طبیعت میلیاردها سال است که سطح زمین را شکل میدهد. با این حال، این شکلدهی تصادفی، آشفته یا بدون برنامهریزی نیست. برعکس؛ عواملی مانند نوع سنگ، ساختار تکتونیکی، آب و هوا، آب، باد و زمان، هر کدام طبق قوانین فیزیکی و شیمیایی خاصی عمل میکنند. برخی از نتایج این فرآیندهای طولانی و آهسته، به نظر میرسد که گویی «آگاهانه طراحی شدهاند».
برخی از مناظر سنگی وجود دارند که در نگاه اول، به جای یک سازند زمینشناسی، تصور یک اثر هنری را ایجاد میکنند. خطوط سیال، هندسههای بینقص، تناسبات متعادل و انتقال رنگهای قوی، این اشکال را از سنگهای معمولی متمایز میکند. با این حال، این جلوه زیباییشناختی نه از قصد طبیعت برای خلق هنر، بلکه از پیامدهای اجتنابناپذیر فرآیندهای زمینشناسی ناشی میشود.
ده منظره سنگی زیر، بارزترین نمونههایی هستند که نشان میدهند زمینشناسی نه تنها از نظر علمی، بلکه از نظر بصری نیز چقدر میتواند چشمگیر باشد. هر کدام نتیجه کار صبورانه میلیونها سال فرآیندهای زمینشناسی است و نشاندهنده بازتابهای سطحی نیروهای پویا در سیاره ما است.

لایههای ماسهسنگ ناواهو به شکل موج که توسط لایهبندی متقاطع و فرسایش تفاضلی در یک محیط بیابانی باستانی تشکیل شدهاند. موج با نوارهای قرمز، نارنجی و زرد که به شکل موج خمیده شدهاند، یکی از نمادینترین سازندهای سنگی جهان است. خطوط روی سطح آن به اندازهای سیال هستند که گویی از قلمموی یک نقاش بیرون آمدهاند و سنگ حس حرکت منجمد را القا میکند. این سازند که در منطقهی بکر پاریا کانیون-صخرههای ورمیلیون در مرز بین آریزونا و یوتا واقع شده است، با سطوح صاف و موجدار خود، منظرهای تقریباً سورئال را ارائه میدهد.
سازند زمینشناسی
منشأ این سازند تقریباً به ۱۹۰ میلیون سال پیش، به دوره ژوراسیک برمیگردد. در آن زمان، این منطقه با یک سیستم بیابانی وسیع شبیه به صحرای مدرن صحرا پوشیده شده بود. تپههای شنی که توسط باد تشکیل شده بودند، به مرور زمان دفن، فشرده و به ماسهسنگ ناواهو تبدیل شدند. سطوح شیبدار تپههای شنی به صورت لایهبندی متقاطع در داخل سنگ حفظ شدهاند.
مهمترین عامل در رسیدن موج به شکل فعلی خود، فرسایش افتراقی است. در حالی که باد و جریان سطحی، لایههای ضعیفتر را فرسایش میدادند، لایههای سختتر غنی از اکسید آهن مقاومت نشان میدادند. این فرسایش انتخابی، شیارها و برآمدگیهای موجمانندی را روی سطح سنگ ایجاد کرد.
رنگها ناشی از سطوح مختلف اکسیداسیون آهن حمل شده توسط آبهای زیرزمینی هستند. اشکال مختلف اکسید آهن، طیف رنگی از قرمزهای تیره تا زردهای کمرنگ ایجاد میکنند. هر نوار رنگی، محیط و زمان ژئوشیمیایی متفاوتی را نشان میدهد. از این نظر، موج نه تنها یک شاهکار بصری، بلکه یک سند زمینشناسی است که رفتار سیستمهای بیابانی باستانی را توصیف میکند.

ستونهای بازالتی شش ضلعی که در اثر انقباض حرارتی در حین خنک شدن جریانهای گدازه پالئوژن تشکیل شدهاند
گذرگاه غولها، نظم هندسی تقریباً کاملی را نشان میدهد که با کنار هم قرار گرفتن تقریباً ۴۰۰۰۰ ستون بازالتی چندضلعی شکل گرفته است. این ستونها از دریا سر بر میآورند و یک سنگفرش طبیعی را تشکیل میدهند که از ساحل تا صخرهها امتداد دارد. اگرچه بیشتر ستونها شش ضلعی هستند، اما ستونهایی با چهار، پنج، هفت یا هشت ضلع نیز وجود دارند. ستونها چنان دقیق در کنار هم قرار گرفتهاند که تقریباً مصنوعی به نظر میرسند.
شکلگیری زمینشناسی
تقریباً ۵۰ تا ۶۰ میلیون سال پیش، در دوره پالئوژن، این منطقه شاهد فعالیت شدید آتشفشانی بود. گدازههای بازالتی که از ترکهای پوسته زمین فوران میکردند، پخش شدند و منطقه را پوشاندند. به دلیل ویسکوزیته پایین، گدازههای بازالتی میتوانند در مناطق وسیعی پخش شوند و به لایههای نسبتاً نازک و گستردهای تبدیل شوند.
هنگامی که گدازههایی که به سطح زمین رسیدند با جو خنک و آب اقیانوس مواجه شدند، به سرعت شروع به خنک شدن کردند و در حین خنک شدن، کاهش حجم را تجربه کردند. این انقباض حرارتی باعث شد که گدازه ترکهای منظمی ایجاد کند.
از آنجایی که شش ضلعیها از نظر فیزیکی کارآمدترین شکل کاهش تنش هستند، ترکها عمدتاً در الگوهای شش ضلعی ایجاد میشوند. این وضعیت مشابه ترکهای شش ضلعی تشکیل شده توسط گل در حال خشک شدن است. شش ضلعیها پایدارترین پیکربندی هندسی هستند که امکان حداکثر کاهش تنش را با حداقل طول ترک فراهم میکنند.
قطر ستونها شاخص مستقیمی از سرعت خنک شدن است. ستونهای نازک در مناطق خنک کننده سریعتر تشکیل میشوند، در حالی که ستونهای ضخیم در مناطق خنک کننده کندتر تشکیل میشوند. در طول میلیونها سال، فرسایش لایههای سنگی رویی را از بین برد و بازالت ستونی را نمایان کرد. عملکرد موج اقیانوس اطلس، این سازند را بیشتر شکل داد و آشکار کرد.
از این نظر، گذرگاه غولها یک آزمایشگاه طبیعی است که به وضوح دینامیک خنککننده جریانهای گدازه را نشان میدهد و نشان میدهد که چگونه تنش حرارتی به کارآمدترین روش تسکین مییابد.

لایههای رنگارنگ سنگهای رسوبی که در اثر بالاآمدگی تکتونیکی و فرسایش تفاضلی در شکل زمین ژانگیه دانشیا شکل گرفتهاند
پارک زمینشناسی ژانگیه دانشیا به خاطر رشتهکوههایش که از لایههای رنگارنگ تشکیل شدهاند، شناخته میشود. رنگهای قرمز، نارنجی، زرد و گاهی سبز در سراسر چشمانداز پخش شدهاند، گویی با ضربات قلمموی پهن نقاشی شدهاند. رنگهای پر جنب و جوش در الگوهای صاف و روان موج میزنند و جلوه بصری چشمگیری ایجاد میکنند. رنگها به خصوص در طلوع و غروب خورشید اشباعتر میشوند و ظاهری تقریباً سورئال به خود میگیرند.
شکلگیری زمینشناسی
این ساختار رنگارنگ نتیجه رسوبگذاری رسوبی، بالاآمدگی تکتونیکی و فرسایش است که با هم کار میکنند. این منطقه بین ۱۰۰ تا ۲۵ میلیون سال پیش در موقعیت یک حوضه بزرگ داخلی قرار داشت. رودخانهها رسوبات مختلفی حاوی مواد معدنی مختلف را حمل و رسوب میکردند. لایههای ماسهسنگ قرمز غنی از اکسید آهن به طور متناوب با لایههای حاوی سایر مواد معدنی رسوب میکردند و پایه و اساس چینهشناسی رنگارنگ را تشکیل میدادند.
برخورد صفحات تکتونیکی هند و اوراسیا نه تنها کوههای هیمالیا را ایجاد کرد، بلکه باعث بالا آمدن در سراسر آسیای مرکزی نیز شد. این بالا آمدن، لایههای رسوبی افقی اولیه را کج و تا کرد و زاویهها و منحنیهای چشمگیری ایجاد کرد.
لایههای مختلف سنگ مقاومت متفاوتی در برابر فرسایش نشان میدهند. لایههای سختتر، برآمدگیها و قلهها را تشکیل میدهند، در حالی که لایههای نرمتر سریعتر فرسایش مییابند و درهها را تشکیل میدهند. این فرسایش انتخابی، لایهبندی رنگارنگ را برجسته میکند و توپوگرافی چشمگیر را آشکار میسازد.
قرار گرفتن مداوم در معرض شرایط جوی باعث اکسیداسیون مواد معدنی حاوی آهن میشود و رنگهای قرمز و نارنجی را حفظ و تشدید میکند. حالتهای اکسیداسیون و ترکیبات معدنی مختلف، طیف وسیعی از رنگهای قابل مشاهده امروزی را ایجاد میکنند.
نتیجه، منظرهای است که در آن ساختار زمینشناسی به هنر قابل مشاهده تبدیل میشود. هر نوار رنگی نشان دهنده یک محیط رسوبی و دوره زمانی خاص است. از این نظر، ژانگیه دانکسیا نه تنها یک ضیافت بصری، بلکه یک کتاب سنگی برای خواندن تاریخ زمینشناسی منطقه است.

دره آنتلوپ یک دره شکافی است که به خاطر دیوارههای صاف و سیال خود شناخته میشود. دیوارهها مانند آب یخزده انحنا دارند و پیچ میخورند. پرتوهای نوری که از دهانه باریک بالا وارد میشوند، جلوههای نوری چشمگیری ایجاد میکنند که در طول روز تغییر میکنند. دیوارههای ماسهسنگی، درجهبندیهای رنگی ظریفی از نارنجی پررنگ تا صورتی کمرنگ را نشان میدهند و بافتهای سطحی تقریباً سیال به نظر میرسند.
شکلگیری زمینشناسی
دره آنتلوپ طی میلیونها سال از طریق فرآیندی که تحت تأثیر سیل ناگهانی قرار دارد، از میان ماسهسنگ ناواهو تراشیده شده است. منطقه فلات کلرادو بارندگی شدید اما نادری را دریافت میکند. هنگامی که طوفان رخ میدهد، آب در حوضههای زهکشی جمع میشود و به کانالهای باریک قیف میشود و سیلهای ناگهانی قدرتمندی ایجاد میکند. این سیلها انرژی فرسایشی عظیمی را حمل میکنند که در فضاهای باریک متمرکز شدهاند.
آب با حرکت سریع، اختلاف فشار ایجاد میکند که به معنای واقعی کلمه میتواند تکههایی را از دیوارههای سنگ جدا کند. این فرآیند در امتداد نقاط ضعف طبیعی سنگ مانند صفحات و درزهای بستر مؤثرتر است و به عنوان کندن هیدرولیکی شناخته میشود.
سیلها شن، ماسه و تخته سنگهایی را حمل میکنند که به عنوان ابزار برش عمل میکنند و دیوارههای دره را میسایند. این اثر سایشی، سطوح سنگ را صیقل میدهد و خطوط صاف و روان درههای شکافدار را ایجاد میکند.
آبی که از میان ماسهسنگ عبور میکند، سیمان کربنات کلسیم بین دانههای شن را حل میکند، سنگ را ضعیف میکند و آن را بیشتر در معرض فرسایش قرار میدهد. این هوازدگی شیمیایی با فرسایش فیزیکی هماهنگ عمل میکند.
عرض باریک دره، نیروهای فرسایشی را متمرکز میکند و به آب اجازه میدهد کانالهای عمیق را در یک بازه زمانی زمینشناسی نسبتاً کوتاه ایجاد کند. منحنیهای صاف و اشکال روان، نتیجه عبور آب از مسیر کمترین مقاومت در سنگ است که اشکال طبیعی و سادهای را ایجاد میکند.

غارهای مرمری فرسایش یافته توسط امواج که در اثر انحلال شیمیایی و فرسایش فیزیکی در امتداد خط ساحلی دریاچه یخچالی تشکیل شدهاند.
غارهای مرمری مجموعهای از غارهای طبیعی هستند که در امتداد سواحل دریاچه جنرال کاررا در پاتاگونیای شیلی، در سنگ مرمر خالص تراشیده شدهاند. دیوارهای غار الگوهای چرخشی از سنگ مرمر آبی، خاکستری و سفید را به نمایش میگذارند و انعکاس آب فیروزهای دریاچه، درخشش آبی آسمانی را در سراسر غارها ایجاد میکند. سطوح صاف و موجدار، فضاهایی شبیه به کلیسای جامع با درجهای تقریباً کامل از طبیعی بودن ایجاد میکنند.
شکلگیری زمینشناسی
غارهای مرمر از طریق یک توالی خاص از فرآیندهای زمینشناسی تشکیل شدهاند. سنگ مادر با رسوب سنگ آهک در یک اقیانوس باستانی آغاز شد. تقریباً 300 تا 400 میلیون سال پیش، فعالیت تکتونیکی این لایههای سنگ آهک را در اعماق پوسته زمین دفن کرد. در اینجا، گرما و فشار آنها را از طریق تبلور مجدد کربنات کلسیم به سنگ مرمر تبدیل کرد.
فعالیتهای تکتونیکی بعدی، سنگ مرمر را بالا آورده و آن را به سطح زمین آورده و در امتداد سواحل دریاچه جنرال کاررا نمایان کرده است. از آخرین عصر یخبندان، تقریباً به مدت ۶۰۰۰ سال، امواج دریاچه، سنگ مرمر را تراشیدهاند. ترکیب کربنات کلسیم خالص، سنگ مرمر را نسبتاً نرم و مستعد هوازدگی شیمیایی و فیزیکی میکند.
آب دریاچه، که به دلیل دی اکسید کربن محلول کمی اسیدی است، به آرامی کربنات کلسیم را حل میکند و سطوح صاف و روان ایجاد میکند و حفرههای طبیعی را در سنگ بزرگ میکند. رنگهای آبی چرخان ناشی از انعکاس آب فیروزهای دریاچه حاوی پودر سنگ مشتق شده از یخچالهای طبیعی است. این پودر سنگ به آب رنگ خاص خود را میدهد. نوارهای خاکستری و سفید در سنگ مرمر نشان دهنده ناخالصیها و دورههای مختلف تبلور در سنگ دگرگونی اولیه است.
غارها همچنان در حال تکامل هستند؛ فعالیت مداوم امواج و هوازدگی شیمیایی به تدریج شکل آنها را تغییر میدهد. سطح آب دریاچه به صورت فصلی در نوسان است و الگوهای فرسایشی متفاوتی را در ارتفاعات مختلف ایجاد میکند.

تراسهای معدنی که توسط تخلیه مداوم آب زمینگرمایی و بارش تراورتن تشکیل شدهاند
آبفشان فلای یک سازه ماورایی است که از چندین مناره پوشیده از مواد معدنی تشکیل شده است که آب به طور مداوم از آنها جاری میشود. تپهها با رنگهای روشن: قرمز، نارنجی، زرد و سبز پوشیده شدهاند. این سازه مانند یک منظره بیگانه یا یک مجسمه روانگردان است. بخار به طور مداوم از آبفشان بلند میشود و به ظاهر سورئال آن کمک میکند.
شکلگیری زمینشناسی
برخلاف اکثر سازندهای موجود در این لیست، آبفشان فلای تا حدی انسانی است، اما فرآیندهای شکلدهنده آن کاملاً طبیعی هستند. در سال ۱۹۶۴، یک شرکت انرژی زمینگرمایی یک چاه اکتشافی در این منطقه حفر کرد. این چاه با یک منبع آب زمینگرمایی مواجه شد، اما هنگام رها شدن به درستی آببندی نشده بود.
آب گرم شده زمینگرمایی تحت فشار شروع به فرار از طریق چاهی کرد که به طور نامناسب آببندی شده بود. این آب از اعماق زمین میآید، جایی که به دلیل نزدیکی به محفظههای ماگما گرم میشود. آب زمینگرمایی با مواد معدنی محلول اشباع شده است. عمدتاً کربنات کلسیم و سیلیس. با رسیدن آب گرم به سطح و سرد شدن آن، این مواد معدنی از محلول رسوب میکنند و به تدریج تپههای تراورتن قابل مشاهده امروزی را تشکیل میدهند.
جلبکهای گرمادوست (گرمادوست) و سیانوباکتریها سطوح مرطوب و غنی از مواد معدنی را استعمار میکنند. گونههای مختلف در دماهای مختلف رشد میکنند و درجهبندیهای رنگی واضحی ایجاد میکنند. رنگهای قرمز و نارنجی از رنگدانههای کاروتنوئیدی در جلبکها ناشی میشوند، در حالی که رنگهای سبز از کلروفیل میآیند.
این آبفشان فعال باقی میماند؛ آب به طور مداوم جریان مییابد و لایههای معدنی جدیدی را رسوب میدهد. این سازند با گذشت زمان بلندتر میشود و شکل خود را تغییر میدهد و آن را به منظرهای پویا و در حال تکامل تبدیل میکند. در حالی که حفاری اولیه مصنوعی بود، سازندهای معدنی و رنگهای دیدنی آن نتیجه فرآیندهای زمینشناسی و بیولوژیکی طبیعی است که در هر چشمه زمینگرمایی رخ میدهد.

تصلبهای سنگی کروی که توسط رسوب مواد معدنی متحدالمرکز در گلسنگ پالئوسن تشکیل شدهاند. تخته سنگهای موراکی سنگهای کروی بزرگی هستند که در امتداد ساحل کوئکوهه در جزیره جنوبی نیوزیلند پراکنده شدهاند. این سنگهای تقریباً کاملاً گرد، که قطر برخی از آنها تا ۳ متر میرسد، مانند تیلههای غولپیکر در ساحل قرار دارند. بسیاری از آنها ترک خورده و ساختارهای کریستالی درون خود را نشان میدهند. کمال هندسی شکل کروی آنها در مقابل اشکال آلی منظره اطراف چشمگیر است.
شکلگیری زمینشناسی
تخته سنگهای موراکی، سنگهای رسوبی هستند که در دوران پالئوسن، تقریباً ۶۰ میلیون سال پیش، در گلسنگ سازند موراکی تشکیل شدهاند. این فرآیند زمانی آغاز شد که ذرات کوچک یا مواد آلی در کف اقیانوس باستانی به محلهای هستهزایی برای رسوب مواد معدنی تبدیل شدند. این ذرات میتوانستند پوسته، استخوان یا صرفاً دانههای معدنی باشند.
کربنات کلسیم محلول در آب دریا در لایههای متحدالمرکز در اطراف نقاط هستهزایی رسوب میکند. این فرآیند شبیه به نحوه تشکیل مروارید در اطراف یک ماده محرک در صدف است. این فرآیند در رسوب گلسنگ نرم رخ داده است.
هندسه کروی ناشی از نرخ بارش یکنواخت در همه جهات از مرکز است. این امر کارآمدترین شکل هندسی را برای نسبت حجم به سطح ایجاد میکند. کربنات کلسیم، رسوبات را به صورت تودههای بسیار سختی سیمانی کرد، در حالی که گلسنگ اطراف آن نسبتاً نرم باقی ماند.
طی میلیونها سال، فرسایش ساحلی به تدریج گلسنگ نرم را از بین برد و تودههای بسیار سختتر را نمایان کرد. سنگهایی که زمانی در دیواره صخره تشکیل شده بودند، اکنون در ساحل قرار دارند. برخی از سنگها دارای حفرههای داخلی و الگوهای کریستالی تابشی هستند. این سنگها زمانی تشکیل شدهاند که مواد معدنی اضافی در حفرهها یا در امتداد ترکهای درون توده اولیه رسوب کردهاند.
دقت شکل کروی آنها نشان میدهد که چگونه فرآیندهای زمینشناسی میتوانند از طریق روشهای کاملاً فیزیکی و شیمیایی، اشکال هندسی فوقالعاده منظمی ایجاد کنند.

منطقه کاپادوکیه به خاطر صخرههای مخروطی شکل خارقالعادهای به نام «دودکشهای پری» یا هودو معروف است. این برج ها که ارتفاع برخی از آنها به 40 متر می رسد، دارای کلاهک های صخره ای سخت تری هستند که ظاهری شبیه قارچ به آنها می دهد. سنگ نرم و کم رنگ پر از خانه ها و کلیساهای کنده کاری شده است که ترکیبی منحصر به فرد از چشم انداز طبیعی و تغییر یافته توسط انسان ایجاد می کند.
سازند زمین شناسی
چشم انداز متمایز کاپادوکیه نتیجه فعالیت های آتشفشانی و به دنبال آن فرسایش انتخابی است. بین 9 تا 3 میلیون سال پیش، آتشفشان های مجاور به طور مکرر فوران کردند و منطقه را با لایه های ضخیم خاکستر و توف (خاکستر آتشفشانی ادغام شده) پوشاندند. جریان های گدازه گاهی بین لایه های خاکستر پراکنده می شدند.
رسوبات آتشفشانی یک ساختار لایهای متمایز با لایههای توف نرمتر در زیر کلاهکهای بازالتی سختتر ایجاد کردند. لایه های توف از خاکستر آتشفشانی ریز تشکیل شده است که در سنگ های نسبتاً نرم تثبیت می شود.
باد، باران و نوسانات دما به تدریج توف نرم را فرسایش میدهند، اما با سرعتهای متفاوت بسته به مقاومت سنگ. کلاهک های بازالتی سخت تر، توف را مستقیماً در زیر خود محافظت می کنند، در حالی که توف محافظت نشده اطراف سریعتر فرسایش می یابد.
با ادامه فرسایش، ستونهای توف محافظتشده با کلاهکهای بازالتی دستنخورده باقی میمانند و پروفیلهای قارچمانند متمایز ایجاد میکنند. در نهایت، کلاهک ها می افتند و توف باقی مانده با سرعت بیشتری فرسایش می یابد. چشم انداز همچنان در حال تغییر است. دودکشهای پری جدید زمانی که فرسایش توف محافظت شده قبلی را در معرض دید قرار میدهد، تشکیل میشوند، در حالی که دودکشهای قدیمیتر با از دست دادن کلاهکهای محافظ خود به تدریج ناپدید میشوند.
رنگ های کم رنگ منطقه از ترکیب خاکستر آتشفشانی ناشی می شود، در حالی که رنگ آمیزی اکسید آهن باعث ایجاد تغییرات رنگی ظریف می شود. صخره نرم همچنین به انسان این امکان را داده است که شبکه های گسترده ای از خانه ها، صومعه ها و شهرهای زیرزمینی را در سازندها کند.

تپههای آهکی مخروطی که در اثر هوازدگی کارست و فرسایش دیفرانسیل نهشتههای دریایی برآمده تشکیل شدهاند.
تپه های شکلاتی شامل حداقل 1260 تپه مخروطی شکل است که در منطقه ای به وسعت بیش از 50 کیلومتر مربع در جزیره بوهول پراکنده شده اند. در طول فصل خشک، چمن پوشاننده تپهها به رنگ قهوهای شکلاتی در میآید و نام آنها را میدهد و منظرهای از تپههای هندسی ایجاد میکند که تقریباً مصنوعی به نظر میرسد. هر تپه بین 30 تا 120 متر ارتفاع دارد و دارای اشکال متقارن و مخروطی است که نظم آنها تقریباً مصنوعی به نظر می رسد.
سازند زمین شناسی
منشا تپه های شکلاتی هنوز تا حدودی مورد بحث است، اما پذیرفته شده ترین توضیح شامل سنگ آهک دریایی و فرسایش بعدی است. سنگ مادر از نهشتههای صخرههای مرجانی زمانی که منطقه در دوران پلیوسن، تقریباً 2 تا 5 میلیون سال پیش، در زیر اقیانوس قرار داشت، تشکیل شد. این لایه های سنگ آهک به عمق قابل توجهی انباشته شدند.
فعالیت تکتونیکی سنگ آهک را از سطح دریا بالا برد و آن را در معرض هوازدگی و فرسایش قرار داد. بالا آمدن ممکن است سنگ را در امتداد مفاصل و گسل های متعدد شکسته باشد. بارندگی که به طور طبیعی توسط دی اکسید کربن محلول اسیدی می شود، از طریق انحلال سنگ آهک را از نظر شیمیایی هوازدگی می کند. این فرآیند ترجیحاً به سنگ در امتداد مفاصل و شکستگی ها حمله می کند.
نواحی سنگ آهک مقاومتر یا آنهایی که کمتر تحت تأثیر شکستگی قرار گرفتهاند، کندتر فرسایش مییابند، در حالی که نواحی ضعیفتر سریعتر فرسایش مییابند. این امر تپه های مخروطی شکل را ایجاد کرد که توسط دره ها از هم جدا شده بودند. اندازه و فاصله نسبتاً یکنواخت تپهها نشان میدهد که احتمالاً در امتداد شبکهای منظم از شکستگیهای مربوط به نیروهای تکتونیکی که منطقه را بالا برده تشکیل شدهاند.
رشد فصلی چمن تپه ها را می پوشاند. در طول فصل خشک، علفها میمیرند و قهوهای میشوند و ظاهری «شکلاتی» ایجاد میکنند که نام تپهها را به آن داده است. یکنواختی قابل توجه اندازه و شکل آنها را به یکی از چشمگیرترین مناظر بصری زمین شناسی تبدیل می کند.

سازندهای سنگ گچی که توسط فرسایش شن و ماسه ناشی از باد در نزدیکی سطح زمین به شکل قارچ تبدیل شده است.
صحرای سفید مصر دارای ساختارهای گچ سفید سورئال است که به شکل قارچ مانند، اشکال حیوانات و ساختارهای انتزاعی حجاری شده است. صخره سفید خالص تضاد چشمگیری با شن های طلایی و آسمان آبی عمیق ایجاد می کند و محیطی را ایجاد می کند که بیشتر شبیه یک منظره بیگانه به نظر می رسد تا یک پارک مجسمه. برخی از سازندها شبیه مرغ، ابوالهول یا آثار هنری مدرن انتزاعی هستند.
سازند زمین شناسی
صحرای سفید از طریق ترکیبی متمایز از رسوبات دریایی و فرسایش بادی شکل گرفته است. در طول دوره کرتاسه، تقریباً 75 میلیون سال پیش، این منطقه توسط یک دریای استوایی کم عمق پوشیده شده بود. موجودات دریایی میکروسکوپی با پوستههای کربنات کلسیم مردند و در طول میلیونها سال در کف دریا تجمع کردند و لایههای ضخیمی از گچ سفید خالص را تشکیل دادند.
فعالیت های زمین ساختی بعدی، کف دریای باستانی را بالا برد و آن را به خشکی تبدیل کرد. لایه های گچ، در اصل افقی، در معرض هوازدگی جوی قرار گرفتند. مجسمه ساز اصلی صحرای سفید شن و ماسه بادی است. ذرات ریز ماسه حمل شده توسط باد به عنوان یک عمل می کنند
فعالیتهای تکتونیکی بعدی، کف دریای باستانی را بالا آورد و آن را به خشکی تبدیل کرد. لایههای گچی که در ابتدا افقی بودند، در معرض هوازدگی جوی قرار گرفتند. عامل اصلی شکلگیری کویر سفید، شن و ماسه بادی است. ذرات ریز شن که توسط باد حمل میشوند، به عنوان ساینده عمل میکنند و به تدریج گچ نرمتر را از بین میبرند. این فرآیند که فرسایش بادی نامیده میشود، در سطح زمین که شن و ماسه بادی بیشترین غلظت را دارد، مؤثرتر است.
شکلهای متمایز قارچ به این دلیل شکل میگیرند که فرسایش بادی در نزدیکی زمین، جایی که غلظت شن و ماسه در بالاترین حد است، قویترین است. این امر باعث ایجاد "ساقههای" باریک قارچها میشود، در حالی که "کلاهکها" در بالای منطقه حداکثر فرسایش محافظت میشوند.
تغییرات کوچک در ترکیب گچ، تفاوتهایی در مقاومت در برابر فرسایش ایجاد میکند. لایههای سختتر، گچ نرمتر زیر خود را محافظت میکنند و منجر به تشکیل کلاهکها و برآمدگیها میشوند. این سازندها همچنان در حال تکامل هستند. الگوهای باد، تأمین شن و تغییرات آب و هوایی، همگی بر میزان فرسایش تأثیر میگذارند.
رنگ سفید درخشان ناشی از ترکیب کربنات کلسیم خالص گچ است که تقریباً تمام نور مرئی را منعکس میکند. نبود اکسید آهن و سایر مواد معدنی که به سنگ رنگ میدهند، آن را سفید و بکر نگه میدارد.
این ده منظره نشان میدهد که زمینشناسی نه تنها علم، بلکه هنر در مقیاس سیارهای است. هر سازند، اصول اساسی زمینشناسی را آشکار میکند: فرسایش، رسوبگذاری، هوازدگی شیمیایی و نیروهای تکتونیکی که با هم کار میکنند تا اشکال زیبایی خارقالعادهای ایجاد کنند.
آنچه این مناظر را بسیار جذاب میکند، تلاقی الگو و تصادفی بودن است. فرآیندهای زمینشناسی از قوانین فیزیکی و شیمیایی پیروی میکنند که الگوهای قابل تشخیصی ایجاد میکنند: ستونهای شش ضلعی بازالت، شکل کروی بتنریزیها، منحنیهای موجمانند فرسایش تفاضلی. با این حال، هر سازند منحصر به فرد است و با ترکیب خاصی از نوع سنگ، آب و هوا، زمان و تاریخ زمینشناسی در آن مکان شکل میگیرد.
این مناظر همچنین به ما یادآوری میکنند که سطح زمین ایستا نیست، بلکه دائماً در حال تکامل است. برای زمینشناسان، این سازندهای سنگی چیزی بیش از کنجکاویهای زیبا هستند. آنها کتابهای درسی نوشته شده بر روی سنگ هستند که میلیونها یا میلیاردها سال از تاریخ زمین را ثبت میکنند.
درک این مناظر سنگی، شگفتی را کاهش نمیدهد؛ بلکه آن را افزایش میدهد. دانستن اینکه منحنیهای بینقص موج از تپههای شنی باستانی شکل گرفتهاند یا ستونهای گذرگاه جاینتز (Giant’s Causeway) از گدازههای سرد شده ناشی شدهاند، درک ما را از زیبایی و مقیاسهای زمانی دخیل در ایجاد آنها عمیقتر میکند.
دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○
مشاهده