من بیش از دو ماه است که با هیپومانیا (Hypomania ) دست و پنجه نرم می کنم ، و بسیار عصبانی ، ناامید و خسته ام. برای کسانی که نمی دانند ، هیپومانیا به عنوان یک نوع خفیف شیدایی تعریف می شود ، که با نشاط و بیش فعالی مشخص می شود. حالت ذهنی است که با هیجان یا سرخوشی مشخص می شود و به روشی ملایم تر از مانیا رخ می دهد.به عبارت دیگر ، این حالت متوسط است. که به طور جدی بر عملکرد شخص تأثیر نمی گذارد. خدا را شکر ، من در طول این قسمت به مصرف داروهای خود ادامه داده ام ، در غیر این صورت قطعاً هیپومانیا ی من تاکنون به مانیا کامل منتقل شده بود. شیدایی برای من همراه با روان پریشی است و برای من و همچنین اطرافیانم که همیشه نمی دانند چگونه از پس آن برآیند چالش برانگیزتر است.نویسنده: کیم بارنت
:max_bytes(150000):strip_icc()/GettyImages-605743404-e91afd41fcee423b9b2eb01c092225a6.jpg)
هیپومانیا و مانیا، علاوه بر شباهت، دو تفاوت مهم هم دارند: خلق و خوی آنها آنقدر شدید نیست که باعث ایجاد مشکل در کار یا معاشرت با دیگران شود (به عنوان مثال، مجبور نیستند کار کردن را کنار بگذارند)، یا افراد مبتلا به این اختلال نیاز به بستری شدن در بیمارستان و ویژگی روان پریشی ندارند. طبق یافته های جدید، زندگی با اختلال دو قطبی نوع دو به اندازه زندگی با اختلال دوقطبی نوع یک دشوار است.
علائم مانیا هم میتواند شامل هر یک از علائم هیپومانیا باشد که در بالا آورده شدهاند و همچنین میتواند شامل موارد زیر نیز باشد:
به شکل غیرقابل کنترلی هیجان زدهاید، مانند اینکه نمیتوانید به قدر کافی سریع صحبت کنید
افکار رقابتی و درهم
حس میکنید خاص هستید و چیزهایی را میفهمید که دیگران متوجه نیستند
باور دارید شکست ناپذیر هستند یا قدرتهای خاصی دارید
به سرعت حواستان پرت شده و نمیتوانید روی چیزی تمرکز کنید
بصیرت خود را از دست می دهید (متوجه نیستید رفتار شما عادی نیست یا میتواند مشکل ساز باشد)
توهمات و پارانویا افکاری که دیگران متوجه نشده یا باهم به اشتراک نمیگذارند
دیدن وسایل، شنیدن صداها، یا حس کردن چیزهایی که افراد دیگر متوجه نمیشوند
علائم و نشانه های خاصی که در طی هیپومانیا تجربه میشود از فردی به فرد دیگر متفاوت است، اما به طور کلی میتوان گفت فرد حداقل به مدت چهار روز پشت سر هم در اکثر ساعات روز به شیوه غیر عادی روحیه بسیار خوبی دارد و بسیار فعال و پر انرژی، تحریکپذیر و زود رنج است. دیگر علایمی که در طول این دوره ممکن است مشاهده شود عبارت است از:
عزت نفس بیش از اندازه و یا خود بزرگ بینی (تصور غیر واقعبینانه در مورد تواناییهای خود)
بی قراری و پرتحرکی
پرحرفی شدید
کاهش قابل توجه نیاز به خواب (مثلا فرد فط 3 ساعت در روز میخوابد و احساسا خستگی و خوابالودگی نمیکند)
فرار فکر (از این شاخه به آن شاخه میپرد یا احساس میکند افکار زیادی به ذهنش میآیند و میروند)
حواسپرتی شدید
افزایش فعالیتهای هدفمند (فعالیتهای شغلی و تحصیلی) یا فعالیتهای بیهدف
افزایش فعالیتهای پرخطر و پر ریسک مانند ولخرجی کردن یا رفتارهای پرخطر قمار یا سرمایهگذاری مالی غیر منطقی
ایدههای بلند پروازانه
زیاد صحبت کردن یا زیاد نوشتن
کم خوابیدن
شرکت داشتن در فعالیتهای زیاد
به عهده گرفتن مسئولیتهای زیاد
پوشیدن لباسهای رنگی یا عجیب
زیاد جک گفتن و شوخی کردن
ساکن بودن برای او سخت است (مدام به اطراف رفته یا بی قرار است)
طی دو ماه گذشته ، بی خوابی شدیدی داشتم و فقط 3-5 ساعت در شب می خوابیدم. حتی اگر کمبود خواب داشته باشم ، در بیشتر روزها انرژی ندارم. بدن من فرسوده شده است اما مغز من بسیار فعال است و نمی خواهد خاموش شود . ذهن و بدن من به راحتی هماهنگ نیستند. من مدام با این ایده های "عالی" پروژه هایی که می توانم آنها را به پایان برسانم ارائه می کنم ، زیرا انرژی زیادی دارم ، اما متأسفانه تمرکز من برای تکمیل این پروژه ها کم است. قبل از اینکه تصمیم بگیرم به خانه بعدی بروم ، به سختی می توانم یک مسکن خانگی را به اتمام برسانم. در طول هایپومانیا ، من پروژه های زیادی همزمان داشته ام و بندرت همه آنها را به پایان می رسانم. احساس می کنم مثل یک حیوان دست اموز انرژی زا هستم و به معنای واقعی کلمه نمی توانم حرکت را متوقف کنم. من فقط بعضی اوقات فقط در خانه دور می شوم تا فقط انرژی خود را تأمین کنم.
هیپومانیا میتواند نشانهای از اختلال دو قطبی نوع دو، اختلال سیکلوتیمیا و یا اختلال اسکیزوافکتیو باشد، اما میتواند به دلایل دیگری نیز رخ دهد،
مصرف الکل یا مواد مخدر
تغییر در الگوی خواب
افسردگی
سطح بالای استرس
عوارض جانبی دارو
سابقهی خانوادگی
تغییرات فصلی (دورههای افسردگی به طور معمول در طول پاییز یا زمستان و دورههای هیپومانیا در بهار یا تابستان رخ میدهد. در چنین مواردی ، فرد از یک الگوی فصلی پیروی میکند)
شیمی مغز

بدترین قسمت برای من حرف زدن بی وقفه است. من خیلی طبیعی صحبت می کنم ، اما هیپومانیا را به این ترکیب اضافه می کنم ، و آه لردی! من فقط گاهی نمی توانم متوقف شوم. صدای من به تازگی از همه صحبت ها دور می شود ، و با این حال من همچنان به صحبت کردن ادامه می دهم ، و از دست دادن صدایم را بیشتر می کنم. من برای شوهرم بسیار متاسفم ، زیرا مطمئن هستم که مسئولیت رسیدگی به او بسیار زیاد است. خوشبختانه ، او هنگامی که بیش از حد پرحرف می شوم ، در تنظیم من کاملاً متخصص شده است. از این بابت ممنونم من آنقدر صحبت می کنم که حتی بعضی اوقات خود را اذیت می کنم ، بنابراین نمی توانم تصور کنم که دیگران نسبت به آن چه احساسی دارند.
اخیراً فهمیدم که بسیار کم خون هستم و مکمل های آهن که مصرف کرده ام دیگر به اندازه کافی آهن در جریان خون من جذب نمی شوند. این امر باعث شده است که پزشک اولیه من تزریق آهن را برای من سفارش دهد. این اولین تزریق من از هر نوعی خواهد بود ، بنابراین وقتی فهمیدم که به این نیاز دارم کمی شوکه شدم. کم خونی سطح کاملاً جدیدی از مشکل را به هیپومانیا دشوار من اضافه می کند.

بدن من حتی بیش از گذشته خسته شده است ، با این حال مغز من هنوز بیش از حد هوشیار و فعال است. من از نظر جسمی ضعیف هستم ، بعضی اوقات انرژی کم دارم و به طور تصادفی خوابم می برد ، مثل اینکه یک مورد جدی نارکولپسی دارم. به دلیل اینکه هنوز هم مسئله هیپومانیا مطرح است ، می فهمم که دو شرایط پزشکی در تلاشند تا با یکدیگر مبارزه کنند. اسم حیوان دست آموز انرژی دهنده در من هنوز هم می خواهد در خانه دور و برش را ادامه دهد و بی وقفه صحبت کند ، که به گفته همسرم اکنون باعث شده در خواب صحبت کنم. هیپومانیا بسیار قوی است ، من حتی نمی توانم در خواب صحبت را متوقف کنم؟ این برای من گیج کننده است! حتی اگر من بیش فعالی زیادی داشته باشم ، کم خونی مقابله می کند و به من می فهماند که چه زمانی بدن من خسته است و باید بخوابد. بنابراین برای رفع نیاز کم خونی به استراحت مجبور شده ام در طول روز چرت کوتاه بزنم.
من هرگز دو مورد از این دو شرایط را به طور هم زمان تجربه نکرده ام ، بنابراین این برای من بسیار جدید است و من تمام تلاش خود را می کنم تا این دو را مدیریت کنم. مجبور شدن به طور همزمان با هیپومانیا و کم خونی مقابله کنیم ، بیش از آنچه پیش بینی می کردم یک چالش است و ترجیح می دهم مجبور نباشم به طور همزمان با آنها مقابله کنم. گاهی اوقات تزریق های متعدد لازم است تا سطح آهن را به حد طبیعی برسانید. من در مجموع سه تزریق برای شروع دارم. من همه شما را در مورد وضعیت دو شرط همزمانی خود ، مدتی پس از تزریق تزریق ، به روز می کنم.

دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده