خواهم ماند.


حقیقت دارد ، زنده ای و زنده خواهی ماند.نیازمند کمک دیگران هستید ، دست بکار شوید . ممکن است تصمیم ناجوری در مورد خودتان بگیرید . بهتر است دست نگهدارید و بدون معطلی تلفن را برداشته و با کسی که می دانید شما را در این زمینه یاری خواهد کرد ، تماس بگیرید .


در چنین شرایطی کاملا طبیعی است که احساس فروپاشی کرده و حتی به دلیل عدم کنترل خود ، عملی انجام دهید که موجبات پشیمانی بعدی شما را فراهم آورد . کافی است تقاضای کمک کنید ، آن را در همه جا خواهید یافت . مشاورین خانواده و روان شناسان آمادگی شنیدن حرف های شما را از راه برقراری تماس تلفنی دارند . بهتر است بدانید که زمان آن نیست از خود شجاعت نشان دهید . در حقیقت کمک خواستن ، خود نیازمند شهامت بی نظیری است .در هر کجا که باشید می توانید با سایت ما ارتباط برقرار کنید . هستند افرادی که دوست دارند صدا و حرف های شما را بشنوند .


بی گمان تلاش وسیعی برای باور و یا انکار وقوع حادثه جدایی از خود بروز خواهید داد . اما بهتر است حقیقت را بپذیرید و بدانید که واقعا یک جدایی در زندگی شما رخ داده است . ممکن است از خود سوال کنید که آیا به اندازه کافی توانایی تحمل این مصیبت را دارید ؟ بهتر است بدانید که شما به اندازه کافی نیرومند هستید . زندگی نیز جریان داشته و شما در آن حضور دارید .


شکست و از دست دادن ، بخشی از زندگی ، زنده بودن و انسان بودن است که همگان آن را تجربه کرده اند ؛ تنها وظیفه ما این است که مسیر شکست به پیروزی را تا حد امکان سریع ، به نرمی و با شهامت پشت سر بگذاریم .

بهتر است بدانید که در این راه تنها نیستید . بیش از شش میلیارد نفر در این کره خاکی ، همچون شما در دوران فراق بسر می برند و بد نیست بدانید که وجود همدلی در رنجی مشترک ، از شدت درد آن می کاهد .


اگر احساس سردرگمی و کرختی می کنید ، نگران نباشید . پس از هر از دست دادنی ، ممکن است تا مد تها در حالت شوک به سر برید . از این حالت وحشت نکنید . ممکن است از خود بپرسی : آیا موفق خواهم شد ؟ آیا دوباره عاشق خواهم شد، ممکن است یک بار دیگر به چیزی دل ببندم ؟ این سوال ها و نظیر اینها ، نگرانی های آشنایی هستند که در پی از دست دادن ایجاد می شوند ، می توانید آنها را حس کنید ، اما بهتر است باورشان نکنید.گاه پیش می آید که هیچ احساسی نداشته باشید که این هم جای نگرانی ندارد .


ممکن است در طول این دوره احساسات و حالاتی چون غم ، خشم ، شکست ، فرسودگی ، آشفتگی ، گمگشتگی ، باختن ، بلاتکلیفی ، درهم شکستگی ، پستی ، گیجی ، حماقت ، نفرت شدید از خود و دیگران ، حسد ، میل به خودکشی ( احساش خوب است ، اما عمل به آن اشتباه است ) ، افسار گسیختگی ، تهوع ، عصبانیت شدیددر شما پدید آید که همگی آنها بخشی از روند رو به بهبودی شماست . بگذارید با احساس آنها بهبود یابید ، نگران نباشید .


در صورت بروز غم و رنج ، آن را بپذیرید . احساس اندوه در پی هر جدایی و هر از دست دادنی ، کاملا طبیعی و عادی است . به کلامی دیگر ، شاهدی بر زنده بودن و توانایی شما در واکنش نشان دادن به حوادث زندگی است . اگر چه ممکن است کمی دلهره داشته باشید ، اما بهتر است که آن را احساس کرده و زمانی را با آن سپری کنید . احساس درد ، آشفتگی ، دلتنگی و دل شکستگی ، بخشی از مسیر بهبودی شماست ، آن را انکار و مخفی نکرده و از آن فرار نکنید ، بلکه با آن بمانید و مدتی را در رنج بسر ببرید . بهتر است بدانید تحمل درد و رنج آسیبی به شما نمی رساند ، بلکه موجبات سلامتی تان را فراهم می کنند .


شما انسان شایسته ، ارزشمند ، خوب و حتی فوق العاده ای هستید. ممکن است ضربه ای بر بدنه اتکاء به نفس تان وارد شده باشد و یا افکارتان سرشار از احساس گناه ، محکوم بودن و احساس حقارت باشد ، بهتر است نگران نباشید،زیرا این حالات کاملا طبیعی و ناشی از فشار روانی است که با آن دست به گریبان هستید . نیازی نیست ذهنتان را بر افکار پوچ و منفی متمرکز کنید و خود را با اگرهایی چون اگر این کار را نکرده یا کرده بودم ، در این وضعیت اسفناک عاطفی قرار نمی گرفتم تنبیه کنید .


طبع شما بلند تد از زخم عاطفی کوچکی است که اکنون گریبانگیر شما است . آن را رها کنید و بدانید که : در زیر پوشش این دل نگرانی و آشفتگی ظاهری ، یک انسان قدرتمند ، دانا ، شایسته و فوق العاده نهان است و او کسی جز شخص شما نیست .


دوره درمان و بهبودی نیاز به زمان دارد هر اندازه شدت وابستگی ما نسبت به عزیز از دست رفته مان بیشتر باشد مدت زمان بیشتری را صرف بهبودی خواهیم کرد . طبیعی است در دورانی که همه چیز بسرعت سپری می شود ، پذیرش موضوعی که نیازمند صرف زمان است دشوار به نظر میرسد.اما شما برای بهبودی ، نیازمند زمان هستید . بهتر است این مدت را بر خود ارزانی داشته و بدانید که سزاوارش هستید .


روند رشد و بهبودی بر خلاف تصور عموم ، پیشروی دائم و یکنواخت نیست . بلکه بیشتر شبیه به آذرخش است ؛ سرشار از نوسان ، از بالا به پایین و بر عکس ، پیشروی و پسروی و فراز و نشیب . در نتیجه ، چنانچه بهتر یا بدتر از دیروز یا حتی چند لحظه قبل هستید ، نگران نباشید و بدانید که روند بهبودی در جریان است .


زندگی سرشار از تجربیات مثبت است ، زیبایی در راه است و بی شک فردایی زیبا از راه خواهد رسید . نفس عمیقی کشیده و اکسیژن را روانه ریه های خود کنید ؛ مگر نه این است که نفس کشیدن نشانه سلامتی و زندگی است ؟


حال به طور کامل هوا را بیرون بفرستید و سپس با طمانینه نفس عمیق دیگری بکشید . برای نفس کشیدن از تمام ظرفیت شکم ، معده و قفسه سینه استفاده کنید . دستتان را روی قلب ، معده یا هر بخش دیگری از بدنتان که در تلاطم است بگذارید و همان طور که نفس را بدان سو می فرستید ، به خود بگویید : آرام باش ، من زنده ام و زنده می مانم .


بهتر است در این دوران استراحت و حتی خواب بیشتری داشته باشید و برای انجام کارهایتان از دیگران کمک بگیرید . زندگیتان را به گونه ای برنامه ریزی کنید که اغلب اوقات در استراحت و انجام فعالیت های مثبت و سرگرم کننده باشید . با خودتان مهربان باشید و عجله نکنید ، جسمتان برای تجدید قوا نیاز به انرژی دارد .


تفکر کنید و به عواطف خود استراحت بدهید . بهتر است تا مدتی درگیر هیچ رابطه ای نشوید . کارهای سازنده اغلب به آرامش روحی مدد می رساند . بنابر این ، مادامی که متحمل فشاری نشد هاید برای آن وقت صرف کنید . به یاد داشته باشید که استراحت و تفریح اساس سلامتی است .


بسیار خوب استراحت کافی است ، اکنون وقت آن رسیده که فعالیت را آغاز کنید . استراحت متناوب ، همراه با فعالیت ، شما را به مرز بهبودی نزدیک میکند . از همین رو بهتر است به قدر نیاز به استراحت بپردازید تا دچار سستی و تنبلی نشده و فعال باقی بمانید .


مادامی که دنیای درونتان سرشار از هرج و مرج و آشفتگی است ، برنامه سبک و در عین حال اندیشمندانه ای را برای دنیای بیرون خود برگزینید . خوب است که بدانید این برنامه ریزی علاوه بر ایجاد نظم در زندگی ، تکیه گاه بسیار خوبی برای فعالیت ذهنی شماست .


انتظار نداشته باشید که تمام قضاوت های شما منطبق بر اصول و منطق باشد . بهتر است تصمیم گیری را به حداقل برسانید و در صورت لزوم تصمیم گیریهای مهم را به تاخیر انداخته و تصمیم گیری های جزیی را نیز با کمک خانواده ، دوستان و همکاران به انجام برسانید . در حقیقت وکالت دهید ، واگذار کنید تا استراحت کنید ، به اندازه کافی زندگی تان دستخوش تحولات شده است ، بهتر است تغییرات اضافی را به حداقل برسانید .


ممکن است بارها و بارها برداشتن کلیدها و وسایلتان را فراموش کنید ، کیف پولتان را گم کرده ، عینکتان را به زمین بیندازید و حتی نامتان را اشتباه بنویسید . حالاتی چون فراموشکاری ، عدم حضور ذهن ، ناتوانی در انجام کارها و بی دست و پایی ، در پی هر از دست دادنی پدید می آید .


به عنوان مثال برای برداشتن چیزی وارد اتاق می شوید ، اما فراموش می کنید که چه می خواستید ، شوک این حالت در هنگام هر از دست دادنی بیشتر است . بهتر است نگران نباشید و در عین حال به خود سخت نگیرید و بدانید که این حالات نیز بخشی از روند بهبودی شماست . اگر هم مایل بودید نسبت به اشتباهات و خطاهایتان واکنش نشان بدهید بهتر است از نوع حیرت باشد تا عصبانیت .


به طور حتم در طی این دوران روند فعالیت هایتان به گونه ای پیش می رود که گویی دور تا دورتان را ماده ژلاتینی فراگرفته باشد ، در بازوان و پتهتی خود احساس سنگینی می کنید و در این حال برای تعادل یافتن خود را به جایی تکیه می دهید ، حتی ممکن است بالا نگاه داشتن سر نیز برایتان دشوار باشد ، لکنت زبان پیدا کرده و دائما احساس خواب آلودگی کنید .


همگی این حالات با این که نگران کننده است ، اما بهتر است بدانید که بخشی از روند بهبودی شما در گرو این حالات است . بدین ترتیب که بدن ، حرکات بیرون خود را کند کرده تا انرژی لازم را برای تامین بهبودی درونی در اختیار داشته باشد .لازم است به خود فشار نیاورده و ضمن استراحت ، زمانی را به کندی صرف انجام فعالیت های خود نمایید .


خوب است که مدتی را تحت مراقبت قرار بگیرید ، بخصوص اگر این حمایت و مراقبت از جانب خانواده ، دوستان و همکاران صورت بگیرد . شکست های عاطفی حقیقتا تضعیف کننده و دردناک هستند . در چنین حالتی احساس نیاز به دلجویی شدن از سوی دیگران کاملا طبیعی است . عده ای از افراد هستند که تخصص عجیبی در دلجویی و قوت دادن دارند . بهتر است شهامت داشته و از آنان طلب یاری کنید.


از دیگران طلب یاری کنید ، حتی اگر برایتان چندان خوشایند نباشد . کمک کردن عملی انسان دوستانه است . خود را در زیر چتر حمایتی خانواده ، دوستان و همکاران قرار داده و اندوهتان را برایشان بازگو کنید . مطمئن باشید حرف های شما برای آنان مهم بوده و تلاش خود را در جهت کمک به شما خواهند کرد . تلفن بهترین وسیله برای این موضوع است . همچنین می توانید از دوستی دعوت کنید که به خانه شما بیاید . بیگانگان می توانند دوستانی باشند که شما هنوز آنان را نشناخته اید .


استفاده از تجربیات کسانی که شرایطی چون شما داشته اند ، بسیار ارزشمند است . در میان دوستان شما ممکن است فردی که از مورد مشابهی جان سالم بدر برده وجود داشته باشد . مطالعه و بررسی تجربیات دیگران سودمند است . پیشنهاد می کنم که از تجربیات دیگرانی که این دوره را با سلامتی طی کرده اند استفاده نمایید . این گونه افراد ، راهنمایان خوبی برایتان بوده و ضمنا بهترین گواه برای ضرورت زنده ماندن و ادامه دادن به زندگی خواهند بود .


عشق ورزی ، ثبات شخصیتی و شناخت و آگاهی ، سه جزء لاینفک خردمند بودن است و بهتر است مشاوره و راهنمایی کسانی را طلب کنید که از این خصوصیات بهره مند باشند . این افراد شما را در انجام برنامه های روزانه و وظایفتان یاری داده و می توانید در کنار آنان بخوبی روز را به شب برسانید . بهتر است از شنیدن توصیه هایی که در شما احساس گناه و بی کفایتی ایجاد می کنند پرهیز نمایید .


بهتر است خود را از دنیای زندگان جدا نکنید . این موضوع تنها اختصاص به خانواده و اطرافیان نداشته ، بلکه می تواند یک گلدان ، ظرفی پر از میوه که برای شما شادی آور است را شامل شود .


بر اعتقادات مذهبی ، معنوی ، فلسفی و یا روانی خود که جذاب و ارزشمند به نظرتان رسیده و در گذشته از آنها بهره می بردید ، مهر تاییدی دوباره بزنید . از هر نوع دانشی که آرامش بخش ، الهام دهنده و تعالی بخش است ، استفاده نموده و به آنها تکیه کرده و لذت ببرید .


احتمال دارد طی این دوران احساس درماندگی ، بی کسی و یا حتی فکر خودکشی نیز به ذهنتان خطور کرده باشد چنین تفکری البته به شیوایی کلام هاملت ( بودن یا نبودن ) را در بر ندارد،اما به هر حال دور از ذهن هم نیست

بهتر است بدانید که این موضوع نشانه طبیعی دردمندی است ، نیازی نیست که به آن عمل نمایید .


چنانچه نگرانید در برابر چنین وسوسه ای کنترل خود را از دست بدهید ، بی درنگ از یک مشاور کمک بخواهید . نوک پیکان خشم شدیدی را که احساس می کنید ، به سمت خود نگیرید .


این احساس کاملا طبیعی است و بهتر است روش مناسبی را برای تخلیه آن بیابید . ضربه ای بر بالش وارد کنید ، با صدای بلند گریه کنید ، فریاد بکشید و در همه حال به خود یاد آوری کنید که خودکشی عملی احمقانه است . بهتر است بدانید ، این احساس گذر خواهد کرد و شما بهبود خواهید یافت . براستی نوید باغی پر از گل سرخ را به شما می دهم ، اما نبودن خار را در آن تضمین نمی کنم .


از هم اکنون مشغول سوگواری شوید ، بدون آن که انکارش کنید و یا از آن بگریزید . تاخیر در هر کار دیگری مجاز است ولی در مورد درمان زخم های عاطفی که مانند آسیب های جسمانی نیاز به درمان فوری دارند هر چه سریعتر آن را با خود همراه کنید و مدت زمانی را برایش صرف کنید .


در این صورت خیلی زود بهبودی که تنها راهش تخلیه درونی است _ دست خواهید یافت . جلو گیری و مقاومت در برابر سوگواری در واقع مداخله کردن در روند بهبودی اسصت و چنانچه به هر علتی آن را به تاخیر بیندازید ، اندوه و غم ماه ها و حتی سال ها بعد بازگشته و همچون سایه به تعقیب شما می پردازد .


بهتر است احساس ترس ، رنج ، بی کسی و خشم را تجربه کنید . این حالات برای بهبودی دارویی ضروری هستند یقین داشته باشید که شما زنده هستید و زنده نیز خواهید ماند .


احتمالا طعم جدایی هایی را نیز در گذشته چشیده اید که آثار ناگوار آن تاکنون در ذهنتان باقی بوده و بهبود نیافته اند و اینک زخم های آنها با بروز حادثه جدایی فعلی شما سرباز کرده و احساس می کنید که بی دلیل نسبت به آنها نیز واکنش نشان می دهید.


این دسته از جدایی های قدیمی احتمالا مربوط به روابط قدیمی ، طردشدگی ها ، ناامیدی ها ، جراحت ها ، و یا حتی دوران از دست رفته کودکی است.درحقیقت ممکن است شما در روند درمان مشکل فعلی خویش ، به نوعی در حال درمان و خلاص شدن از دردهای پیشین خود نیز هستید .فرصت خوبی است که از تمامی مشکلات حال و گذشته رهایی یافته و درمان شوید . به خود اجازه دهید که شفا یابید .


جدایی ، خراشی زخم گونه بر پیکره عواطفتان بر جای گذاشته ، خواهید پذیرفت که برای درمان این زخم نیز به زمان نیاز دارید ؛ پس تلاش بیشتری کنید که تا حد ممکن نسبت به خود مهربان ، بخشنده و با ملاحظه تر شوید


بهتر است همانگونه با خود رفتار کنید که با دوست صمیمی تان _ که اگر در این وضعیت بود_ رفتار می کردید . به این منظور ، لازم است مسوولیت های جدیدی را به عهده نگیرید و نیز از قرار گرفتن در موقعیت هایی که با کشمکش ، فشار روانی و تنش همراه است ، اجتناب کنید . در صورتی که از جانب کسی دست یاری به سو شما دراز می شود ، آن را بپذیرید و البته به خاطر داشته باشید که مراقبت و دلسوزی و کمک را در ابتدا از خود طلب کنید .


مهمتر از همه این که خود را با بروز هر اشتباهی که احساس می کنید به این جدایی ارتباط دارد ، مورد شماتت و سرزنش قرار ندهید ، مطمئن باشید که انسان خوب و شایسته ایی هستید .


وقت جدایی فرا رسیده ، کوشش های بیهوده برای برقراری ارتباط مجدد ، دردناک ، غیر منطقی و مانع از بهبودی و رشد است.علاوه بر این ، سبب به هدر رفتن انرژی ارزشمند شما و شکنندگی و ضعفتان می شود.بهتر است در برابر این وسوسه ، مقاومت کنید . اگر چه دشوار است ولی انرژی خود را صرف بهبودی و ارتقای خویش ، زندگی و نیز روابط تازه نمایید . گذشته را رها کنید تا به راه خود برود . این مطلب از جمله مهمترین درس های زندگی است .


چنانچه تصویر یا نوشته یا وسیله خاطره انگیزی داشته که شما را در روند بهبودی یاری می کنند ، از آن بهره مند شوید.اما اگر این لوازم خاطره انگیز شما را به گذشته ای تلخ پیوند زند ، لازم است که هر چه سریعتر آن ها را از خود دور کنید ؛ ببخشید و یا بفروشید . هیچ چیز را مهمتر از سلامتی خویش تلقی نکنید .


آنچه که در زندگی به آن توجه یا تمرکز بیشتری شود به و اقعیت نزدیکتر است ؛ بنابر این ، خوب است فقط به پیامدهای مثبت و خوب بیندیشید ، در انتظارش باشید ، پیش بینی و برنامه ریزی دقیقی در مورد آن به عمل آورید . مطمئن باشید انجام خواهد شد . اگر اندوه ، ترس و ناامیدی به سوی شما روانه گشت ، همراهی اش کنید ، اما در آم نمانید ، آن را بپذیرید ، اما دعوتش نکنید . بهتر است بدانید درد ، مهمانی است پذیرفتنی ؛ اما مهمانی نیست که ارزش خوشامد گویی را داشته باشد .


ترس ، از جمله علائم طبیعی هر از دست دادن و بخشی از روند بهبودی است . هنگامی که کسی یا چیزی را از دست می دهیم ، ترس های بسیاری از جمله ترس از تنهایی و طرد شدگی ، ترس از این که دیگر قادر به عشق ورزیدن نباشیم و یا با ما عشق نورزند و نیز ترس از رنج و اندوه ، یاس و ناامیدی و شنکنجه های روحی به سمت ما هجوم می آورند .


بر خلاف تصورات دوران کودکی که ترس را همچون تجربه قرار گرفتن در تاریکی می دانستیم ، ترس در واقع انرژی مازادی است که به کمک آن می توان پیروزمندانه با کشمکش های دوران بهبودی و رشد مواجه شد . اگر آن را به صورت انرژی تلقی کنیم ، در این نوع کشمکش ها به یاریمان خواهد آمد . بهتر است با آن مبارزه نکنید ؛ بلکه از وجود آن بهره ببرید و به خاطر داشته باشید که ترس دشمن ما نیست بلکه دوست ماست .


تظاهر به داشتن انرژی ، شور و شوق ، شادی و سبکبالی در این دوران ، نتیجه ای ندارد . بهتر است انرژی مصرفی برای آن را صرف شفا و بهبودی نمایید . اگر احساس حقارت کردید ، چندان اهمیتی به آن ندهید . به خاطر داشته باشید که گریه کردن نوعی تخلیه درونی و پاکسازی است ، از آن بهره ببرید .


تقریبا تمامی انسان ها در پی از دست دادن معشوق خود خشمگین می شوند ، جای نگرانی وجود تندارد . بهتر است خشم خود را معطوف به شخصی که از دست رفته ، کسی که چیزی یا کسی را با خود برده ، سرنوشت و یا سنت ها و قرار دادهای اجتماعی که مسبب جدایی شما شده اند ، نمایید . هرگز از موضع خشم مرتکب عملی نشوید و سعی کنید به واسطه این خشم از خودتان متنفر نشوید .


اجازه دهید خشمتان به شیوه ای صحیح بروز نماید . برای مثال می توانید به ورزش هایی مانند والیبال ، هند بال بپردازید . این گونه ورزش ها در فرو ریزی خشم شما کمک فراوانی می کنند . اگر خشم خود را بدین روش ها تخلیه نمودید ، از مجادلات بیهوده ، بیماری و تصادف در امان خواهید بود . مطمئن باشید با بهبودی این دردها ، خشم شما نیز رفع خواهد شد .


وقتی احساس گناه می کنید ، نسبت به خودتان عصبانی می شوید . بی شک ، عصبانیت شما به دلیل زیر پا گذاشتن اصول اعتقادی است که شما را ملزم به اندیشیدن ، فعالیت کردن و احساس کردن می کند . احساس گناه نیز همانند خشمگین شدن نیاز به کنترل دارد و نباید به واسطه این حالات به کسی آسیبی رسانده و یا حتی خود را آزار دهید . پشیمانی و افسوس تا حدودی طبیعی است ، اما افراط و زیاده روی در آن آسیب هایی را به همراه دارد . بخشش پادزهر گناه است . بهتر است با خود مهربانه ، محترمانه ، عاشقانه و مشفقانه رفتار کنید .


تقریبا اغلب جدایی ها ، بحران های عاطفی و مشکلات زندگی را بدون نیاز به مشاوره می توان درمان نمود . با وجود این ، در مواردی که از آن جمله می توان به ترس از آسیب رساندن به خود و سایر افراد ، پناه بردن به مواد مخدر و حتی پرخوری غیر متعارف ، فقدان دوست یا خانواده ای دانا در اطراف خود ، به خاطر آوردن پی در پی لحظه جدایی و به همراه آن از دست دادن های دیگر ، عدم کنترل و بدبینی نسبت به خود و نیز در معرض فشار عصبی قرار گرفتن ، اشاره نمود . بهره گیری از کمک مشاوران بسیار ضروری است .


بهتر است مانند کسی که قصد خرید سنگینی چون خرید خانه ، اتومبیل را داشته و بدین منظور وقت زیادی را صرف ارزیابی آن می کند ، شما نیز در انتخاب مشاور دقت بیشتری داشته باشید . برای مثال ، با چندین مشاور ملاقات کنید و سوال هایی را از آنان بپرسید ، روش برخوردشان با سایرین را مورد مطالعه قرار دهید ، دانستن مدت درمان و هزینه آن نیز از جمله نکات ضروری است .


احساس شما نسبت به درمانگر از اهمیت ویژه ایی برخوردار است . باید بدانید که قادر هستید در باره زندگی خود با او صحبت کنید . آیا او از موضع بالایی با شما برخورد نمی کند و مهمتر از آن آیا می توانید با او طرح یک دوستی را بریزید ؟ اگر مشاور خوبی باشد ، بهبودی شما پس از چند جلسه حتمی است .


احتمالا در این دوران مایلید معاینه ای کامل از جسم خود به عمل آورید و شاید هم این نیاز را از مدت ها پیش احساس می کردید، ولی فرصتی برای آن نمی یافتید . به هر حال توجه داشته باشید که علائم برخی از بیماری های جسمانی کاملا شبیه به علائمی است که در شکست های عاطفی بروز می کند.پزشک خانواده بهترین فردی است که می توانید در این زمینه از او کمک بخواهید و اکنون نیز بهترین فرصت برای رسیدگی به جسمتان است . چنانچه از نتیجه آزمایشات نگران هستید ، بهتر است بدانید که آگاهی و شناخت ، بهتر و قدرتمندتر از ناآگاهی و ترس است .


چنانچه احساس کردید افسردگی تان شدت یافته است ، بهتر است نزد یک روان شناس رفته و وضعیت خود را برای او شرح دهید تا در صورت نیاز برای شما داروهایی را تجویز نماید . متاسفانه بارها اتفاق افتاده که افرادی با افسردگی های شدید به دلیل ترس از برچسب بیماری روانی هرگز به روان شناس یا روان پزشک مراجعه نمی کنند باید توجه داشت که اگر افسردگی شدید و مزمن ، اختلال شناخته شده و شایعی است که به اندازه بیماری های قند و یا فشار خون نیازمند درمان است .


افسردگی شدید بیولوژیک به دلیل عدم توازن هورمون های مترشحه مغز پدید می آید . داروهای ضد افسردگی در صورت تجویز پزشکان متبحر و حاذق برای درمان این بیماری بسیار موثر است . البته به یاد داشته باشید که ابتدا به مشاور ، روان شناس و در نهایت به روان پزشک مراجعه نمایید .داروی گیاهی به نام بادرنجبویه نیز به اندازه داروهای تجویزی ضد افسردگی در درمان نوع خفیف تا متوسط این بیماری استفاده می شود که بسیار ارزان و نسبتا بی زیان است . از این گیاه هزاران سال به منظور درمان آسیب های روحی و عاطفی استفاده می شده است .


استفاده از غذاهایی که برای عملکرد منظم و تغذیه مناسب بدن به آن نیاز داریم و پرهیز از غذاهایی که عملکرد بدن را دچار اختلال می کند ، بسیار مهم است . بدین منظور و بخصوص در دوران جدایی ، لازم است نکات زیر در برنامه غذایی خود در نظر بگیرید :

1- آب فراوان بنوشید ، روزانه هشت لیوان کافی است .

2- سبزیجات و میوه های تازه را در برنامه غذایی خود جای دهید ، بهتر است سبزیجات را بصورت خام یا نیم پز مصرف کنید .

3- کربوئیدراتهای ترکیبی نظیر غلات ، سیب زمینی و نشاسته از جمله منابع غنی غذایی هستند .

4- مصرف نیکوتین ، کافئین و غیره را کاهش دهید .

5- از خوردن تنقلات و شیرینی جات خودداری کنید .

6- مصرف ویتامین ها و مواد کانی را فراموش نکنید ، بویژه در بحران های عاطفی مصرف ویتامین ث و ویتامین ب ، کلسیم و پتاسیم بسیار سودمند است .

7- مراقب مصرف غیر طبیعی چربیها نیز باشید .

بهتر است این رژیم غذایی را بتدریج اعمال نمایید . در ابتدا به آهستگی آن را به اجرا در آورید و به تاثیر آن توجه کنید و در صورت عدم بروز مشکل تمام مراحل آن را انجام دهید . لازم است به خواسته های جسم خود توجه کنید ؛ مطمئنا جسم شما ، خود نیازش را بیان می کند .


در این ایام که تحت فشارهای روانی بوده و به سمت بهبودی در حرکتید ، به خاطر داشته باشید که به دلیل ضعف و ناتوانی هایتان بسیار آسیب پذیرید . بنابر این ، از سلامتی ذهنی و عاطفی خود مراقبت کرده و ضمن آن که به استراحت و ورزش می پردازید ، از مصرف مواد آلوده و حضور در مکان های آلوده و حتی افراد آلوده پرهیز کنید . باید با خود مهربان بوده و به خود فرصت دهید . سعی نکنید همه مسائل پیرامون خود را درک کرده و یا از آنها مطلع شوید . همچنین از پذیرفتن کارهایی که به نحوه انجام آم آشنایی ندارید ، پرهیز کنید .


این نکته را فراموش نکنید که مقاومتتان پایین است و نباید در شرایطی که نیاز به متقاعد سازی شما وجود دارد ، قرار گیرید . بهتر است در این خصوص از افراد قابل اعتماد کمک بگیرید. در عین حال در محافظت از خود زیاده روی نکنید و بیشترین انرژی خود را صرف روند بهبودی تان نمایید .


طبیعت از خلاء بیزار است . احتمالا در این دوران ، تلاش می کنید برای پر کردن خلاء درونی خود ، با شتاب و به طور ناپخته ای خود را درگیر رابطه عاطفی جدیدی کنید . چنانچه به بهبودی کامل دست نیافته باشید ، این عمل ناپخته شما به جدایی دیگری می انجامد و سپس یک ارتباط دیگر ، جدایی دیگر تا جایی که زندگی عاطفی شما تبدیل به حرکت توپ بسکتبال می شود .


عاشق شدن پس از گسستی آسیب بخش ، در ابتدا بی نظیر به نظر می رسد ، گویی به دست نیافته ترین آرزوها دست یافته اید ، اما پس از مدتی درمی یابیید که عشق تازه شما ، الهه خوبی ها ، درایت ها ، ملاحظه گری ها و عاطفه ها که در ابتدا تصور می کردید ، نیست . پی می برید که او انسانی همچون سایر انسانهاست و لاجرم افسوس می خورید .اگر در پی عشق ورزیدن هستید ، بهتر است آن را به خودتان هدیه کنید و خود را انتخاب کنید .


در فرایند شفا تغییراتی در الگوی خواب ، زمان ، و میزان آن پیش می آید که طبیعی است . چنانچه به سختی به خواب می روید یا با کوچکترین صدایی از خواب بیدار می شوید و حتی بی دلیل بارها و بارها این اتفاق می آفتد، دچار بی خوابی شده اید . از این حالت بی خوابی نگران نباشید ؛ زیرا در واقع نگرانی از بی خوابی خود سبب بی خوابی می شود .


به طور طبیعی بدن ما در طول شبانه روز به حداقل هشت ساعت خواب نیاز دارد ؛ بنابر این ، اگر برای مدتی این میزان ساعت کاهش یابد نگران نباشید. زیرا به محض بهبودی ، بی خوابی شما نیز رفع می شود .


پیش از خواب ، یک لیوان شیر گرم نوشیده و موسیقی آرام بخشی را گوش کنید و چنانچه پس از یکساعت موفق به خوابیدن نشدید ، از بستر خارج شوید و مدتی خود را مشغول به کاری نمایید ؛ زیرا این کار دست کم نگرانی از بی خوابی را رفع می کند .


اگر در نیمه های شب از خواب بیدار شدید ، از کتاب یا موسیقی تسلی بخش استفاده کنید . حتی می توانید این زمان را به مناجات و راز و نیاز با خداوند بپردازید . نیمه های شب که همه جا غرق در سکوت و آرامش است ، بهترین زمان برای برقراری ارتباط با درون می باشد . به هر حال در صورتی که بی خوابی شما شدید شد ، بد نیست که با پزشک خود مشورت کنید . از سوی دیگر ، احتمال دارد این تغییرات در خواب منجر به پرخوابی شما شود ؛ تا هر زمان که احساس می کنید جسمتان به خواب نیاز دارد می توانید به استراحت بپردازید . زیرا ، استراحت به اندازه کافی بخشی از روند شفا و بهبودی است .


نباید تصور کنید که اگر به مدت طولانی در حالت جنون و عاشقی بودید، پس به طور حتم عاشق بوده اید . البته تردیدی در علاقه مندی شما نیست که اگر غیر از این بود ، هرگز احساس جدایی نمی کردید.سرعت یافتن روند بهبودی شما به دلیل به کارگیری تمامی انرژی تان برای شفا یافتن است نه آن که تصور کنید عمق عشقتان کم بوده و یا اصلا عشقی در کار نبوده است.دلیلی ندارد که بیش از حد دچار اندوه و درد باشید . بهبودی نشانه نیرومندی شماست ، نه نشانه سبک انگاری اصالت عشق شما .


هر زمان که حادثه جدایی را به خاطر آوردید ، اطرافتان را تا حد تصور سرشار از خوبی و نور نمایید . خوبی مقوله بسیار روشنی است و به سختی می توان تعریف مبهمی برایش ارائه نمود . همه ما بر سر والاترین ، بهترین ، عالی ترین ، و مهمترین چیزها اتفاق نظر داریم .خوبی را می توان با همان معنای دنیایی آن به ذهن آورد و از طرف می توان آن را با واژه خدا تجسم کرد .


مفهوم نور و روشنایی نیز در تمامی باورهای دینی و آیین های مذهبی و معنوی از جایگاه ویژه ای برخوردار است . از نور طبیعت تا نور خدایی ، از نور خورشید تا نور خدا . هر گاه به این دو خوبی و نور متوسل گشتید ، بهتر است تقاضا کنید به بهترین وجه هر آنچه به صلاح شما و زندگی تان است ، برایتان پیش آورد . به این ترتیب مصالح واقعی شما فدای مصالح و خواسته های آنی شما نخواهد شد . کافی است با یک نفس عمیق هر آنچه خوبی و نور و روشنایی است را به درون خود فرو ببرید تا به تک تک سلول های بدنتان نفوذ کرده و به هر بخشی از وجودتان که نیاز به درمان دارد ، نیرو ببخشد . تقاضای بهترین مصلحت ها برای خود به زمان چندانی نیاز ندارد


اکنون بهترین فرصتی است تا خود را با هر روشی که می شناسید و یا مایل بودید که بشناسید ، به خدای خود نزدیک کرده و به راز و نیاز با او بپردازید . در این حالت ، زخم های تان سر باز می کند و این حالت بسیار خوب است . بگذارید با راز و نیاز کردن شما همراه شود . آشکار شدن دردها هنگام دعا ، منجر به بهبودی می شود . بهتر است هنگام عبادت و دعا از خدای خود ، توانایی صبر و تحمل دردها ، سلامتی و علم بیشتر طلب نمایید .


در اندوه نوعی زیبایی وجود دارد ، البته منظور از اندوه ، نوع اصیل آن است نه صرفا دلسوزی برای خود.در این باره چیزی زیادی نمی توان گفت و فقط می توان گفت اندوه بسیار ارزشمند است . می توانید از زیبایی اندوه لذت ببرید .


بهتر است اجازه دهید روند شفا مراحل خود را به طور کامل طی کرده و دوره نقاهت که مهمترین مرحله آن است ، بخوبی بگذرد . لازم است برای مدتی خود را درگیر روابط عاطفی و یا کار تازه ای که تنیاز به صرف انرژی زیادی دارد ، نکنید.اگر پیش از بهبودی کامل دست به چنین عملی بزنید ، دچار حساسیت شدید عاطفی خواهید شد و با کوچکترین مساله ای دچار تزلزل و ضعف می شوید.در پی بهبودی کامل باشید .


تایید کردن خود ، ایجاد ثبات و استحکام می کند . تفکرات محبت آمیز مثبت و بهبود دهنده ای که از خود و زندگی تان دارید ، استحکام بخشید . تایید کردن خود معمولا با جمله من .هستم شروع می شود . لازم است از افعال زمان حال استفاده کنید و خواست خود را به نوعی بیان کنید که گویی هم اکنون به آن دست یافته اید . جملاتی نظیر موفق و خوشبخت هستم ، نه این که می خواهم باشم نیز خود را به روند شفا می سپارم با خود مهربان هستم .دل شکستگی ام خوب می شود،شهامت رشد کردن را دارم نیرومند هستم قدر همه چیز را می دانم شکیبا هستم


تصویر سازی ، تجسم حوادثی است که در آینده پیش خواهد آمد و یا مایلیم پیش بیاید . همه ما اغلب دست به این کار می زنیم ، یعنی آیده خود را مثبت یا منفی مجسم می کنیم و زمانی دچار مشکل می شویم که آینده ای سرشار از کمبود ، تنهایی ، بی کسی و ناامیدی برای خود ترسیم کنیم . حال بیایید لحظه ای به موضوعات خوب فکر کنیم و آینده ای مثبت برای خود تصور کنیم ، خود را سالم ، شاد و سرزنده ، دانا و شکوفا ، مهربان و از همه مهمتر مورد مهر دیگران قرار گرفته بیابیم و با تمام حواس خود آن را ببینیم ، بشنویم ، بچشیم ، ببوییم و لمس کنیم .


در ابتدا یک یا دو دقیقه از وقت خود را صرف این موضوع کنید و به مرور زمان آن را بیفزایید . تصویری به دنبال تصویر دیگر ، روزی پس از روز دیگر و همین طور دامنه آن را گسترش داده و آینده دورتری را برای خود تجسم کنید . بزودی زمان حال تبدیل به آینده مثبتی می شود که برای خود در نظر گرفته اید و یا حتی بهتر از آن قطعا به مصلحت شما و اطرافیان تان خواهد بود .


بی شک تاثیر رنگ ها در زندگی انسان ها بر کسی پوشیده نیست . احساس ما هنگام ورود به اتاقی تاریک و کم نور با احساسی که به هنگام ورود به اتاقی روشن و پر نور داریم ، کاملا متفاوت است.تا حد امکان برای خود محیطی با طیف بالای رنگ ها زرد ، نارنجی ، قرمز فراهم کنید . همچنین آرامش بخشی رنگ سبز بهبودی و رشد شما را سرعت می دهد . بهتر است از لباس های سبز رنگ ، غذاهای سبز رنگ و لوازم زندگی سبز ، استفاده کنید . به خاطر داشته باشید که باید از رنگ ها ی سیاه و آبی دوری کنید . زیرا روحیه تان به حد کافی اسیر فضای تیره و کبود هست .


از مهمترین کارهایی که جهت بهبودی خود در دسترس دارید ، خندیدن است . کافی است فیلم کمدی ویدیویی را اجاره کرده و تماشا کنید . حتی می توانید کتاب خنده داری بخوانید و یا با افراد بذله گوی معاشرت کنید . از آنان بخواهید دائما با شما در ارتباط باشتند و حتی می توانید به داستان جدایی خود بخندید . میان تراژدی و کمدی فاصله اندکی وجود دارد و شما می توانید با دیدی طنز گونه ، ماجرای از دست دادن ، واکنش نسبت به آن و حتی خاطرات قبل از جدایی را مرور کنید و مطمئن باشید با این کار خیانتی به عشقتان نکرده اید . در واقع نگاه طنز آمیز به ماجرا ، به نوعی احترام قائل شدن برای رابطه گذشته شما است و قطعا به بهبودی شما منتهی می شود .


در فرایند شفایابی ، قدرت تفکر و اندیشه تان افزایش یافته و به راحتی قادر به تصمیم گیری و قضاوت خواهید شد . همچنین تمایلتان به برقراری ارتباط با دیگران افزایش یافته و دائما درصدد کمک به آنان هستید . در عین حال با ارتقای عواطف و احساساتتان سرزنده تر و خوش بین تر به نظر می رسید و ضمن احساس خرسندی و نیرومندی ، استقلال طلبی و اعتماد به نفس تان نیز افزایش می یابد . در چنین شرایطی از حصاری که به دور خود پیچیده بودید خارج شده و در میان جمع ، پر جنب و جوش تر از گذشته ، دست به تجربیات تازه ای می زنید .


با شهامت تمام از دست دادنی را تجربه کرده اید و زنده مانده اید و آموختید که قادر به زنده ماندن و ادامه دادن به زندگی هستید . اندوه و غم به مرور کاهش یافته و اثری از آن باقی نمانده و شما به راستی شفا یافته اید . اما تنها به زنده ماندن و شفا یافتن اکتفا نکنید ؛ بلکه این تجربه را سکوی پرشی برای پیشرفت و ارتقای بیشتر بدانید


زمان آن رسیده که از فکر از دست دادن خود خارج شده و به جلو گام بردارید . تردیدی نیست که گاه گاهی نگاهی به پشت سر خود خواهید انداخت ؛ اما بیشتر اوقات خود را صرف تمرکز به آینده نموده و پیش بروید . لذت بردن از رویدادهای پیش تیامده نیز ارزشمند است .


بخشیدن صرفا به معنای پذیرفتن عذر نیست ؛ به معنای رها کردن نیز می باشد . اگر به سنگ بزرگی بسته شوید و آن سنگ شما را به درون آب فرو ببرد ، تنها کار شما بخشیدن سنگ یعنی باز کردن گره ، رها کردن سنگ و شنا کردن به سمت نور است. وقتی گذشته را بخشیده و فراموش میکنید،در واقع خود را از گذشته تان جدا کرده و آزاد می کنید .


علاوه بر این ، بخشیدن به معنای لطف کردن و هدیه دادن نیز هست و هنگامی که بخششی از طرف شما صورت می گیرد ، در واقع بر سخاوتمندی خود مهر تایید زده اید، چه کسی مورد عفو شما قرار می گیرد ؟ آیا بیشتر از آن که دیگری را ببخشید ، خود را مورد عفو قرار می دهید ؟ بهتر است بدانید هنگامی که دیگری را آزاد می کنید که به راه خودش برود ، در واقع خود را آزاد می کنید که همان عمل را انجام دهید . بخشش به نوعی اهدای آزادی به خود است .


بعد از اون همه قول و قرار بدون اینکه من و قانع بکنه رهام کرد اون برام مظهر همه خوبی ها بود و حالا من دیگه به هیچی اعتماد ندارم نمیتونم دوریش و تحمل کنم و نمیدونم چکار کنم؟ تا می توانید و قدرت دارید ، دیگران را مورد عفو قرار دهید . این عمل را نه به خاطر دیگری بلکه به خاطر خودتان ، آرامش فکری و ارتباطات آینده تان انجام دهید .


روش ساده اما بی نظیر برای بخشیدن وجود دارد ، کافی است ابتدا اطرافتان را غرق خوبی ، نور و محبت کنید و بگویید من فرد یا چیزی را که باعث این حادثه شده را به خاطر کاری که به از دست دادن انجامیده را می بخشم . این جمله ، اولین گام در جهت بخشیدن است . سپس بگویید : من خود را به خاطر قضاوت درباره همان فرد یا موضوع به دلیل همان خطا و گناه می بخشم . مرحله دوم به دلیل بخشیدن خودتان به خاطر قضاوت در مورد دیگران از اهمیت ویژه ای برخوردار است و متاسفانه اغلب نادیده گرفته می شود.


قضاوت شما در مورد دیگری دقیقا همان موضوعی است که سبب اندوه شما و جریحه دار شدن احساساتتان شده است . زمانی که عمل او را می بخشید باید قضاوت خود نسبت به عمل او را نیز ببخشید،ممکن است ناچار شوید چندین بار این عمل را تکرار کنید تا گره های متعدد گناه دیگران و قضاوت خود را باز کنید.ادامه دهید با این روش می توانید آزاد شوید و مطمئن باشید که آزاد می شوید .


از هر فرصتی برای بخشیدن خود استفاده کنید و خود را به دلیل ارتکاب هر اشتباه و گناه ، کوتاهی ، ضعف ، تخلف ، یا خطایی که به غلط یا درست تصور می کنید مسبب این از دست رفتن است ببخشید . این روش هم مانند بخشش دیگری ساده است و کافی است بگویید :من خود را به خاطر کوتاهی می بخشم و سپس بگویید : من خود را به خاطر قضاوتی که درباره خود به دلیل همان کوتاهی داشته ام ، می بخشم .


مهمترین بخش این فرایند ، همین بخشش قضاوت خود است . چه کسی شما را انسان کاملی دانسته است و در این حد از شما انتظار دارد ؟ ما کامل نیستیم ، ما انسان هستیم و به خاطر انسان بودن باید خود را ببخشیم . پس خود را به خاطر قضاوت درباره انسان بودنتان ببخشید و پیش بروید .


اکنون که اندوه و درد شما کاهش یافته ، قدرت درک شما فرصت خوبی برای رشد خواهد یافت . به این منظور می توانید با نگاهی بر چگونگی جدایی و دگرگونی های پیش آمده حاصل از آن ، طبیعی بودن و گریز ناپذیر بودن آن در زندگی خود را به اثبات برسانید . به خاطر داشته باشید که رابطه گذشته شما ، محسنات بسیاری را به همراه داشته به همین سبب است که با پایان یافتن آن دچار اندوه و دلتنگی شده اید و اغلب آن ها همچنان همراهتان هستند و اینک زمان آن رسیده که کوله باری از خوبی ها را همراه خود کنید .


به عنوان مثال او به شما یاد داد که از یک غذای خوب تعریف کنید و یا علاقه تان را به موضوعات سرگرم کننده ای همچون ورزش ، موسیقی ، جلب کرد ؛ در صورتی که از دست رفته شما شغلتان است ، به خاطر داشته باشید که در طول زمان همکاری چه اطلاعات ارزشمندی را به دست آوردید . بهتر است بدانید که شما به سبب مهر ورزیدن ، فرد شایسته تری شده اید .


در تجربه اندوزی از یک رابطه حتی اگر پایان تلخی به همراه داشته باشد ،شما ، انسانی غنی تر ، تواناتر ، ژرف تر و داناتر خواهید شد . بهتر است خود را به دلیل شهامتی که در برقراری رابطه داشته و دارید مورد ستایش قرار دهید، شهامت داشتن و بی باکی امری است درونی ، اهمیت دادن و مهر ورزیدن با علم بر آسیب پذیریتان ، به جرات و شهامت بسیاری زیادی نیاز دارد .


بیباکی خود را ستایش کنید ، بزرگ بدارید و محترم بشمارید . حتی شهامت بیان این جمله که عاشق شدن و از دست دادن به مراتب بهتر از هرگز عاشق نشدن است ارزشمند است .اینک زمان آن رسیده که دریابید در پی این جدایی چه تجربه هایی کسب کرده و یا کسب خواهید کرد،اینک فصل تازه ای در زندگی تان آغاز شده و وجود خود را به طور کامل اعلام کرده است . مطمئن باشید که توانایی ایجاد تغییرات مورد نیاز این فصل را خواهید داشت و بزودی دو یا سه تحول هماهنگ با این فصل در شما بروز خواهد کرد .


اکنون وقت آن است که رفتارهای جدیدی را فرا گرفته و دست به فعالیت های تازه ای بزنید و برای تامین نیازهای روزمره تان شیوه هایی را به کار گیرید که تاکنون به آن توجهی نداشته اید . این کار نیاز به شهامت دارد . اما هیجان آن موجبات سرگرمی و نشاط شما را فراهم می آورد .


در اجتماعات شرکت کنید و از تجارب جدید ، موقعیت ها ، افراد و نظریات آنان بهره ببرید . اینک زمان آن رسیده که فراتر از ذهنیات خود مبنی بر عاشق شدن دردکشیدن گام برداشته و در راستای مبارزه با بی اعتمادی نسبت به خود و دیگران و نیز فراگیری تجربیات تازه تلاش کنید . برای نیل به این منظور بهتر است دکوراسیون خانه تان را تغییر دهید ، به جاهای جدیدی رفته و لباس های تازه بخرید ، به فراگیری موضوعاتی که به آنها علاقه مندید مانند سفالگری ، موسیقی بپردازید و اهداف جدیدی را برای خود برگزینید .


شاید زمان آن رسیده که به تحولی که همیشه در پی آن بودید جامه عمل بپوشانید . برای مثال رژیم بگیرید ، سیگار کشیدن را ترک کنید ، اندامتان را با ورزش زیبا کنید . همچنین به تقویت خصوصیات مثبت خود پرداخته و صفاتی چون گذشت و مدارا ، بخشندگی ، مهرورزی ، کمک به دیگران و جلب اعتماد آنان را در خود پرورش دهید


ارتباط با دیگران یا هر چیزی که دوست می دارید جنبه های خوب و بد ی را در بردارد . زندگی همین است . یعنی دارای جنبه های مثبت و منفی است و پیوند میان دو قطب متضاد است که نمی توان یکی از آن جنبه ها را نادیده گرفت و یا انکار کرد .


در پی از دست دادنی ، انسانها به سمت قسمت تاریکتر زندگی رفته و در آنجا ساکن می شوند و پس از سپری کردن مدت زمانی همه چیز دوباره تغییر خواهد کرد و فرد به سمت قسمت روشن تر زندگی قدم می گذارد.زندگی بی عیب و بی مشکل وجود ندارد . زندگی زشتی ها و زیبایی های خاص خودش را داشته و همواره چنین بوده و چنین نیز خواهد بود . پس بهتر است با آن کنار آمده و هماهنگ شوید .


در چرخه طبیعت ، پدیده از دست دادن ، عنصری ضروری و در خور توجه است . غنچه های گل سرخ در پی استحاله جوانه ها ، سبز شدن گیاه در پی دگردیسی دانه و آغاز روز در پی رفتن شب پدید می آید. این همه حکایت از بازآفرینی های مکرری دارد که در پی هر از دست رفتن در چرخه آفرینش پدید می آید .

آخرین مطالب این وبلاگ



Buy Website Traffic Cheap
Buy website Traffic