کسبوکارهایی که به روشهای طراحی راهحلهای خود فکر میکنند، 32 درصد بیشتر از آنهایی که فکر نمیکنند، درآمد کسب میکنند. وقتی صحبت از طراحی محصول به میان می آید، اهمیت این موضوع مهم تر است، زیرا محصولات و راه حل های شما برای مصرف کنندگان بازتاب مستقیم برند شما هستند. مشتریان برداشت خود را از شما به عنوان یک تجارت بر اساس اینکه آیا محصولات شما قابل اعتماد، شهودی و استفاده آسان هستند یا نه، شکل می دهند.
این مقاله به شش نوع متداول طراحی محصول میپردازد که برای هر کدام مثالهایی مشخص دارد.
طراحی محصول فرآیند ابداع، تولید و تکرار محصولاتی است که مشکلات کاربران را برطرف می کند یا خواسته های خاص بازار را برآورده می کند. درک کاربر نهایی (شخصیت مشتری که از محصول استفاده می کند) برای طراحی موفق محصول بسیار مهم است. شرکت های طراحی محصول از همدلی و آگاهی از عادات، رفتارها، ناامیدی ها، الزامات و آرزوهای مشتریان بالقوه خود برای حل مشکلات واقعی برای افراد واقعی استفاده می کنند. شیوه های خوب طراحی محصول در طول چرخه عمر محصول مشهود است. از تحقیقات کاربر قبل از ایده پردازی و ایجاد مفهوم تا نمونه سازی و آزمایش قابلیت استفاده، طراحی محصول در توسعه تجربه کاربر و ارائه محصول بسیار مهم است.
تعریف طراحی محصول فرآیند تصور، ایجاد و تکرار محصولاتی است که مشکلات کاربران را حل می کند یا نیازهای خاص را در یک بازار معین برطرف می کند.
کلید طراحی محصول موفق، درک مشتری نهایی است، شخصی که محصول برای او ساخته می شود. طراحان محصول سعی می کنند با استفاده از همدلی و آگاهی از عادات، رفتارها، ناامیدی ها، نیازها و خواسته های مشتریان احتمالی، مشکلات واقعی را برای افراد واقعی حل کنند.
در حالت ایده آل، اجرای طراحی محصول آنقدر بی عیب و نقص است که هیچ کس متوجه نمی شود. کاربران می توانند به طور مستقیم از محصول در صورت نیاز استفاده کنند زیرا طراحی محصول نیازهای آنها را درک کرده و استفاده از آنها را پیش بینی کرده است.
شیوههای خوب طراحی محصول در طول چرخه عمر محصول خود را نشان میدهند. طراحی محصول در ایجاد تجربه اولیه کاربر و ارائه محصول، از تحقیقات پیش از ایدهپردازی کاربر تا توسعه مفهومی تا نمونهسازی اولیه و آزمایش قابلیت استفاده، ضروری است.
اما همه چیز به همین جا ختم نمی شود، زیرا طراحی محصول نقشی مستمر در بهبود تجربه مشتری ایفا می کند و اطمینان حاصل می کند که عملکردها و قابلیت های تکمیلی به شیوه ای یکپارچه، قابل کشف و بدون اختلال اضافه می شوند. ثبات و تکامل برند تا پایان عمر محصول یک مسئولیت اساسی در طراحی محصول باقی می ماند.
و این بسیار بیشتر از چیزی است که کاربران روی صفحه نمایش خود می بینند. طراحی سیستم و طراحی فرآیند اجزای حیاتی پشت صحنه هستند که در نهایت کاربران را به دیدن و تعامل با طراحی رابط هدایت می کنند.

1. طراحی محصول اصلی
در شروع محصول، زنجیره انواع طرح، رویکرد یا فرم اصلی طراحی است. این نیاز کاربر را با استفاده از یک ایده ابتکاری و مبتکرانه و زنده کردن آن در طراحی محصول نهایی برآورده می کند.
طراحی منحصر به فرد نیاز به خلاقیت دارد. ایدههای منحصربهفرد اغلب کسبوکارهای تثبیتشده را ناراحت میکنند، زیرا حاوی بذرهای فناوری جدید با پیامدهای گسترده هستند.
دو تغییر در طرح اصلی وجود دارد:
طرحی بدیع و بدیع با الهام از جدیدترین یافته های علمی و پیشرفت های تکنولوژیکی.
محصولی منحصر به فرد که راه حل های فعلی را به شکلی جدید ترکیب می کند و عملکردها و ویژگی های جدیدی را ارائه می دهد.
2. طراحی سیستم
چیدمان فروشگاه یک نمونه ساده و شناخته شده از طراحی سیستم است. طراح محصولات قفسه اساساً یک معمار اطلاعات در یک فروشگاه آجر و ملات با صدها کالا است.
طراحی سیستم در مورد سازماندهی اقلام در دسته بندی های منطقی (مانند شیرینی ها، تنقلات، لوازم آشپزی، لبنیات و غیره) و سپس جمع آوری دسته های مختلف در یک ترتیب منطقی است (مثلاً چندین نوع غذا در یک طرف فروشگاه، محصولات تمیز کننده. از طرف دیگر، اطمینان حاصل کنید که مواردی که مشتریان باید به آنها توجه کنند برجسته شده اند (فروش، محصول جدید در تبلیغات و غیره).
طراح سیستم نه تنها شهود و قابلیت استفاده مشتری، بلکه اهداف تجاری فروشگاه را نیز در نظر می گیرد.
3. طراحی محصول تطبیقی
این فرم طراحی زمانی زنده می شود که یک راه حل شناخته شده برای ارضای یک نیاز جدید اصلاح شود و در نتیجه یک برنامه خلاقانه ایجاد شود.
مفهوم راه حل اساسی بدون تغییر باقی می ماند، اما تجلی مفهوم برای برآورده کردن و حل مسائل و معیارهای استفاده جدید تغییر می کند.
طراحی محصول تطبیقی را نباید با طراحی تطبیقی برای رابطهای کاربر آنلاین و گرافیکی اشتباه گرفت، که با اندازههای مختلف صفحه سازگار است، شبیه به طراحی واکنشگرا.
4. طراحی مهندسی/طراحی متفاوت
طراحی مهندسی بیشتر برای بهبود طراحی موجود استفاده می شود. به عنوان مثال، هدف می تواند طراحی مجدد یک جزء در محصولی باشد که در سرویس دهی شکست خورده است یا کاهش هزینه های تولید آن باشد.
اغلب، طراحان هیچ تغییری در اصل یا مفهوم طراحی اصلی ایجاد نمیکنند، بلکه فقط در جنبههای خاصی تغییر میکنند. به عنوان مثال، آنها می توانند شکل یک محصول را برای کاهش غلظت استرس تغییر دهند، یا می توانند از مواد متفاوتی برای صرفه جویی در وزن یا هزینه استفاده کنند.
هنگامی که طراحی مجدد محدود به تنظیم برخی از ویژگی های طراحی باشد، اغلب به عنوان طراحی متفاوت شناخته می شود.
5. طراحی رابط
تجربه زیبایی شناسی محصول برای طراحی رابط بسیار مهم است. این یک رویکرد انسان اول است: قبل از ظاهر و نوآوری، رابط به عنوان نقطه تماس بین کاربر و محصول و قابلیت استفاده آن عمل می کند.
هدف طراحی رابط هدایت کاربر از طریق محصول و کمک به استفاده غریزی از آن است.
بیایید دستگاه خودپرداز را به عنوان مثال در نظر بگیریم. رابط کاربری آن باید برای کاربر معمولی که از دستگاه پول برداشت می کند ساده و قابل درک باشد. آنها باید بتوانند به سرعت نحوه کار با دستگاه خودپرداز را از طریق یک طراحی UI که رنگ ها، فونت ها، نمادها، دکمه های آشنا و اندازه های مختلف را روی همه عناصر پیاده سازی می کند، بفهمند.
6. طراحی فرآیند
طراحی فرآیند در وب سایت های تجارت الکترونیک بسیار مهم است زیرا امکان مرور، انتخاب، ذخیره، افزودن به سبد خرید و در نهایت پرداخت برای اقلام خریداری شده را فراهم می کند.
اما بیایید یک مثال ملموس تر را در نظر بگیریم: یک فرودگاه. فرودگاه ها، در میان چیزهای دیگر، تعداد زیادی انتظار، خطوط زیگ زاگ و اتاق هایی دارند که فقط از یک در می توان به آنها ورود و خروج کرد. این به این دلیل است که فرآیندهای مختلف برای ایمنی و کارایی بسیار مهم هستند، مانند ورود، بررسی های امنیتی، کنترل پاسپورت، گمرک و سایر رویه ها.
طراحی فرآیند دقیق در این مورد برای اطمینان از عملکرد یکپارچه یک اکوسیستم بسیار پیچیده از اهمیت حیاتی برخوردار است.
در حالی که انواع مختلفی از طراحی محصول وجود دارد و احتمالاً با فراگیر شدن راهحلها و گرایشهای جدید در بازار، راهحلهای جدید ظاهر میشوند، لازم است به یاد داشته باشید که هر کدام دارای پیشنیازهای دقیقی هستند.
شناخت مخاطبان خود، درک ترجیحات و عادات آنها، و در راس تغییرات روندها برای ارائه یک UX عالی با محصول نهایی شما حیاتی است. دغدغه اصلی طراحی محصول باید اطمینان از استفاده بصری و رضایت بخش قبل از پرداختن به مسائل زیبایی شناسی باشد.
بسته به صنعت و عمودی، توسعه طراحی محصول باید ویژگی هایی را به ارث ببرد که مخاطب به آن عادت کرده است. طراحی محصولی که بیش از حد نوآورانه و مخرب باشد ممکن است مخاطبان را از خود دور کند، بنابراین ایجاد تعادل بین خلاقیت و آشنایی ضروری است.
طراحی محصول حاصل رشته ای بسیار مشابه به نام طراحی صنعتی است.
“طراحی صنعتی تمرین حرفه ای طراحی محصولاتی است که روزانه توسط میلیون ها نفر در سراسر جهان استفاده می شود. طراحان صنعتی نه تنها بر ظاهر یک محصول تمرکز میکنند، بلکه بر نحوه عملکرد، تولید و در نهایت ارزش و تجربهای که برای کاربران ارائه میکند، تمرکز میکنند.
پیش از دوران تولید انبوه، صنعتگران محصولات را عمدتاً با دست می ساختند. این بدان معناست که محصولات کمتری برای فروش موجود است و قیمت آنها بیشتر است. سپس، صنعتی شدن تولید به کسب و کارها اجازه داد تا محصولات را به صورت انبوه تولید کنند.
برای کمک به فروش محصولات خود به میلیونها نفری که اکنون میتوانستند آنها را بخرند، تولیدکنندگان از طراحان صنعتی کمک گرفتند تا محصولاتی بسازند که نه تنها کاربردی، بلکه از نظر زیبایی نیز دلپذیر باشند.
با گذشت زمان، زیرمجموعه ای از طراحی صنعتی به دسته بندی خاص خود تبدیل شده است: طراحی محصول. این به این دلیل است که امروزه طراحی صنعتی به محصولات فیزیکی مانند مبلمان و لوازم خانگی اشاره دارد. در مقابل، طراحی محصول می تواند به هر محصولی اشاره داشته باشد، حتی محصولات دیجیتالی مجازی مانند برنامه های نرم افزاری.
محصول-طراحی آنچه امروزه شرکت های مختلف به عنوان مشاغل طراحی محصول در نظر می گیرند ممکن است شامل چندین نقش تحت نام های مختلف باشد. به عنوان مثال:
طراح UX طراحان تجربه کاربر و تعامل بر روی پالایش یک محصول بر اساس اینکه چگونه تحقیقات آنها در مورد رفتار کاربر نشان می دهد مردم بیشترین رضایت را از استفاده از محصول خواهند داشت، تمرکز می کنند. هدف طراحان UX افزایش شادی کاربران است.
طراح گرافیک هنری ترین کار در طراحی محصول ایجاد گرافیک، نمادها، لوگوها و سایر عناصر بصری تجربه محصول است. حوزه کاری آنها به اندازه انتخاب یک طرح رنگ و محدود به تغییر پیکسل های فردی گسترده است.
طراح حرکت / انیمیشن اگر تجربه محصول شامل عناصر "متحرک" باشد - چه انتقال نرم یا یک آواتار کنترل شده توسط کاربر - این متخصصان روی این بخش بسیار پیچیده طراحی کار می کنند. آنها هنر را خلق نمی کنند، اما آن را زنده می کنند.
تحقیق کاربر در یک سازمان طراحی محصول به اندازه کافی بزرگ، آنها فقط بر درک مشتریان متمرکز هستند. مصاحبه، اجرای مطالعات قابلیت استفاده، ارائه نمونههای اولیه و ماکتها برای بازخورد، و ساختن جمعیتشناسی و شخصیتهایی که در حیطه صلاحیت آنها قرار میگیرند.
تحلیلگر داده این طراحان بر روی تحقیقات کاربر و سایر دادهها تمرکز میکنند تا راههایی را برای بهبود طرحبندی، مجموعه ویژگیها و زیبایی بصری محصول شناسایی کنند. به عبارت دیگر نقش اصلی آنها علمی است، اما طراح هم هستند.
نمونههای اولیه اعضای تیم محصول هستند که ایدههای تیم را به حالت ملموس میرسانند تا به شرکت کمک کنند تا ویژگیهای محصول و سایر ویژگیهای محصول را به سرعت نزد کاربران تأیید کند. در شرکتی که محصولات فیزیکی تولید میکند، نمونههای اولیه ماکاپها را دست ساز میسازند. برای شرکتهای دیجیتال، تیم نمونهسازی وایرفریم یا دیگر مدلهای مجازی را توسعه خواهند داد.
البته، در بسیاری از موارد، یک شرکت فردی را برای انجام چندین نقش فوق و سایر نقش ها را تحت یک شغل طراح محصول استخدام می کند. شرکتهای دیگر برخی از تصویر بزرگتر و عناصر استراتژیک توسعه ایدههای محصول جدید را مدیریت خواهند کرد. در آنجا، دیگر متخصصان در سازمان مسئولیت مواردی مانند تحقیقات کاربر، طراحی UX، معماری اطلاعات و غیره را بر عهده می گیرند.

جزئیات فرآیند طراحی محصول از شرکتی به شرکت دیگر متفاوت است، اما این متخصصان تمایل دارند از فلسفه یا چارچوب مشابهی در مورد تفکر طراحی پیروی کنند. همانطور که کم ساکت توضیح می دهد، فرآیند تفکر طراحی شامل چندین مرحله است:
با مردم همدلی کنید
مشکل را تعریف کنید
راه حلی بیندیشید
یک نمونه اولیه بسازید
محلول را تست کنید
ساکت همچنین اشاره می کند که فرآیند طراحی لزوماً در یک مسیر خطی حرکت نمی کند، اگرچه به صورت خطی مرتب شده است. گاهی اوقات نتایجی که در یک مرحله مشخص میشود، تیم را به تکرار یا اصلاح مرحله قبلی بازمیگرداند.
فرآیند طراحی محصول هرگز واقعاً متوقف نمی شود، حتی زمانی که محصول به بلوغ برسد. این به این دلیل است که فناوری و نحوه تعامل کاربران با آن همچنان در حال تکامل است.
اهمیت روزافزون دستگاه های تلفن همراه را در نظر بگیرید. برای سالها، اپلیکیشنهای موبایل و وبسایتهای سازگار با تلفن قابلیتهای محدودی داشتند، در حالی که بخش عمدهای از تجربه کاربر به یک رایانه کامل نیاز داشت.
اما طراحان محصول مجبور شدهاند با تغییر الگوهای استفاده همگام باشند و عملکردهای بیشتر و بیشتری را به صفحههای کوچکتر بیاورند تا اولویتهای استفاده در دنیای واقعی مشتریان را برآورده کنند. و با هر نوآوری فناوری جدید، طراحی محصول باید تأثیر بالقوه آن را بر تجربه کاربر تعیین کند و بر اساس آن تنظیم شود.
ارائه محصولات نوآورانه به بازار در سریع ترین زمان ممکن، بستر ناب، چابک و سایر رویکردهای محبوب برای توسعه نرم افزار است. اما طراحی محصول ناب یک گام فراتر می رود و تکرارهای سریع را به مرحله توسعه محصول پیش از کدگذاری معرفی می کند.
تسهیل این سفر سریع به سمت معرفی محصول نیازمند تعاملات و همکاری متقابل کارکردی زیادی است. غیرمعمول نیست که طراحان محصول قبل از پیوستن به نیروها با یک توسعه دهنده تنها یا تیم کوچک برای تولید نمونه های اولیه کار و نسخه های اولیه محصول، با مدیران محصول یا کارشناسان سمت کسب و کار برای توسعه مفهوم اولیه شریک شوند.
این تیمهای ناب به این دلیل موفق میشوند که یک هدف مشترک دارند و هم به سرعت از بازخورد کاربران استقبال میکنند و هم از آنها استفاده میکنند. تمرکز بر کاهش ضایعات - که از منشأ تولید Lean باقی مانده است - در این موارد برای به حداکثر رساندن استفاده از منابع و عدم تعریق چیزهای کوچک اعمال می شود تا زمانی که ثابت شود که اجزای اصلی با کاربران طنین انداز می شوند، مشکلات آنها را حل می کنند و ارزش و رضایت ایجاد می کنند.
طراحی محصول ناب فقط در سازمان هایی کار می کند که از یادگیری مستمر استقبال می کنند و می پذیرند که از قبل همه چیز را می دانند. حرکت رو به جلو با سوالات ناشناخته و بی پاسخ همیشه در تنظیمات بزرگتر سازمانی خوب نیست. در این تنظیمات، آنها در مواجهه با طرح های اصلی به خوبی ترسیم شده، می سازند، اندازه می گیرند و یاد می گیرند. برنامه ها سال ها به آینده کشیده می شوند.
خرد کردن راه حل های بزرگتر به محصولات یا ویژگی های کوچکتر و مجزا ممکن است بخشی از این ترس را آرام کند. این به سهامداران این فرصت را می دهد که پیشرفت را ببینند و تماشا کنند که چگونه حلقه بازخورد مداوم و تکرارهای سریع به راه حل هایی منجر می شود که واقعاً نیازهای بازار را در کوتاه مدت برآورده می کند. ممکن است در ابتدا مخاطره آمیز به نظر برسد، اما طراحی محصول ناب در واقع یک شرط مطمئن تر از ساختن یک محصول بزرگ در طول ماه ها یا سال ها با ورودی صفر خارجی است تا زمانی که ارسال شود یا به یک برنامه بتا منتقل شود.
از آنجا که طیف وسیعی از رشته ها را پوشش می دهد، این نقش به چندین نوع مختلف ابزار نیاز دارد. از جمله این موارد هستند:
برنامه های نقشه برداری سفر
برنامه های Wireframing
اپلیکیشن های طراحی گرافیک
ابزارهای نمونه سازی
ابزارهای تحقیق و تجزیه و تحلیل داده ها (به عنوان مثال، صفحات گسترده، برنامه های پیچیده تست A/B)
نرم افزار CAD (طراحی به کمک کامپیوتر).
برنامه های مدیریت پروژه (به عنوان مثال، Trello)
برنامه های نقشه راه محصول (به عنوان مثال، ProductPlan)
طراحی محصول نقشی بسیار گستردهتر و از نظر استراتژیکتر از آن چیزی است که اکثر مردم تصور میکنند. این صرفاً فرآیند بهتر جلوه دادن یک محصول نیست. همانطور که اریک اریکسون می نویسد، "طراحی محصول کل فرآیند است." شما اعتبار سنجی مشکل و همچنین ساخت، طراحی، آزمایش و ارسال راه حل را ارزیابی می کنید.

آموزش تصویری حرکات بدنسازی
مشاهده