خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال


» چگونه علائم اختلالات خوردن را تشخیص دهیم؟

چگونه علائم اختلالات خوردن را تشخیص دهیم؟

علائم اختلال خوردن: نشانه‌ها، رفتارها و خطرات

شرایطی مانند بی‌اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی و اختلال پرخوری افراطی، افراد را از حفظ وزن سالم یا داشتن رابطه‌ای سالم با غذا باز می‌دارد. اگرچه اغلب تصور می‌شود که اختلالات خوردن فقط یک مرحله هستند، اما اگر به درستی مورد توجه قرار نگیرند، می‌توانند پیامدهای مرگباری داشته باشند.

لازم به ذکر است که اختلالات خوردن یک انتخاب سبک زندگی نیستند. کسانی که این شرایط را دارند، تصمیم آگاهانه‌ای برای رفتار نامناسب با بدن خود نمی‌گیرند. آنها «بیش از حد رژیم نمی‌گیرند» یا «معتاد نیستند». افراد مبتلا به اختلالات خوردن از نظر روحی و جسمی بیمار هستند و برای پیشرفت به سمت بهبودی به کمک پزشکی و/یا سلامت روان نیاز دارند.


اختلال خوردن چیست؟

اختلال خوردن وضعیتی است که در آن فرد نمی‌تواند رابطه‌ای متعادل و سالم با غذا برقرار کند. بسته به شرایط، ممکن است به اندازه کافی غذا نخورد، بیش از حد غذا بخورد یا بیش از حد کالری دریافتی یا مصرفی خود را مدیریت کند.

افراد مبتلا به اختلالات خوردن همچنین ممکن است سعی کنند غذای خود را "کنترل" کنند، بیش از حد ورزش کنند، در مورد وعده‌های غذایی خود آداب و رسوم خاصی ایجاد کنند یا از غذا خوردن با دیگران امتناع ورزند. اینها تنها چند نمونه از راه‌هایی است که اختلالات خوردن می‌توانند خود را نشان دهند.

عشق زلیخا ابتدا بر یوسف آمد سال ها... مطلب مرتبط عشق زلیخا ابتدا بر یوسف آمد سال ها...

تصویر کلی از اختلال خوردن، وسواس به وزن و ظاهر، بالاتر از سلامتی است. افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی، پرخوری عصبی، اختلال پرخوری دوره‌ای و سایر اختلالات خوردن، خود را از نظر فیزیکی، به شیوه‌ هایی که با واقعیت مطابقت ندارند، نازیبا می‌بینند.


انواع اختلالات خوردن

چهار نوع اصلی اختلالات خوردن وجود دارد.


بی‌اشتهایی عصبی

شاید شناخته‌شده‌ترین اختلال خوردن، بی‌اشتهایی عصبی باشد که شامل کاهش شدید وزن می‌شود. به دلیل تصویر بدنی تحریف‌شده، افرادی که با بی‌اشتهایی عصبی دست و پنجه نرم می‌کنند، بسیار کمتر از آنچه که برای حفظ سلامتشان لازم است، غذا می‌خورند. آنها معمولاً از نظر تمام معیارها: سن، قد، نوع بدن و قد، کمبود وزن دارند.


افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی در درجه اول از طریق محدودیت شدید کالری وزن کم می‌کنند. آنها وعده‌های غذایی را حذف می‌کنند، خیلی کم غذا می‌خورند و به جای مصرف کامل غذا، آن را در بشقاب خود جابه‌جا می‌کنند. برخی از افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی ممکن است بعد از غذا استفراغ کنند.


بی‌اشتهایی عصبی منحصراً مربوط به افرادی با جثه لاغر نیست. در حالی که بی‌اشتهایی عصبی معمولاً به صورت کاهش وزن شدید بروز می‌کند، برخی از افراد با جثه‌های بزرگتر نیز با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. صرفاً به این دلیل که برخی افراد جثه یا شاخص توده بدنی بزرگتری دارند، به این معنی نیست که کالری دریافتی خود را محدود نمی‌کنند. آنها ممکن است همچنان دچار سوءتغذیه باشند، حتی اگر اینطور به نظر نرسد. بهترین راه برای تشخیص اینکه آیا فردی با بی‌اشتهایی عصبی دست و پنجه نرم می‌کند یا خیر، جستجوی علائم رایج این بیماری است، نه اینکه بر اساس وزن بدن چیزی را فرض کنیم.ویژگی‌های افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی شامل علائم رفتاری و جسمی زیر می‌شود، اما محدود به آنها نیست.


علائم رفتاری:

اظهار نظرهای مکرر در مورد احساس چاقی، اضافه وزن، اندام نامناسب یا زشتی

ابراز شکایات رایج از درد شکم، ناراحتی معده، احساس سرما، خواب نامناسب یا اضطراب

امتناع از خوردن غذاهای خاص، ابراز نگرانی در مورد غذا خوردن در ملاء عام یا اجتناب از برنامه‌ریزی با دیگران که شامل غذا می‌شود


علائم جسمی:

ناتوانی در حفظ وزن سالم بدن

احساس سرگیجه یا غش

ایجاد خشکی پوست، ناخن‌های خشک و شکننده و موهای شکننده یا نازک

رویش موهای نازک و ظریف به نام لانوگو در سراسر بدن


التیام یافتن غیرمعمول و کند زخم‌ها، یا بیمار شدن سریع و عدم بهبودی سریع

لازم به ذکر است که این علائم فقط به صورت بالقوه وجود دارند. نباید فرض کنید که کسی صرفاً به دلیل اینکه این علائم وجود ندارند یا قابل مشاهده نیستند، اختلال خوردن ندارد. این امکان وجود دارد، یا حتی محتمل است که فرد برخی از رفتارها را پنهان کند.


همانطور که اختلالات خوردن همیشه با چشم قابل مشاهده نیستند، در آزمایش‌های آزمایشگاهی نیز قابل تشخیص نیستند. اگرچه بدن ما حتی بدون غذا در حفظ تعادل عالی عمل می‌کند، اما ایست قلبی و عدم تعادل الکترولیت‌ها می‌تواند بدون هیچ هشداری در افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی رخ دهد و کشنده باشد.


شایان ذکر است که احتمال مرگ ناشی از بی‌اشتهایی عصبی در مردان بیشتر از زنان است. این امر عمدتاً به این دلیل است که اغلب فرض می‌شود مردان اختلالات خوردن ندارند، بنابراین تشخیص آن کمتر رایج است. این اغلب به این معنی است که این بیماری تا زمانی که مورد توجه قرار گیرد، نسبتاً پیشرفته است.


پرخوری عصبی

افرادی که با پرخوری عصبی زندگی می‌کنند معمولاً هدف یکسانی با افراد مبتلا به بی‌اشتهایی عصبی دارند: کاهش وزن. همانند بی‌اشتهایی عصبی، این لزوماً به معنای اضافه وزن آنها نیست. آنها ممکن است فقط خود را از دریچه‌ای تحریف‌شده ببینند. به همین دلیل است که پرخوری عصبی، مانند سایر اختلالات خوردن، یک بیماری روانی و همچنین جسمی است.


در پرخوری عصبی، افراد در مدت زمان کوتاهی مقدار زیادی غذا می‌خورند. سپس، سعی می‌کنند به هر طریقی از شر آن خلاص شوند. این الگوی پرخوری-تخلیه می‌تواند برای برخی افراد اعتیادآور باشد.


عادات دفع رایج شامل ترکیبی از موارد زیر است:

مراقبه‌ی بریدن بندهای انرژی و دلبستگی‌های منفی مطلب مرتبط مراقبه‌ی بریدن بندهای انرژی و دلبستگی‌های منفی

پاکسازی

استفاده از ملین‌ها

ورزش بیش از حد

محدود کردن کالری

بسیاری از افراد مبتلا به بولیمیا وزن طبیعی یا اضافه وزن دارند. تصویر بدن آنها هنوز تحریف شده است، اما کمتر احتمال دارد که به طور مزمن دچار کمبود وزن باشند، بنابراین مشاهده تغییر فیزیکی در فرد مبتلا به بولیمیا ممکن است دشوار باشد.


پرخوری عصبی عواقب جدی برای سلامتی دارد. پرخوری و استفراغ مداوم می‌تواند منجر به عدم تعادل شیمیایی و الکترولیتی در بدن شود. این موارد می‌توانند بر قلب و سایر اندام‌ها تأثیر بگذارند. اسید معده همچنین مینای دندان را از بین می‌برد و می‌تواند به ناخن‌ها و پوست آسیب برساند. همانند بی‌اشتهایی عصبی، عدم تعادل الکترولیتی و بیماری‌های قلبی می‌توانند منجر به مرگ ناگهانی شوند.

همانند بی‌اشتهایی عصبی، فرد مبتلا به پرخوری عصبی ممکن است طبیعی به نظر برسد. به همین دلیل درک کامل‌تر ویژگی‌های این بیماری بسیار مهم است.



علائم رفتاری شامل موارد زیر است:

نشان دادن نوسانات خلقی و واکنش‌های بیش از حد عاطفی به مسائلی که به نظر کوچک می‌آیند

اظهار نظر یا نشان دادن رفتارهایی که نشان دهنده رژیم غذایی سخت و تمایل به کاهش وزن است

استفاده از آداب و رسوم غذایی، اجتناب از غذا خوردن در ملاء عام یا با دیگران، حذف وعده‌های غذایی

دزدیدن یا احتکار غذا

نشان دادن غذا خوردن خارج از کنترل یا غذا خوردن مخفیانه

ناپدید شدن بعد از غذا خوردن، اغلب اما نه همیشه به سمت دستشویی

تکیه بر ملین‌ها

تکیه بر دهانشویه، نعناع و آدامس برای خوشبو کردن دهانی که از اسید معده ترش شده است

علائم فیزیکی شامل موارد زیر است:

داشتن دندان‌های لکه‌دار یا تغییر رنگ داده، پوسیدگی و تورم در فک

نفخ غیرطبیعی نشان دادن

داشتن موهای نازک و نازک که در سراسر بدن رشد می‌کنند

احساس ضعف، خستگی، غش، مشکلات تنظیم دما و خواب نامناسب

نشان دادن خشکی و شکنندگی مو و ناخن

تجربه مشکلات قاعدگی، از جمله قطع پریود یا پریود نامنظم

بهبودی غیرمعمول و کند و عملکرد ضعیف سیستم ایمنی

از آنجا که پرخوری عصبی، درست مانند بی‌اشتهایی عصبی، می‌تواند کشنده باشد، توجه به این علائم و انجام اقدامات فوری در مورد آنها بسیار مهم است. اگر شما یا کسی که دوستش دارید به کمک نیاز دارد، لطفاً به دنبال یک متخصص پزشکی یا سلامت روان باشید.

                                      

اختلال پرخوری افراطی

اختلال پرخوری افراطی که BED نیز نامیده می‌شود، وضعیتی است که در آن فرد مقدار زیادی غذا را در یک زمان می‌خورد. آنها ممکن است پس از سیر شدن و حتی زمانی که احساس بیماری یا "ترکیدن" می‌کنند، به خوردن ادامه دهند. عادات غذایی آنها اغلب باعث خجالت آنها می‌شود، بنابراین از تجمعاتی که شامل غذا می‌شود، اجتناب می‌کنند. آنها همچنین ممکن است گوشه‌گیری کنند تا دیگران کمتر متوجه رفتار آنها شوند.


اگرچه بولیمیا نیز عنصر پرخوری را در خود دارد، اما افراد مبتلا به BED سعی در ترک پرخوری ندارند. آنها بیش از حد ورزش نمی‌کنند، استفراغ نمی‌کنند یا از ملین استفاده نمی‌کنند. آنها همچنین معمولاً کالری خود را محدود نمی‌کنند، اگرچه ممکن است گاهی اوقات به رژیم‌های غذایی علاقه نشان دهند. افراد مبتلا به BED ممکن است علیرغم بیماری‌شان، کمبود وزن داشته باشند. همچنین ممکن است وزن طبیعی یا اضافه وزن داشته باشند.


اختلال پرخوری افراطی با بسیاری از بیماری‌های خطرناک مشابه چاقی مرتبط است، از جمله اما نه محدود به:

فشار خون بالا، کلسترول بالا یا بیماری عروق کرونر قلب

دیابت نوع ۲

سکته

آپنه خواب

بیماری کیسه صفرا

بیماری‌های روانی، از جمله افسردگی و اضطراب

اختلال پرخوری عصبی (BED) عواقب جدی برای سلامتی دارد که ممکن است نسبت به بی‌اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی، مدت زمان بیشتری طول بکشد تا خود را نشان دهد، اما به همان اندازه کشنده است. باز هم، تشخیص علائم بسیار مهم است.


علائم رفتاری می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

نشان دادن ناراحتی هنگام غذا خوردن در حضور دیگران

تغییر برنامه یا امتناع از برنامه‌ریزی برای غذا خوردن با گروه‌ها یا حتی اعضای خانواده

احساس بی‌ارزشی یا نفرت‌انگیز بودن

داشتن عزت نفس پایین در بیشتر یا همیشه

برنامه‌ریزی زندگی حول محور دوره‌های پرخوری

درگیر شدن در رژیم‌های غذایی زودگذر یا ناگهانی، اما به ندرت پایبندی به رفتارهای محدودکننده غذا

دزدیدن غذا، احتکار غذا یا مصرف مقدار زیادی غذا در یک زمان، اغلب مخفیانه


علائم فیزیکی شامل موارد زیر است:

نوسانات وزنی را تجربه می‌کنید که گاهی اوقات شدید هستند

گرفتگی عضلات شکم، یبوست، رفلاکس اسید و سایر مشکلات گوارشی

مشکل در تمرکز

مانند تمام اختلالات خوردن، هیچ تضمینی وجود ندارد که همه یا حتی هر یک از این علائم برای دیگران قابل مشاهده باشد. فرد مبتلا به BED ممکن است در پنهان کردن علائم این بیماری آنقدر مهارت داشته باشد که حتی نزدیک‌ترین افراد به او نیز ممکن است در مورد آنچه اتفاق می‌افتد احساس سردرگمی کنند.


به یاد داشته باشید که اگرچه اختلال پرخوری افراطی به اندازه بی‌اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی خطر مرگ ناگهانی ندارد، اما می‌تواند منجر به پریشانی روانی مادام‌العمر و سلامت ضعیف شود.

اختلال پرخوری عصبی (BED) بیش از سه برابر بیشتر از پرخوری عصبی یا بی‌اشتهایی عصبی شایع است. مولفه روانشناختی باعث می‌شود افراد مبتلا به BED نتوانند خوردن را متوقف کنند، حتی اگر احساس خوبی نداشته باشند. افراد مبتلا به BED از رفتار خود بیزارند و آرزو می‌کنند که می‌توانستند آن را متوقف کنند، اما نمی‌توانند.


اختلال مصرف غذای اجتنابی-محدودکننده

برخلاف سه اختلالی که قبلاً ذکر شد، اختلال مصرف غذای اجتنابی-محدود یا ARFID، ربطی به تصویر بدن ندارد. افراد مبتلا به ARFID احساس نمی‌کنند که چاق یا نازیبا هستند.


این بیماری بسیار شبیه به بی‌اشتهایی عصبی است، زیرا افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، کمتر از حد معمول غذا می‌خورند. در کودکان، این امر رشد طبیعی را محدود می‌کند. در بزرگسالان، دریافت مواد مغذی را کاهش می‌دهد. با گذشت زمان، ARFID می‌تواند منجر به همان پیامدهای ناگهانی و کشنده بی‌اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی شود.


دلیل اصلی اجتناب افراد مبتلا به ARFID از غذا خوردن این است که خودِ تجربه غذا خوردن برایشان ناخوشایند است. این ممکن است به این دلیل باشد که آنها بافت برخی غذاها را دوست ندارند، یا به این دلیل که می‌ترسند دچار خفگی یا استفراغ شوند.


وقتی غذا می‌خورند، اغلب بسیار کندتر از سرعت معمول غذا می‌خورند. این نه تنها مانع تغذیه، بلکه مانع رشد اجتماعی نیز می‌شود، زیرا غذا خوردن با دیگران اغلب دشوار یا غیرممکن است.


افراد مبتلا به ARFID بیشتر مرد هستند و معمولاً جوان‌ترند. ویژگی‌های اصلی این بیماری عبارتند از:

اجتناب از غذا یا نخوردن غذای کافی

گزارش ندادن گرسنگی

شکایت از درد شکم

کودکانی که علائم ARFID را نشان می‌دهند، به احتمال زیاد با سایر بیماری‌های روانی یا تأخیر در رشد زندگی می‌کنند . طبق یک مطالعه، اختلالات خلقی یک سوم از کودکان مبتلا به ARFID را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این مطالعه همچنین گزارش داد که سه چهارم کودکان مبتلا به ARFID اضطراب نیز دارند و یک پنجم آنها نیز اختلال طیف اوتیسم را گزارش کرده‌اند.


تشخیص اختلالات خوردن در خود و دیگران

از آنجا که علائم بسیار متنوعی با اختلالات خوردن مرتبط است، داشتن دانش عملی در مورد علائم و نشانه‌های نگران‌کننده مفید است.

علائم رفتاری شامل موارد زیر است:

اظهار نظرهای مکرر که تصویر بدنی منفی را منتقل می‌کنند، مانند «من چاق هستم»

تفکر انعطاف‌ناپذیر در مورد غذا و عدم خودانگیختگی

امتناع از غذا خوردن در مقابل دیگران، اجتناب از صرف غذا در زمان‌های مشخص یا خوردن مقدار محدود غذا

حفظ یک برنامه ورزشی منظم، صرف نظر از رویدادها، شرایط آب و هوایی و غیره

صرف زمان زیاد برای نگاه کردن به آینه

برای دیگران غذا می‌پزند اما خودشان غذا نمی‌خورند

داشتن رویکردی آیینی به غذایی که سالم یا طبیعی به نظر نمی‌رسد


نشان دادن عزت نفس پایین در مورد "چاق بودن" که با وزن یا ظاهر واقعی بدن ارتباطی ندارد

علائم فیزیکی شامل موارد زیر است:

دچار سوء تغذیه، رنگ پریده، خیلی لاغر یا به هر دلیل دیگری ناسالم به نظر رسیدن

تجربه خواب آشفته

مشکل در تنظیم دمای بدن

داشتن پوست خشک، ناخن‌ها و/یا موهای شکننده، نازک شدن مو، رشد موهای ریز روی بدن

کاهش اشتها، درد شکم، ناراحتی دستگاه گوارش و سایر علائم گوارشی

هر یک از این علائم، مشاوره با یک ارائه دهنده خدمات درمانی را ضروری می‌کند. اگر نگران کسی هستید که ممکن است اختلال خوردن داشته باشد، مهم است که از او بپرسید که آیا با عادات غذایی خود مشکل دارد یا خیر. اگر تمایلی به صحبت در مورد آن ندارد، باید برای کمک به یک متخصص مراجعه کنید.


اگر در حال مبارزه هستید، لطفاً سلامت خود را جدی بگیرید. ممکن است در هر یک از این شرایط، برای درخواست کمک احساس آسیب‌پذیری زیادی کنید، اما در نهایت، این کار ممکن است جان شما را نجات دهد.


چه چیزی باعث اختلالات خوردن می‌شود؟

اختلالات خوردن مانند هر بیماری روانی دیگری علل زیادی دارند. هر فردی دلایل خاص خود را برای ابتلا به اختلال خوردن خواهد داشت. به احتمال زیاد، این افراد دلایل خاص بیماری خود را درک نمی‌کنند، و اینجاست که درمان سلامت روان مطرح می‌شود.


در اصل، افراد به این دلیل دچار اختلالات خوردن می‌شوند که احساس کنترل بر غذا باعث می‌شود در سایر جنبه‌های زندگی خود کمتر احساس عدم کنترل کنند.


ژنتیک و سابقه خانوادگی

اگرچه ژنتیک هیچ چیز را تضمین نمی‌کند، اما به نظر می‌رسد اختلالات خوردن در خانواده‌ها ارثی است. فردی که والدین یا خواهر و برادرهایش اختلال خوردن را تجربه کرده‌اند، احتمال بیشتری دارد که خودش نیز به آن مبتلا شود.

برخی مطالعات نشان می‌دهند که سطح سروتونین در مغز ممکن است بر رفتار خوردن تأثیر بگذارد و عدم تعادل ممکن است از علل ژنتیکی ناشی شود.

تفکیک این دو عامل می‌تواند دشوار باشد زیرا خانواده شما می‌توانند به شدت بر رویکرد شما به غذا تأثیر بگذارند. غیرمعمول نیست که فشارهای خانواده برای لاغر به نظر رسیدن یا غذا خوردن به روش خاصی باعث اختلالات خوردن شود.


رسانه و محیط زیست

یک فرد معمولی زندگی خود را غرق در تصاویری از یک بدن بی‌نقص (یا ایده‌آل) می‌گذراند. اکثر مردم غرق در مفاهیم جذابیتی هستند که بر لاغری، خوش‌فرمی یا تناسب اندام تمرکز دارند.

نوجوانان و کودکان اغلب ابزارهای لازم برای کنار آمدن با احساساتی که این تصاویر ایجاد می‌کنند را ندارند.

طبق گزارش جهانی بیش از نیمی از دختران در سراسر جهان اعتماد به نفس بالایی نسبت به بدن خود ندارند. هشتاد درصد از آنها از فعالیت‌هایی که در حالت عادی انجام می‌دادند، اجتناب می‌کنند، در حالی که ۷۰ درصد برای لاغر ماندن سلامت خود را به خطر می‌اندازند یا گزارش می‌دهند که وقتی آنطور که می‌خواهند به نظر نمی‌رسند، کمتر قاطع هستند.


سلامت عاطفی

از آنجا که عزت نفس عنصری حیاتی در درک سالم از بدن خود است، سلامت عاطفی پایین می‌تواند احتمال ابتلا به اختلال خوردن را افزایش دهد. اضطراب، افسردگی، دعوا با عزیزان و روابط دشوار، همگی می‌توانند باعث شوند فرد به خوردن غذاهای ناسالم روی آورد.

سوءاستفاده جسمی نیز ممکن است در ایجاد یک مشکل مرتبط با غذا نقش داشته باشد. در حالی که کنترل بر غذا ممکن است به طور موقت برخی از احساسات دشوار را تسکین دهد، اما بعداً منجر به مشکلات سخت‌تری می‌شود.


فشار همسالان

ترس از آنچه دیگران فکر می‌کنند، انگیزه‌ای قدرتمند برای افراد در هر سنی است. با این حال، در جوانان، این ترس به ویژه تأثیرگذار است.

فشار همسالان پیرامون تصویر بدن می‌تواند به دو شکل کلی بروز کند: قلدری و فشار دوستانه.

در مورد اول، معمولاً به دلیل وزن یا جثه، کودکان و نوجوانان طوری تربیت می‌شوند که احساس کنند «کوچک‌تر از» هستند. در مورد دوم، دوستان ممکن است فرد را تشویق کنند که کمتر غذا بخورد، در موقعیت‌های خاص خوردن خود را کنترل کند یا به شکل خاصی به نظر برسد.


تغییرات زندگی

تغییرات زندگی - حتی تغییرات مثبت - برای همه سخت است. آنها باعث استرس و اضطراب می‌شوند، اما در عین حال، اغلب باعث می‌شوند افراد بخواهند بهترین ظاهر خود را داشته باشند. برخی از نمونه‌ها شامل شروع یک مدرسه جدید، رفتن به دانشگاه، گرفتن شغل جدید یا طلاق گرفتن است.

حتی رژیم گرفتن خیلی سریع می‌تواند فرد را به سمت اختلال خوردن سوق دهد. باز هم، این به این معنی نیست که فرد رژیم گرفتن را «بیش از حد» پیش برده و می‌تواند آن را به عقب برگرداند. این بدان معناست که یک تغییر ذهنی قابل توجه رخ داده است و فرد دیگر کنترلی بر افکار و رویکرد خود به غذا ندارد.برخی مشاغل خود را به اختلالات خوردن مستعد می‌کنند. اختلال خوردن به ویژه در بین ورزشکاران، مدل‌ها و افراد دیگری که موفقیتشان به ظاهرشان بستگی دارد، رایج است.


اختلال بدشکلی بدن چیست؟

اختلال خود زشت انگاری چگونه می‌تواند زندگی را تغییر دهد و به سوالاتی در مورد چگونگی غلبه بر ناامنی‌های بدنی و خودآگاهی پاسخ می‌دهد.


چه کسانی در معرض خطر ابتلا به اختلالات خوردن هستند؟

خلاصه کلام این است که همه در معرض خطر ابتلا به اختلال خوردن هستند. اختلالات خوردن افراد را در هر سنی، صرف نظر از جنسیت، تحت تأثیر قرار می‌دهد.

تعدادی از گروه‌ها وجود دارند که معمولاً به اختلالات خوردن مبتلا می‌شوند.


افرادی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند

مسخره شدن از طرف دوستان و اعضای خانواده، پیش‌بینی‌کننده‌ی پرخوری، محدودیت کالری و سایر رویکردهای ناسالم به تغذیه است.


ورزشکاران

کسانی که از آنها انتظار می‌رود به شیوه‌ای خاص ظاهر شوند و عملکرد خاصی داشته باشند، اغلب تمرینات خود را با اقدامات ناسالم کنترل وزن، انواع غذا خوردن، مصرف ملین‌ها و غیره تقویت می‌کنند.


افراد مبتلا به دیابت نوع ۱

از آنجا که افراد مبتلا به دیابت نوع ۱ سطح انسولین خود را کنترل می‌کنند، می‌توانند عمداً کمتر از حد لازم به خود انسولین بدهند. این امر منجر به هایپرگلیسمی و «تخلیه کالری» می‌شود.


افراد رژیمی و «افراد پاک غذا»

روند اخیر به سمت خوردن غذاهای «پاک» می‌تواند به راحتی منجر به محدودیت کالری شود.

محدود کردن رژیم غذایی می‌تواند منجر به اختلالات خوردن شود و بر توانایی‌های جسمی، خلق و خو، تمرکز و فعالیت‌های روزانه شما تأثیر منفی بگذارد. رژیم گرفتن اغلب منجر به فکر کردن مداوم به غذا، احساس محرومیت و تلاش برای کنترل عادات غذایی می‌شود.


اعضای جامعه به حاشیه رانده شده

اقلیت‌ها و دیگر افراد حاشیه‌نشین، تمایل بیشتری به اختلالات خوردن دارند و همچنین کمتر احتمال دارد که برای مشکلات خود کمک دریافت کنند .


افراد کم‌درآمد

افرادی که نزدیک خط فقر زندگی می‌کنند، نسبت به افرادی که ثروتمندتر هستند، بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات خوردن هستند. طبق یک مطالعه، دختران نوجوان از خانواده‌های کم‌درآمد، ۵۳ درصد بیشتر از همتایان ثروتمند خود در معرض ابتلا به پرخوری عصبی هستند.


افراد مبتلا به تروما یا اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

هر کسی که در گذشته آسیب‌های قابل توجهی داشته باشد، چه با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و چه بدون آن، احتمال بیشتری برای ابتلا به اختلال خوردن دارد.


افرادی که با اعتیاد به مواد مخدر دست و پنجه نرم می‌کنند

افرادی که از مواد مخدر و الکل استفاده می‌کنند، به طور قابل توجهی بیشتر در معرض ابتلا به اختلالات مرتبط با غذا هستند.


اختلالات خوردن چگونه درمان می‌شوند؟

مانند هر بیماری دیگری، هر فرد مبتلا به اختلال خوردن به یک برنامه درمانی منحصر به فرد نیاز دارد. بسته به نیاز، بیماران ممکن است در بیمارستان، مرکز درمانی مسکونی یا در مراکز سرپایی ویژه تحت مراقبت قرار گیرند.


یک مرکز درمانی شبانه‌روزی، مراقبت شبانه‌روزی را برای بیمارانی که نیاز به نظارت بر رفتار و وعده‌های غذایی خود دارند، ارائه می‌دهد. مدت زمان درمان شبانه‌روزی بسته به سطح مراقبت مورد نیاز، متفاوت است.


برخی از برنامه‌های درمانی به بیماران اجازه می‌دهند عصرها در خانه استراحت کنند، اما در طول روز به مدت چند ساعت در جلسات درمانی شرکت کنند و بیشتر وعده‌های غذایی در مرکز درمانی صرف شود.

بستری شدن در بیمارستان ممکن است برای بیمارانی که نیاز به نظارت پزشکی دارند یا به مراقبت‌های اضافی در قالب مایعات داخل وریدی، تغذیه از طریق لوله یا بررسی مداوم علائم حیاتی نیاز دارند، لازم باشد.


در مراکز مراقبت سرپایی، بیمار در خانه زندگی می‌کند اما در جلسات هفتگی با ارائه دهندگان مراقبت‌های بهداشتی شرکت می‌کند. این جلسات می‌تواند شامل ارائه دهندگان سلامت روان، متخصصان تغذیه/رژیم درمانی یا هر دو باشد. در درمان سرپایی فشرده، بیمار چندین ساعت در برنامه‌های درمانی، اغلب دو تا سه روز در هفته، شرکت می‌کند.


هیچ رویکرد یکسانی برای مراقبت وجود ندارد و به همین دلیل، بیماران مراقبت‌های متناسب با هر فرد دریافت می‌کنند تا بهترین نتیجه ممکن از درمان آنها تضمین شود.


هر فردی که به دنبال درمان است، وضعیت منحصر به فردی دارد و ممکن است همزمان دارای بیماری‌های روانی نیز باشد، بنابراین مشورت با تیم مراقبت برای تعیین بهترین مسیر پیش رو مهم است.


درمان در همه محیط‌ها می‌تواند اشکال بسیار متنوعی داشته باشد، از جمله برخی از موارد زیر:

درمان شناختی رفتاری

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)

رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT)

درمان مبتنی بر خانواده

درمان برای غلبه بر اختلال خوردن، یک تلاش جمعی از سوی بیمار، شبکه حمایتی او (والدین، همسر، فرزندان، دوستان و غیره) و تیم مراقبت است.


معمولاً بیمار برای ارزیابی با یک ارائه دهنده مراقبت‌های اولیه یا پزشک دیگر همکاری می‌کند. آنها همچنین به یک درمانگر، روانشناس یا روانپزشک مراجعه می‌کنند. در برخی موارد، این تیم ممکن است شامل یک متخصص تغذیه نیز باشد.


روش‌هایی که تیم مراقبت برای درمان این مشکل به کار می‌گیرد، بسته به بیمار متفاوت است. آن‌ها ابتدا به هرگونه مشکل تهدیدکننده زندگی رسیدگی می‌کنند و سپس به سراغ رفع علائم می‌روند.


برای مثال، اگر بیمار غذا نمی‌خورد، نگرانی اصلی همین است. از آنجا، تیم برای تغییر تفکر و رفتار نامنظم تلاش می‌کند. سپس آنها برای ایجاد یک روال غذایی جدید تلاش می‌کنند. پیگیری ممکن است سال‌ها طول بکشد تا بهبودی را تقویت کند.


در برخی موارد، پزشک یا روانپزشک ممکن است داروهای ضد افسردگی، داروهای ضد اضطراب یا سایر داروها را برای کاهش علائم و کمک به بیمار برای تمرکز بر بهبودی توصیه کند. در حالی که تعداد بسیار کمی از داروهای تأیید شده توسط FDA وجود دارد که به طور خاص برای اختلالات خوردن طراحی شده‌اند، پرداختن به سایر مشکلات سلامت روان، مانند اضطراب یا افسردگی، می‌تواند منجر به بهبود قابل اندازه‌گیری شود.


افسانه‌های مربوط به اختلالات خوردن را از بین ببرید

در زیر برخی از رایج‌ترین افسانه‌ها در مورد اختلالات خوردن آورده شده است که می‌توانند به انگ اجتماعی، سوءتفاهم و حتی جلوگیری از مراجعه افراد به پزشک منجر شوند.


افسانه: خانواده‌ها باعث اختلالات خوردن می‌شوند

سابقه خانوادگی و ژنتیک می‌توانند در اختلالات خوردن نقش داشته باشند، اما لزوماً علت اصلی آن نیستند. این چیزی است که بیمار معمولاً در صورت لزوم با تیم مراقبت خود در مورد آن صحبت خواهد کرد.


افسانه: اختلالات خوردن یک انتخاب هستند

مانند سایر بیماری‌های روانی، اختلالات خوردن به عنوان راهی برای مقابله ذهن با سایر مسائل ایجاد می‌شوند. برای درمان اختلالات خوردن، بیمار باید به آن عوامل دیگر نیز بپردازد. این ممکن است زمان ببرد و تقریباً همیشه نیاز به یک درمانگر دارد.


افسانه: عادات غذایی محتاطانه یا سخت‌گیرانه، نوعی اختلال خوردن هستند

«اختلالات خوردن همان خوردن محتاطانه است، بنابراین هر کسی نوعی اختلال خوردن دارد.»

اختلالات خوردن صرفاً یک شکل افراطی‌تر از خوردن پاک، آگاهانه یا با دقت نیستند. آنها نوعی بیماری روانی هستند که با درک نادرست از واقعیت مشخص می‌شوند - حتی در مورد ARFID، که در آن بیمار ممکن است غذا را خطرناک بداند، که تقریباً هرگز درست نیست.

در حالی که بسیاری از افراد روی وزن خود تمرکز دارند یا از آن ناراحت هستند، این بدان معنا نیست که آنها اختلال تغذیه‌ای دارند.


افسانه: بهبود اختلالات خوردن غیرممکن است

گاهی اوقات درمان آنها دشوار است، اما بهبودی قطعاً امکان‌پذیر است. بیماری که به ایجاد یک رابطه سالم با غذا متعهد است، می‌تواند برای حل مسائلی که باعث این اختلال شده‌اند، تلاش کند.

مدت زمان بهبودی به فرد بستگی دارد.

برخی افراد می‌توانند در مراحل اولیه بیماری به اختلال خود رسیدگی کنند. در این صورت، درمان قبل از پیشرفت اختلال، تأثیر روانی و جسمی آن را بر بیمار محدود می‌کند.

در موارد دیگر، بیماری بسیار بیشتر پیشرفت می‌کند. در این موارد، بهبودی ممکن است چالش برانگیزتر باشد اما هنوز هم قابل دستیابی است.


افسانه: فقط دخترها دچار اختلالات خوردن می‌شوند

بسیاری از پسران و مردان نیز آنها را تجربه می‌کنند. در واقع، مردان بیشتر احتمال دارد که در اثر اختلال خوردن بمیرند زیرا این بیماری اغلب برای مدت طولانی‌تری ناشناخته می‌ماند.


افسانه: فقط نوجوانان و بزرگسالان جوان اختلال خوردن دارند

هر کسی می‌تواند در هر زمانی به اختلال خوردن مبتلا شود، اگرچه این اختلال بیشتر در افراد جوان‌تر دیده می‌شود. این امر به دلیل ترکیبی از فشار همسالان و رشد عاطفی است. با این حال، با حمایت، حتی جوانانی که بیشترین آسیب را دیده‌اند نیز می‌توانند از این مشکل عبور کنند.


نحوه تشخیص اختلالات خوردن

متخصصان مراقبت‌های بهداشتی از بسیاری از علائم هشدار دهنده مشابه که در اطلاعات مربوط به اختلالات خوردن فردی در بالا مورد بحث قرار گرفت، برای غربالگری اختلالات خوردن احتمالی استفاده می‌کنند. آنها عمدتاً به دنبال موارد زیر هستند:

وسواس در مورد کاهش وزن و ظاهر یا الگوهای ناسالم غذا خوردن

اجتناب از گروه‌ها یا مکان‌های غذایی خاص، مانند رستوران‌ها یا بوفه مدرسه

علائم هشدار دهنده عاطفی، مانند گوشه گیری یا تحریک پذیری

مشکلات جسمی در تنظیم دما، خواب، مشکلات دستگاه گوارش، دندان‌ها، مو، ناخن‌ها، علائم حیاتی، غش، ضعف عضلانی، سرگیجه یا مشکل در تمرکز

نتایج آزمایشگاهی غیرطبیعی، از جمله تعداد گلبول‌های سفید خون، سطح هورمون‌ها، کمبود مواد مغذی یا کم‌خونی

اگر اختلال خوردن پیشرفت کرده باشد، مشکلات سلامتی نیز به همان نسبت شدیدتر می‌شوند. این مشکلات ممکن است شامل مشکلات قلبی، درد شدید یا پارگی معده، انسداد روده، عفونت‌های باکتریایی، حالت تهوع و استفراغ، بی‌نظمی قند خون، غذای هضم نشده در دستگاه گوارش، آپنه خواب، نارسایی کلیه و موارد دیگر باشد.

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  آزمون نظام مهندسی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خرید گونی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   وکیل حقوقی   |   خرید کتراک   |   بلاگسازان   |   لینک پرومکس   |   خرید آنتی ویروس   |   مصباح ترمز   |   مجله آشپزی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال خرید حضوری و مطمئن ارز دیجیتال مشاهده